𝙇𝙞𝙩𝙩𝙡𝙚 𝙒𝙝𝙖𝙡𝙚
رفتن به کانال در Telegram
His Life is Among Light and Colors 🐋🌄 t.me/HidenChat_Bot?start=5512334071
نمایش بیشتر965
مشترکین
+124 ساعت
+87 روز
+930 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+40
در 3 کانالها
مه '26
+8
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+18
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+5
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+27
در 4 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+22
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+22
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+18
در 4 کانالها
Get PRO
اوت '25
+18
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+21
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+38
در 9 کانالها
Get PRO
مه '25
+166
در 14 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+41
در 7 کانالها
Get PRO
مارس '25
+82
در 25 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+101
در 17 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+155
در 16 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+146
در 53 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+344
در 39 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+193
در 23 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+228
در 33 کانالها
Get PRO
اوت '24
+76
در 9 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+151
در 19 کانالها
Get PRO
ژوئن '240
در 12 کانالها
Get PRO
مه '240
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '240
در 3 کانالها
Get PRO
مارس '240
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '240
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+116
در 2 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 26 ژوئن | +2 | |||
| 25 ژوئن | +1 | |||
| 24 ژوئن | +2 | |||
| 23 ژوئن | +2 | |||
| 22 ژوئن | +2 | |||
| 21 ژوئن | +1 | |||
| 20 ژوئن | +4 | |||
| 19 ژوئن | 0 | |||
| 18 ژوئن | +2 | |||
| 17 ژوئن | 0 | |||
| 16 ژوئن | +7 | |||
| 15 ژوئن | 0 | |||
| 14 ژوئن | 0 | |||
| 13 ژوئن | 0 | |||
| 12 ژوئن | +1 | |||
| 11 ژوئن | +1 | |||
| 10 ژوئن | 0 | |||
| 09 ژوئن | 0 | |||
| 08 ژوئن | +1 | |||
| 07 ژوئن | +1 | |||
| 06 ژوئن | +2 | |||
| 05 ژوئن | 0 | |||
| 04 ژوئن | +7 | |||
| 03 ژوئن | +1 | |||
| 02 ژوئن | +1 | |||
| 01 ژوئن | +2 |
پستهای کانال
روزها از گلوی ما رد میشن، شبها از روی استخونامون. سهممون از دنیا، کف دستای زخمخورده و چشماییه که خواب رو یادشون رفته. زندگی مثل یه سگ ولگرد افتاده به جونمون؛ نه اونقدر گاز میگیره که بمیری، نه اونقدر ولت میکنه که نفس بکشی. فقط هر روز یه تیکه از آدم رو با خودش میبره. انگار قرار بوده آخرش چیزی از ما نمونه، جز ردِ پاهایی که هیچوقت به خونه نرسیدن.
مقصد؛ همون نقطهایه که ازش فرار کردیم.
۱۴۰۵/۰۴/۰۴
-طه
| 2 | بدون متن... | 143 |
| 3 | بدون متن... | 1 |
| 4 | رئیس 🌊❤️ | 290 |
| 5 | به به تولد رئیس رسید
ینی هیچی بجز آواز سولماز نراقی بالا سر استاد برای امروز مناسب نیست | 85 |
| 6 | فیلم ساکن طبقه وسط - شهاب حسینی رو کسی داره بفرسته برام ؟ :) | 1 |
| 7 | بین متن های کوتاهی که نوشتم
این یکی از سه تا نوشته محبوبمه :) | 18 |
| 8 | ***
اگر روزی از من بپرسند او که بود،
خواهم گفت:
کودکی تنها،
نشسته در قایقی کوچک
در دل اقیانوسی بیانتها؛
آرام،
بیهراس از عمق و طوفان،
تنها پارو میزد.
او برای من ؛همیشه بوی اقیانوس
میدهد.
-طه
@asletahaa | 13 |
| 9 | بین متن های کوتاهی که نوشتم
این یکی از سه تا نوشته محبوبمه :) | 1 |
| 10 | گاهی فکر میکنم بعضی آدمها را برای ماندن به ما نمیدهند،
برای این میآورند که معنای یک فقدانِ طولانی را یاد بگیریم.
نه آن فقدانی که با رفتن آغاز میشود،
آن یکی که در اوجِ حضور شکل میگیرد.
وقتی همهچیز سر جای خودش است،
اما چیزی در عمقِ جانت مدام زمزمه میکند که این آرامش، خانهی همیشگیِ تو نیست.
شبیه ایستادن کنار دریا و دانستنِ اینکه هیچوقت نمیتوانی آب را با خودت ببری.
فقط میتوانی بنشینی،
موجها را تماشا کنی،
و هر بار که به ساحل میرسند،
بیشتر از قبل بفهمی که چقدر به چیزی دل بستهای که قرار نیست مالِ تو باشد.
بعضی آدمها میآیند تا گوشهای از روحت را بیدار کنند که پیش از آن حتی از وجودش خبر نداشتی.
بعد از آن، جهان همان جهانِ قبلی است،
اما دیگر هیچچیز به شکلِ قبل دیده نمیشود.
انگار کسی پنجرهای رو به منظرهای بیانتها باز کرده باشد؛
منظرهای که نمیتوانی در آن زندگی کنی،
اما دیگر هم نمیتوانی فراموشش کنی.
و تو تبدیل به زخمی از جنس نور شدی بر تنِ من.
۱۴۰۵/۰۳/۳۰
-طه | 430 |
| 11 | Excelsior! | 350 |
| 12 | زندگی شبیه رودخانهای نیست که به دریا فکر کند؛ بیشتر به سنگی میماند که قرنها زیر دندانِ آب خوابیده است. هر روز چیزی از آن کنده میشود، بیآنکه صدایی بلند شود. نبرد همینجاست؛ نه در فریادها، نه در زخمهای آشکار. در آن فرسایشِ خاموشی که جهان با حوصلهای بیپایان بر جان آدمی تحمیل میکند. و آدم، با همهی ترکهایی که برمیدارد، هنوز رازِ فرو نریختن را از جایی در تاریکیِ خود حفظ کرده است. انگار تمامِ ما قلعههایی هستیم که مدتهاست سقوط کردهایم، اما دیوارهایمان هنوز خبر را باور نکردهاند.
۱۴۰۵/۰۳/۲۸
-طه. | 523 |
| 13 | بدون متن... | 1 |
| 14 | فردا میریم دفاع ارشد «میربابا» | 156 |
| 15 | بدون متن... | 158 |
| 16 | بدون متن... | 160 |
| 17 | 💫 | 154 |
| 18 | و با این همه، در عمیقترین گوشهی روح، همیشه اتاقی خاموش باقی میماند. اتاقی که پنجرههایش سالهاست رو به هیچ منظرهای باز نمیشوند و هوا در آن بوی گذشته میدهد. چراغ کوچکی در آن روشن مانده؛ برای کسی که دیگر از آن در وارد نخواهد شد، برای صدایی که سالهاست در راهروهای حافظه گم شده، برای حضوری که رفته اما نبودنش هنوز شکلِ دقیقی به خودش نگرفته است. گاهی فکر میکنم آدم بزرگ نمیشود؛ فقط یاد میگیرد با این اتاقِ روشنِ بیمهمان؛ زندگی کند. | 432 |
| 19 | زمان، برخلاف چیزی که همیشه گفتهاند، مرهم نیست. فقط روی همهچیز لایهای از سکوت میکشد؛ آنقدر نازک که از دور شبیه فراموشی به نظر میرسد. اما کافیست شبی بیهوا، خاطرهای از گوشهای تاریک سر بلند کند تا بفهمی هیچچیز از بین نرفته است. همهچیز همانجاست؛ دستنخورده، زنده، منتظر.
زمان، فقط لبههای تیز خاطرهها را گرد میکند تا بتوانی آنها را در دست بگیری و هر بار زخمی نشوی. دردها را از میانهی زندگی جمع میکند و در دورترین اتاقهای قلب میچیند؛ جایی که کمتر به آن سر میزنی، اما هرگز درش را نمیبندی. فاصله میاندازد میان آدم و آنچه دوست داشته، میان رویاها و سرنوشتشان، میان نامها و صداهایی که روزی تمام جهان آدم بودند.
۱۴۰۵/۰۳/۲۶
-طه. | 439 |
| 20 | و بهاری که باران و باروت باهم میباریدند. | 311 |
اکنون در دسترس! پژوهش تلگرام ۲۰۲۵ — مهمترین بینشهای سال 
