fa
Feedback
درخت‌نشین

درخت‌نشین

رفتن به کانال در Telegram

گذرگاه پیره جادوگری کلاغ بر دوش که با دایناسور شخصی خویش تردد می‌کرد. در پی نجات ستارگان. این‌جا، برای من آیندست. @GrandmotherWillow_bot https://t.me/harfmanrobot?start=5502300261

نمایش بیشتر
إيران232 375دسته بندی مشخص نشده است
Buy Ad
183
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1230 روز
آرشیو پست ها
و مارا به حالی سبز و همیشه سبز، برگردان.

Alireza Ghorbani - Dar Zolfe To Avizam.mp39.81 MB

این رو هم وقتی داشتم می‌اومدم گوش دادم، یحتمل تیتراژ پایانی اون سیت‌کامه.

این رو صبح علی الطلوع تو مسیر رفتن به دانشگاه گوش دادم و حس کردم زندگیم یه سیت‌کامه که با این آهنگ شروع می‌شه.

یک گربه در جیبم، یک پروانه در کیفم و آفتاب‌گردانی در قلبم دارم، دیگر چه می‌خواهم؟

photo content
+3

مانده تا برف زمین آب شود. مانده تا بسته شود این همه نیلوفر وارونه چتر. ناتمام است درخت. زیر برف است تمنای شنا کردن کاغذ در باد و فروغ‌تر چشم حشرات و طلوع سر غوک از افق درک حیات. مانده تا سینی ما پر شود از صحبت سنبوسه و عید. در هوایی که نه افزایش یک ساقه طنینی دارد و نه آواز پری می‌رسد از روزن منظومه برف تشنه زمزمه‌ام. مانده تا مرغ سرچینه هذیانی اسفند صدا بردارد. پس چه باید بکنم من که در لخت‌ترین موسم بی‌چهچه سال تشنه زمزمه‌ام؟ بهتر آن است که برخیزم رنگ را بردارم روی تنهایی خود نقشهٔ مرغی بکشم. -سهراب سپهری

کوه‌ها، ابرها، برف، نور، درخت! شبیه شعر سهرابه.

موز و چایی در جوار بینالود.
+5
موز و چایی در جوار بینالود.

Repost from اَشاچه
#مکتوبات
#مکتوبات

Repost from N/a
کاش باهوش بنظر میومدم. منظورم اینه اگر قرار بود یه nerd به نظر بیام، حداقل در خودم بخشی ازین توانایی قرار داشت. در دریایی از سردرگمی گم شدم. نمیدونم دیگه چیو دوست دارم. نمیدونم تو چی استعداد دارم و نمیدونم چی باعث میشه با خوندنش هیجان زده بشم. حس میکنم در هر چیزی دارم افراط به خرج میدم و در عین حال هیچ انرژی براش نمیذارم. حس میکنم دارم در حق مغزم اجحاف میکنم. ازش درست استفاده نمیکنم. سیستم معیوب سوشال مدیا داره عملا تاثیر شگرف خودش رو میذاره. خودم میدونم که باید از مغزم و قدرت انتخابم استفاده کنم. و اونایی که میگن من اگه بخوام شبکه های اجتماعیمو پاک میکنم، فقط دروغگو هایی در قالب فرشته هستن. دیروز فقط چند ساعت اینستاگرام قطع شد و دیدیم که دریافت دوپامین از دنیای واقعی چقد میتونه سخت باشه. دلم میخواد تلفنم رو از بین ببرم، از مغزم بیشتر استفاده کنم ولی دارم چرت میگم.

Is this the road I have to take?

عاقبت آدم‌هایی مثل من چه می‌شود؟ قلمی به‌دست می‌گیرند یا تفنگی؟

وقتی خودت رو تو قالب‌های مختلف جا بدی شکل اصلی‌ت رو گم می‌کنی.

خرگوش سرزمین عجایب، انقدر به‌ حرفش گوش ندادم که از دستم عصبانی شد و دست من رو بین راه ول کرد و حالا دارم بی‌راهه می‌رم و گم شدم. من گم‌ شدم و خونه خیلی دوره و باید به گذشته برگردی تا رگه‌هایی ازش رو ببینی، یک حبابه، یک توهم‌. و ترس و غم هم به شادی گوش ندادن و به تموم گوی‌های خاطرات من دست زدن و الان یه ذهن کاملا آبی دارم، تموم جزیره‌ها هم ویران شدن. و من دیگه امید ندارم که بتونم کلاه‌دوز رو پیدا کنم و قوای ذهنیم بر اثر فکر اینکه بشینم یا ادامه بدم هم داره تموم می‌شه. من گم شدم، لطفا برگرد تا قبل از اینکه بشینم.

مامان می‌گه انقدر تو بچگی عروس مردگان رو دوست داشتی و نگاه می‌کردی که الان شبیه‌اش شدی. آره مامان کاش فقط ظاهرم شبیه‌اش بود.

سهم غم امروز.

سبز سبزم، ریشه دارم من درختی استوارم