382
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
Repost from N/a
#طرحواره_رهاشدگی
♨️ باور زیربنایی طرحواره طرد و رها شدگی (#من_تنهام) است.
_ این افراد معمولاً علیرغم میل باطنی شان #صمیمیت_گریز هستند.
_ به صورت ناخودآگاه به آب و آتش میزنند، تا تنها نمانند.
♨️ این اسکیما به دو شکل #وابسته و #بیثبات تجربه میشود.
در نوع #وابسته آویزان می شویم و کنترل می کنیم.
_ در نوع #بی_ثبات رابطه برقرار می کنیم و کات می کنیم.
در هر صورت نتیجه #تنهایی است یعنی در نهایت تنها هستیم.
☄ معمولاً طرحواره های محرومیت هیجانی و رهاشدگی، طرحواره های
#وابستگی،
#اطاعت و
#ایثار را فعال نگه می دارند.
Repost from N/a
°
✅ ریشه های تحولی تله زندگی رها شدگی
1- ممکن است شما زمینه بیولوژیکی اضطراب جدایی داشته باشید که در این صورت تحمل تنهایی برای شما سخت و طاقت فرسا می شود.
2- در سن کودکی شما، یکی از والدین تان از دنیا رفته باشد و یا برای همیشه شما را ترک کرده باشد.
3- در سن کودکی شمل، مادرتان در بیمارستان بستری بودن یا برای مدت زیادی از شما دور بوده.
4- شما تحت سرپرستی دایه یا پرستار بزرگ شدید یا در سنین نوزادی به موسسات شبانه روزی یا مراکز نگهداری اطفال سپرده شده آید.
5- مادر شما فردی بی ثبات و دمدمی بوده. یا اینکه افسرده و معتاد و عصبانی بوده به طوری دائما در معرض بی توجهی و غفلت او قرار میکرفتید.
6- در سن کودکی، والدین شما از هم جدا شدند یا آتش جنگ بین آنها چنان بالا میگرفته که شما همیشه نگران بودید مبادا بنیان خانواده شما از هم بپاشد.
7- شما پس از یک دوره جلب توجه والدین، بطور اساسی مورد بی توجهی آنها قرار میکرفتید .
ممکن است به دلیل تولد برادر یا خواهر یا ازدواج مجدد یکی از والدین توجه والدین را از دست داده اید.
8- افراد خانواده شما سخت به یکدیگر وابسته بودند و نگذاشتند آب در دل شما تکان بخورد.
به دلیل حمایت افراطی خانواده هیچ وقت یاد نگرفتید که با مشکلی دست و پنجه نرم کنید.
#دوره_آفلاین_طرحواره_ها
#کانال_آموزشی_اکت
🆔 @Banudiba
°
Repost from N/a
.
#نیاز_به_امنیت
♨️ احساس امنیت برای سالم بودن جسم و روان لازم و ضروری است،
احساس عدم امنیت دائم شخص را در حال بسیج قوا و به هم ریختگی سوخت و ساز بدن قرار می دهد و اگر ادامه یابد همه ما را به سوی بیماری های جسمی و روانی سوق خواهد داد.
زیرا ساختمان بدن انسان قدرت تحمل تنش دائمی را ندارد.
☄ تأثیری که احساس ناایمنی بر انسان دارد، ایجاد حالت تنش و برانگیختگی و عدم تعادل است.
نگرانی، ترس، وحشت و اضطراب، تنش و عصبیت، جملگی از پیامدهای نا ایمنی هستند.
✅ فردی که نیازهای ایمنی او ارضا شده باشد همواره احساس دوستی و عشق، تعلق، آسودگی و راحتی، پذیرش خود و دیگران، عزت نفس، قدرت، دلگرمی، ثبات هیجانی، خوشنودی، علاقه اجتماعی، مهربانی، همدلی، فقدان تمایلات روان رنجوری و روان پریشی دارد.
⭕️ کانال و گروه ازدواج
@ezdeevaj1400
@ezdevajsalem1400
🌺
Repost from N/a
.
🟠 آیا شما طرحواره #رهاشدگی دارید؟
🟠 برای دانستن آن به تست زیر پاسخ دهید
به هر کدام از این سوالات بین 1تا 6 نمره بدهید، 1 به معنای اینست که کاملا با سوال مخالف هستید و 6 به معنای اینست که کاملا با سوال موافق هستید
کاملاغلط۱
تقریباغلط۲
بیشتردرست است تا غلط۳
اندکی درست۴
تقریبأ درست۵
کاملأ درست۶
۱_ خیلی نگرانم که افرادی که آنها را دوست دارم میمیرند و یا مرا رها کنند.
۲_ به دیگران خیلی وابسته ام چون می ترسم مرا فراموش کنند یا رها کنند.
۳_ احساس می کنم هیچ حمایتگر مطمئنی ندارم
۴_ نمیدانم چرا با هر کسی که آشنا میشوم متعهد نیست.
۵_ نمیدانم چرا با هر کسی آشنا می شوم انگار نمی خواهد با من رابطه طولانی نداشته باشد.
۶_ وقتی که احساس می کنم که افراد مهم زندگیم از من دور می شوند مایوس می شوم.
۷_ بعضی ازاوقات به خاطر ترس از اینکه افرادی که به آنها علاقه دارم مرا ترک کنند خودم آن ها را زودتر ترک می کنم.
۸_ افرادی که با آنها رابطه دارم غیر قابل پیش بینی انده گاهی با من مهربانم گاهی مرا نادیده می گیرند.
۹_ من به شدت به افراد وابسته میشوم.
۱۰_ سرنوشت من تنهایی و بی کسی است.
(نمرات سؤال 1 تا 10 را جمع کنید):
تفسیر نمرات پرسشنامه
10 تا 19 خیلی پایین. احتمالا این تله زندگی در ذهن شما شکل نگرفته است.
20 تا 29 نسبتا پایین. این تله زندگی ممکن است گاهی اوقات یقه شما را بگیرد.
30 تا 39 متوسط. این تله زندگی باعث مشکلاتی برای شما شده است.
40 تا 49 بالا. بدون شک یکی از تله های مهم زندگی شماست.
50 تا 60 این تله زندگی دقیقا یکی از تله های اصلی زندگی شماست.
#دوره_آفلاین_طرحواره_ها
#diba
🆔 @Banudiba
🌈🕊
لیندزی: «من وگِرِگ در یک ضیافت شام بودیم و او مشغول صحبت با زنی که کنارش نشسته بود، شده بود و به حرفهای من توجهی نمیکرد. بلند شدم و از آنجا رفتم. کاملاً احساس سرخوردگی میکردم. روز بعد وقتی با من تماس گرفت به شدت از او عصبانی شدم.»
معالج: چه مسئلهای تا این حد تورا ناراحت کرده بود؟
لیندزی: «قبلاً هم دیده بودم که به این زن نگاه میکند. مطمئن بودم که جذب او شده است.»
گِرِگ که حتی حرف لیندزی را نشنیده بود از این واکنش تند گیج شده بود. چنین رخدادی او را متقاعد کرد که لیندزی شخص مناسبی برای او نیست. در نهایت (همانطور که لیندزی همیشه تصور میکرد)، گِرِگ او را ترک کرد
.
لیندزی: سی و سه ساله. او یکی پس از دیگری وارد رابطه با دیگران میشود و هرگز در یک رابطه باقی نمیماند.
اولین برداشتی که از لیندزی داشتیم، او را دوستداشتنی و مشتاق یافتیم. اغلب افراد برای صمیمیشدن و راحتی نیاز به کمی زمان دارند، اما لیندزی اینطور نبود. او خیلی سریع از نظر احساسی با ما انس گرفت. پس از گذراندن تنها چند جلسه با او، احساس میکردیم که سالهاست معالج او هستیم.
در اولین جلسه، لیندزی دلیل مراجعۀ خود را به ما گفت:
لیندزی: «دوست دارم بتوانم مردِ زندگیام را پیدا کنم. کسی که بتواند با من ازدواج کند و تا ابد باهم زندگی کنیم، اما گویا چنین اتفاقی هرگز رخ نمیدهد.»
معالج: پس چه میشود؟
لیندزی: «از رابطه با مردی به مرد دیگر میروم.»
روابط لیندزی آشفته و در هم هستند. او خیلی سریع و مشتاقانه علاقه پیدا میکند. گاهی حتی در اولین هفتههای یک رابطه از عبارت «دوستت دارم»
استفاده میکند، میخواهد تمام زمانش را با آن مرد بگذراند و از رابطۀ ابدی سخن میگوید. در واقع او به خاطر بیش از اندازه سریع بودنش، مردان را از خودش میترساند.
لیندزی بسیار آتشیمزاج و احساساتی است. او نسبت به یک فرد عادی احساسات شدیدتری دارد. در یک رابطۀ آرام از او دور میشود، او را به ترککردن متهم میکند. لیندزی گاهی نیز به امتحانکردن مردان میپردازد و دست بهکارهای عجیب و غریب میزند؛ بهعنوان مثال، در جشن تولد مردی که با او رابطۀ عاشقانه داشت، تمام منطق و فکرش را از دست داد و در احساسات خود غرق میشد. به محض اینکه مرد آرام رفت، با مردی دیگر آنجا را ترک کرد.
.
پاتریک: سی و پنج ساله. او با زنی ازدواج کرده که با مردان دیگر رابطه دارد.
پاتریک با چنین شکستهای شگرفی در زندگیاش روبهرو نشده است. داستان او بیشتر نوعی از دستدادن همیشگی و هرروزه بوده است. تا هشت سالگی مادری معتاد به مشروبات الکلی داشت.
پاتریک: «در بدترین حالتش، مادرم سراغ نوشیدن مشروبات الکلی میرفت. برای دو یا سه روز از خانه بیرون میرفت. اصلاً نمیدانستم که به خانه برمیگردد یا نه؟
در بهترین حالت نیز زمانی که در خانه مشروب مینوشید، اصلاً به من توجهی نمیکرد. چه در خانه مینوشید و چه بیرون از خانه، در هر صورت من تنها بودم.»
پاتریک با فرانسیس ازدواج کرده است؛ زنی که سلسلهای از روابط با مردان دیگر دارد. او مدام قول میدهد که دست از خیانتکردن بردارد و به پاتریک وفادار بماند، اما به قول خود عمل نمیکند. او خانه را با هزاران بهانه ترک میکند و پاتریک هم میداند که او دروغ میگوید.
حتی پیش از اینکه معالجه را آغاز کند، پاتریک دچار چنین شُبَهاتی شده بود؛ احساسی که اکنون با انتظار کشیدن برای آمدن همسرش به خانه دارد و انتظاری که او در کودکی از مادرش برای بازگشت به خانه داشت.
پاتریک: «واقعاً متعجبم. با اینکه فرانسیس مشروبات الکلی مصرف نمیکند، اما باز هم تمام آنچه را که با مادرم تجربه کردهام تجربه میکنم. این مسئله را درک نمیکنم. در انتظار آمدن فرانسیس به خانه میمانم و این همان احساس تنهایی قدیمی است.»
پاتریک: «گاهی اوقات، مثلاً وقتی که به رانندگی مشغولم، این فکر به سراغم میآید. میدانم که فرانسیس مرا ترک خواهد کرد. عاشق یکی از همین مردها میشود و همه چیز به پایان میرسد و تمام آنچه برای من باقی میماند، دلتنگی است.»
تلۀ ترکشدن
اَبی: بیست و هشت ساله. او با ترسِ از دستدادن شوهرش زندگی میکند.
اولین نکتهای که اَبی در مورد خودش به من گفت این بود که پدرش زمانی که او کودک بوده، از دنیا رفته است.
اَبی: هفت سالم بود که این اتفاق افتاد. پدرم در محل کار دچار حمله قلبی شد.
پذیرش این موضوع مرا آزار میدهد، اما از رفتنش تنها خاطراتی مبهم و البته چند عکس برایم باقی مانده. او بزرگ و مهربان بود و بسیار مرا در آغوش میگرفت.
پس از مرگش کنار پنجره میایستادم و منتظر میماندم تا به خانه برگردد. (شروع به گریه میکند.) نمیتوانم قبول کنم که چنین اتفاقی رخ داده است.
هرگز احساس انتظاری را که کنار پنجره داشتم، فراموش نخواهم کرد.
معالج: آیا الان هم در زندگیت همان احساس را داری؟
اَبی: بله. الان هم چنین حسی دارم. وقتی همسرم از من دور میشود، همین حس را دارم.
اَبی و شوهرش کِرت دربارۀ سفرهای کاری مداومِ کِرت به مشکل خوردهاند. هر بار که شوهرش به سفری میرود اَبی بسیار نگران میشود.
اَبی: همیشه غوغایی به پا میشود. من شروع به گریهکردن میکنم و او سعی میکند مرا آرام کند، اما اثری ندارد. وقتی که از من دور است یا وحشتزده هستم یا گریه میکنم. به شدت احساس تنهایی میکنم.
وقتی که برمیگردد به دلیل شرایطی که مرا در آن قرار داده، از دستش عصبانی هستم. تمام اینها یک تناقض است. وقتی که به خانه برمیگردد آنقدر عصبانی هستم که نمیخواهم او را ببینم.
کِرت از آمدن به خانه هراس دارد. هنگامی که در سفر است اَبی مدام با او تماس میگیرد. حتی یکبار او از جلسهای بسیار مهم بیرون کشید، فقط به این خاطر که میخواست صدای او را بشنود
Repost from 💓 من بهتر با حذف طرحواره ها و ای اف تی eft
.
سبک مقابله ای حمله (جبران افراطی)
وقتی به طرحواره #حمله می کنیم،
تلاش میکنیم خودمان و دیگران را #متقاعد کنیم که برعکس انچه در ذهن مان میگذرد، واقعیت دارد.
به عبارتی،
سر خودمان و دیگران کلاه میگذاریم.
طوری رفتار ،احساس و فکر میکنیم که انگار موجودی برتر، بی عیب و نقص و مبرا از هر گونه اشتباهی هستیم، شدیدا به این نقاب می چسبیم.
❗️برخی افراد در برابر طرحواره به این دلیل میجنگند که میتوانند با اینکار در برابر اسیب های دوران کودکی
( مثل انتقاد، عیبجویی، شرمساری)، #راه_حلی در پیش بگیرند.
با اینکار از اسیب پذیری دور میشویم.
‼️ حمله ما به طرحواره منافعی به دنبال دارد. اما اگر دامنه این حمله گسترده شود انگاه، دودش به چشم خود ما می رود.
♨️ حمله می تواند سالم به نظر برسد.
درواقع برخی از افراد قابل تحسین و ستایش در جامعه (مثل ستاره های سینما، نخبگان علمی و سردمداران) از سبک های مقابله ای طرحواره ها استفاده کرده اند.
❗️اما اگرچه انها از نظر اجتماعی موفق اند و افراد برجسته ای هستند، اما معمولا ارامش درونی ندارند و صلح درونی از زندگی شان رخت بربسته است. انها در عمق وجودشان احساس نقص و بی ارزشی میکنند.
انها بدنبال شرایطی هستند تا با تحسین طلبی و تمجید خواهی در شنوندگان و بینندگان از احساس #بی_کفایتی و حقارت رهایی یابند.
🚫 اعتیاد به کسب تشویق از دیگران، تلاشی است برای جبران احساس بی ارزشی. انها با کسب موفقیت، قبل از اینکه دست شان رو شود، از احساس بی ارزشی می گریزند.
❌ حمله به طرحواره ها،به تدریج دیگران را از ما جدا می کنند.
برای اینکه انسان بی عیب و نقصی باشیم هزینههای گزافی میپردازیم.
یکی از هزینه های گزاف این شیوه این است که محبت و لطف دیگران را از دست میدهیم و انها را از خودمان می رنجانیم.
معمولاً به این موضوع فکر نمیکنیم که کارهای ما به چه قیمتی برای دیگران تمام می شود. ادامه این روند انزوا گزینی یا دامن زدن به حس انتقام گیری در دیگران منتهی می شود.
افرادی که بر علیه تله های شان می جنگند به تدریج صمیمیت واقعی را از دست می دهند ،
- توانایی اعتماد کردن به دیگران را از دست میدهند و به همین دلیل آسیب پذیر میشوند و روابط عاطفی سالم از زندگیشان را رخت می بندد.
💥 در تجارب بالینی خود با بیمارانی روبرو بودهایم که میگویند حاضرم همه چیز را از دست بدهند مثل (عشق و رابطه عاطفی) تا لحظهای در معرض خطر آسیب پذیری قرار نگیرند.
.
انها بدنبال شرایطی هستند تا با تحسین طلبی و تمجید خواهی در شنوندگان و بینندگان از احساس بی کفایتی و حقارت رهایی یابند.
🚫 اعتیاد به کسب تشویق از دیگران، تلاشی است برای جبران احساس بی ارزشی. انها با کسب موفقیت، قبل از اینکه دست شان رو شود، از احساس بی ارزشی می گریزند.
❌ حمله به طرحواره ها،به تدریج دیگران را از ما جدا می کنند.
برای اینکه انسان بی عیب و نقصی باشیم هزینههای گزافی میپردازیم.
یکی از هزینه های گزاف این شیوه این است که محبت و لطف دیگران را از دست میدهیم و انها را از خودمان می رنجانیم.
معمولاً به این موضوع فکر نمیکنیم که کارهای ما به چه قیمتی برای دیگران تمام می شود.
ادامه این روند انزوا گزینی یا دامن زدن به حس انتقام گیری در دیگران منتهی می شود.
افرادی که بر علیه تله های شان می جنگند به تدریج صمیمیت واقعی را از دست می دهند ،
--توانایی اعتماد کردن به دیگران را از دست میدهند و به همین دلیل آسیب پذیر میشوند و روابط عاطفی سالم از زندگیشان را رخت می بندد.
در تجارب بالینی خود با بیمارانی روبرو بودهایم که میگویند حاضرم همه چیز را از دست بدهند مثل (عشق و رابطه عاطفی) تا لحظهای در معرض ۲خطر_آسیب_پذیری قرار نگیرند.
Repost from 💓 من بهتر با حذف طرحواره ها و ای اف تی eft
.
سبک مقابله ای اجتناب با #فرار
‼️ بسیاری از افراد در برابر حوزه آسیب پذیری و حساس زندگی خود دست به دامن #فرار می شوند.
🚫 -*اگر گیر مثلاً طرحواره نقص /شرم افتاده باشید ممکن است از تمام روابط صمیمی کنارهگیری کنید** و
_ به هیچ کس اجازه ندهید با شما صمیمی شود.
🚫 اگر در دام #طرحواره_شکست افتاده باشید، ممکن است از
_ پذیرش کار جدید،
_ انجام تکالیف تحصیلی و
_ ارتقای شغلی دوری کنید.
🚫 اگر #وابستگی دست و پای شما را بسته باشد،
_ از پذیرش هر شرایطی که شما را به سمت استقلال طلبی میدهد اجتناب میکنید.
ممکن است به هراس های بیمارگونه مبتلا شوید و به تنهایی به جاهای شلوغ نروید.
طبیعی است که فرار یکی از سبک های مقابله ای طرحواره ها است و زمانی که طرحواره فعال شود، عواطف منفی مثل
- غم،
- شرمساری،
- اضطراب و
- خشم بر ما غلبه میکنند.
با پناه بردن به فرار، از درد ناشی از این هیجان ها می گریزیم.
🙅 -*از آنجا که روبه رو شدن با مشکلات، سخت شما را آشفته میکند بنابراین اصلاً دوست ندارید با واقعیتهای تلخ و گزنده روبهرو شوید**.
📍اما فرار همیشه راه حل خوبی نیست.
_ مشکل فرار این است که هیچگاه راز و رمز غلبه بر تله را نخواهیم آموخت.
_ به دلیل اینکه با واقعیت رو به رو نمی شویم معنایش این نیست که واقعیت دست از سر ما بر می دارد.
📯 ما نمیتوانیم مشکلات را تغییر بدهیم، چون هیچ گاه گردن خود را خم نکرده و به وجود مشکلات اذعان نکردیم.
❕بلکه با پناه بردن به #رفتارهای_محکوم_به_شکست، به تداوم روابط آسیبزا دامن زدیم.
❕اگر چه خواهان زندگی بی دردسر و راحت هستیم، عملاً شانس خودمان برای تغییر مسائل رنجآور را از دست داده ایم.
❕در پیش گرفتن راه فرار به #بهای از دست دادن زندگی هیجانی مان تمام میشود.
احساس از زندگیمان رخت برخواهد بست.
مثل موجودی متحرک راه میرویم بدون این که لذت و درد واقعی را تجربه کنیم.
‼️ به دلیل آنکه از روبهرو شدن با مشکلات طفره می رویم،
- اغلب به اطرافیان آسیب می زنیم و
موجبات آزردگی خاطر آنها را فراهم می کنیم.
فرار پیامدهای ناگوار تر دیگری مثل اعتیاد به الکل یا مواد مخدر نیز دارد.
Repost from 💓 من بهتر با حذف طرحواره ها و ای اف تی eft
.
سبک مقابله ای #تسلیم
☄ تمام الگوهای خود آسیب رسانی که دائم در زندگی #تکرار می کنیم، رنگ و بویی از سبک مقابلهای تسلیم دارند.
_ تمام روش هایی که باعث بازآفرینی شرایط دوران کودک میشوند در زمره سبک های مقابلهای طرحواره تسلیم قرار میگیرند.
_ طبق این سبک مقابلهای ما هنوز همان #کودکی هستیم که دنبال همان رنج و درد قدیمی میگردیم.
🚫 تسلیم شدن باعث می شود دامنه شرایط ناگوار دوران کودکی به #زندگی_بزرگسالی کشیده شود.
به همین دلیل اغلب در برابر تغییر شرایط فعلی دچار ضعف، بیچارگی و درماندگی می شویم.
🔥 اگر چه به وجود این تله اذعان داریم اما برای تغییرش چاره اندیشی نمی کنیم.
🤦 این بی تلاشی و بی انگیزگی برای تغییر تله، باعث تداوم حاکمیت طرحواره می شود.
سبک های مقابله ای طرحواره ها
سبک های مقابله ای طرحواره ها :
_ تسلیم،
_ فرار(اجتناب) و
_ حمله (جبران افراطی)
💥 نقش طرحواره ها در #تجربه ما انکار ناپذیر است و فعالانه تجارب ما را شکل میدهند.
تله ها به شیوههای آشکار و ناآشکار بر شیوه
* تفکر،
* احساس و
* رفتار ما تاثیر می گذارند.
❗️افراد با استفاده از سبک های مقابله ای طرحواره ها، #رفتار می کنند.
این مسئله تعیین کننده این پدیده است که کودکانی که در محیط یکسان رشد کردهاند، تفاوتهای زیادی دارند.
برای #مثال
دو کودک را در نظر بگیرید که والدینشان با آنها بدرفتاری کرده اند.
آنها ممکن است واکنش های متفاوتی نشان بدهند.
🫧 یکی از آنها ممکن است #قربانی_شرایط شود و فردی منفعل و بی اراده بار بیاید و همین سبک را در کل زندگی اش ادامه دهد.
🫧 اما دیگری ممکن است بی پروا و سرکش شود و حتی ممکن است خیلی زود خانه را ترک کند و به #فرار از خانه روی آورد.
‼️ بخشی از این #واکنش_پذیری متفاوت به
#خلق_و_خوی های متفاوت و فطری برمی گردد.
این گرایش ذاتی در ما وجود دارد که فعال و سرزنده و بشاش باشیم یا کم رو و خجالتی.خلق و خوی ما باعث سوق دادن ما به سمت و سوی خاصی میشود.
‼️ بخش دیگری از این واکنش پذیری متفاوت به #الگوسازی ما از والدینمان برمیگردد،
به دلیل اینکه افراد بد دهن و بدرفتاری اغلب با افراد مظلوم و گوش به فرمان ازدواج میکنند، فرزندانشان میتوانند از هر دوی این والدین سرمشق گیری کنند.
