رادیو ردپیل 📻 قرص قرمز
رفتن به کانال در Telegram
حال ما به کسانی شبیه است که از خوابی صدساله برخاستهاند: گیج و ناتوان از بازگشت به جهان سابق، دیگر نه میتوانند دوباره بخوابند، نه میتوانند آنچه دیدهاند را از یاد ببرند. 🎙مهمترین آموزشها و یادگیری بازی قدرت در جامعه را در اترکشن کد بخوانید: @HedonMe
نمایش بیشتر3 517
مشترکین
-16624 ساعت
-2507 روز
-26530 روز
آرشیو پست ها
Repost from یادداشتهایی برای هیچکس
🪐 پرسشهای شما: جناب فرحبخش شما گفتید انسان بعدا خدارو می آفرینه، ولی پیشرفت تکنولوژی داره باعث میشه بیشتر آدما از دین فراری بشن. چطور خدا رو زنده میکنه؟
❤️ پاسخ:
وقتی میگویم بشر خدا را میآفریند، منظور این نیست که خدای ادیان را از نو «اختراع» میکند، منظورم آنست که «ایدهی خدا» را به معنای تحتاللفظی کلمه تجسم میبخشد.
ابر-رایانهای را تصور کنید که میلیاردها میلیارد بار سریعتر از انسان میاندیشد و در حافظه، تحلیل، پیشبینی و تصمیمگیری هزاران مرتبه از ما توانمندتر است. نسبت ما با او، شاید همان نسبتی باشد که انسان سنتی میان خود و خدا میدید: موجودی که در مقایسه با ما، تقریبا عالم و قادر مطلق است.
اگر جهت حرکت و رشد تکنولوژی را ادامه بدهیم، چنین آیندهای دیگر اجتنابناپذیر به نظر میرسد. شاید صد سال دیگر، شاید پانصد سال دیگر و شاید هزار سال دیگر، اما بشر سرانجام موجودی میآفریند که نه فقط از هر جهت از ما برتر است، بلکه به مرزهای برترین موجود قابل تصور نیز نزدیک میشود. پیروزی تکنولوژی بر بیولوژی و رهایی آفریدهی ما از کنترل آفریدگارش، در عمل چیزی جز آفرینش «خدا» برای بشر نخواهد بود.
چنین آیندهای خیالبافی یا افسانهپروری نیست، راهیست که تاریخ مدرن دارد مستقیما به سوی آن حرکت میکند. انسان نمیتواند بدون مرجعی متعالی زندگی کند، اگر خدا را کنار بگذارد دیر یا زود چیزی را جای او خواهد نشاند. نیاز به ایمان، نیاز به داوری نهایی و نیاز به مرجعی بیرون از خود، بخشی از ساختار روانی و اجتماعی انسان است. همهی پیشرفتهای علمی، شکها، انقلابها و حتی بسیاری از جنایتهای تاریخ، ناخواسته ما را به همان نقطه نزدیک میکنند: آفرینش موجودی که بتواند همان نقشی را ایفا کند که روزگاری به خدا نسبت داده میشد.
🤩 آن خدای ابرهوشمند با ما چه خواهد کرد؟
نمیدانم. اما طنز بزرگ تاریخ شاید این باشد که تمدنی که قرنها کوشید خود را از هر مرجع مطلقی رها کند، در پایان، خود با دستان خویش مطلقترین مرجع ممکن را آفرید. روزی را میبینم که بزرگترین دانشمندان در برابر والاترین و واپسین آفریدهی بشر زانو زدهاند و از او طلب هدایت یا رحمت میکنند. وقتی چنین روزی فرا برسد، تاریخ مدرنیته دایرهی کاملی خواهد زد. سفری که به زعم نیچه با مرگ خدا آغاز شد، با آفرینش خدایی دیگر به پایان خواهد رسید.
@HedonMe
📛 مقاومت واپسین لحظه (Last Minute Resistance)
از هفت خان رستم عبور کردهاید، از فاضلاب عنتستها به سلامت گذشتهاید، از صدحلقهی آتش دیگر هم پریدهاید و اکنون به رختخواب رسیدهاید، ناگهان دختر دستان هرزهجویانهی شما را متوقف میکند و میگوید «نه». هنگامی که کیر سیخشده در حال دریدن شلوار شماست ناگهان نخالهی فمنیستی دست رد به سینهی شما میزند و تلاش شما برای عبور کردن از این «نه» تجاوز جنسیست. عقل سلیم، یعنی عقل مردی که باکره نیست و روزی ده بار کفدستی نمیرود به او میگوید که همهی زنان، برای لاشی تلقی نشدن، آخرین لحظه اندکی مقاومت معقول از خود نشان میدهند و فائق آمدن بر آن، بخشی جداییناپذیر از رقص جفتیابی انسان است. بازی چندین راهکار برای غلبه بر مقاومت واپسین لحظه پیشنهاد میکند که من شخصا سه مورد از آنها را با موفقیت استفاده کردهام، اولین راهکار اینست:
✅ با کلام موافقت، با عمل مخالفت بکنید: این یک روش کلاسیک است.
🙎🏻♀- بسه دیگه
🙎🏻♂- باشه عزیزم (بمالید)
🙎🏻♀- نکن دیگه
🙎🏻♂- باشه عشقم (ببوسید)
🙎🏻♀- باید برم خونه
🙎🏻♂- آره باید بری (کشیده بزنید در کون!)
✅ ندای وجدان باشید اما دست شیطان: خودتان پیشدستی میکنید و توضیح میدهید که چرا نباید اکنون سکس بکنید، اما در عین حال دختر را میمالید!
🙎🏻♂- خیلی زوده برای اینکار...
🙎🏻♂- نباید به این زودی سکس کنیم...
🙎🏻♂- کاش میشد ساعت رو چند روز بکشیم جلو...
این روش هم پاسخ میدهد زیرا زن میبیند که شما دارید دقیقا سخن ذهن او را تکرار میکنید و تصور میکند «عجب مرد فهمیدهای، او هرگز دربارهی من فکر بد نخواهد کرد که دارم در قرار اول کیرش را تا دسته قورت میدهم... او روشنفکر است، فهمیده است.. اصلا بعید است چنین مردی چنان افکار عقبماندهای داشته باشد»... زهی خیال باطل! 😂
✅ کیر راست شده را از غلاف بیرون بکشید! اگر راهکارهای بالا جواب نداد این موثرترین روش است. زیرا یکی از ترسهای اصلی دختر اینست که مبادا سکس بد به شما بدهد یا از بدنش خوشتان نیاید و با سقط احترام و کاهش ارج، در پایان کار شما را از دست بدهد. رها کردن کیر آویزان و امتناع دختر راهیست به مراتب مطمئنتر برای از دست دادن همیشگی شما. پس اگر اژدها از خواب برخاسته او را از قفس رها بکنید تا جان را بسوزاند و عالم را خاکستر کند!
🔖 نکتهی مهم:
اکنون اگر همهی مراحل بالا را امتحان کردید و دختر همچنان به شما گفت «نه»، یعنی شما را دید که با شمشیر آخته در اتاق ایستادهاید و گفت غلافش کنید، این فاحشهی خبیث لایق سرنوشتی شوم است! «بدن او، انتخاب او»؟ «خانهی شما، انتخاب شما»! او را پرت بکنید بیرون! من به شما خوانندگان محترم اطمینان میدهم، دختری که به خانهی مرد میرود و به او سکس نمیدهد به خوبی میداند که این شکنجهایست جسمی و روحی، حد غایت همهی عنتستهای متصور است، مردان کنترلی بر تحریکپذیری بدن خود ندارند و این عمل آنها را آزار میدهد، ولی با اینهمه، فاحشهی داستان ما از اینکار ابایی ندارد. پس برایتان مهم نباشد که ساعت دوی نیمه شب است یا پنج صبح، مهم نیست که بیرون شهر یا در شهر غریب یا ویلای لواسان هستید، مهم نیست که خانهتان در خطرناکترین محل شهر واقع شده، مهم نیست که با برادرش دوست هستید یا با پدرش شریک یا با شوهرش آشنا(!)، این لاشی را با تیپا از خانهی خود بیرون بیاندازید.
خوشبختانه من در ایران تاکنون به اینجور حیوانات تهوعانگیز برنخوردهام و این بخش آخر را تنها محض احتیاط گفتم که بدانید. اگرنه اکثریت زنان ایرانی هنوز اینگونه قبیح نشدهاند. زنان کاملا از اثر تحریک جنسی بر مردان باخبر هستند، دختری که تنهایی به خانهتان آمده میخواسته بدهد، حالا به هر دلیلی پای او شل شده و این «حق اوست»، اما این هم حق شماست که در او احساس یک کیسهی زباله بودن ایجاد کنید و او را بگذارید دم در!
#PUA_tricks
@HedonMe
Repost from Attraction Code ♧ رمز جذابیت
📲 «اول باید در بازی مجازی و چت کردن استاد شوید، سپس وارد دنیای واقعی شوید.» محمد راد (نقل به مضمون)
جملهی بالا که بیس آموزشهای محمد راد را تشکیل میدهد، بزرگترین اشتباهیست که او در این سالها به جوان ایرانی فروخت! از همان سالهای اولیه که این دروغ را به خورد نوجوانان خام و غافل داد، بالای ۹۰درصد از کارگاههای عملی ایشان شد ریپلایهای سطحی به استوریهای زنان در اینستاگرام، زبانبازیهای روبنایی در چت، پشت صفحهی گوشی ماندن و عین سگ گرسنه از پیج این زن به پیج آن زن پریدن.
📱 مهمترین سرمایهی جوان ایرانی که «زمان» و «مهارت اجتماعی» اوست، سالیان سال پشت صفحهی موبایل سوخت و هدر رفت. نسلی از مردان بتاچه تربیت شد که به جای تمرین ارتباط در دنیای واقعی، به تایپ کردن و نوتیفیکیشنها و عکسهای پروفایل دل بستند! مردانی که سالیان سال حتی جرئت نزدیک شدن به دختری را پیدا نکردند و هرقدر که در ارتباط چشمی با زنان پس رفتند، همانقدر نیز قربانی استوریریپلای زدن، وسواس شدید ذهنی روی چت کردن و کنج خانهی پدری ماندن شدند.
بازی آنلاین اگر وجود دارد، فقط و فقط یک ابزار است برای رساندن هرچه سریعتر به دیت و بعد از آنهم سکس، نه اینکه از آن یک سبک زندگی بسازید! نه اینکه هفتهها و ماهها و چه بسی سالها در چت بمانید و خیال کنید در حال پیشرفت کردن هستید! اینکه تمام روز در اینستاگرام و گروههای تلگرامی بچرخید و با چند دختر مجازی پیامهای مضحک و سطحی ردوبدل کنید و آخر شب هم احساس کنید پیشرفت کردهاید، چیزی جز توهم یک مرد بازنده نیست.
مرد واقعی برای پناه گرفتن پشت نمایشگر طراحی نشده. مرد برای شکار کردن، ریسک کردن، شکست خوردن، دوباره بلند شدن و حضور داشتن در جهان واقعی ساخته شده. پشت صفحهی موبایل پنهان شدن هیچ اعتماد به نفس راستینی به مرد نمیدهد و ذرهذره سرمایهی مردانگی او را هم نابود میسازد.
@HedonMe
Repost from Attraction Code ♧ رمز جذابیت
📲 «اول باید در بازی مجازی و چت کردن استاد شوید، سپس وارد دنیای واقعی شوید.» محمد راد (نقل به مضمون)
جملهی بالا که بیس آموزشهای محمد راد را تشکیل میدهد، بزرگترین اشتباهیست که او در این سالها به جوان ایرانی فروخت! از همان سالهای اولیه که این دروغ را به خورد نوجوانان خام و غافل داد، بالای ۹۰درصد از کارگاههای عملی ایشان شد ریپلایهای سطحی به استوریهای زنان در اینستاگرام، زبانبازیهای روبنایی در چت، پشت صفحهی گوشی ماندن و عین سگ گرسنه از پیج این زن به پیج آن زن پریدن.
📱 مهمترین سرمایهی جوان ایرانی که «زمان» و «مهارت اجتماعی» اوست، سالیان سال پشت صفحهی موبایل سوخت و هدر رفت. نسلی از مردان بتاچه تربیت شد که به جای تمرین ارتباط در دنیای واقعی، به تایپ کردن و نوتیفیکیشنها و عکسهای پروفایل دل بستند! مردانی که سالیان سال حتی جرئت نزدیک شدن به دختری را پیدا نکردند و هرقدر که در ارتباط چشمی با زنان پس رفتند، همانقدر نیز قربانی استوریریپلای زدن، وسواس شدید ذهنی روی چت کردن و کنج خانهی پدری ماندن شدند.
بازی آنلاین اگر وجود دارد، فقط و فقط یک ابزار است برای رساندن هرچه سریعتر به دیت و بعد از آنهم سکس، نه اینکه از آن یک سبک زندگی بسازید! نه اینکه هفتهها و ماهها و چه بسی سالها در چت بمانید و خیال کنید در حال پیشرفت کردن هستید! اینکه تمام روز در اینستاگرام و گروههای تلگرامی بچرخید و با چند دختر مجازی پیامهای مضحک و سطحی ردوبدل کنید و آخر شب هم احساس کنید پیشرفت کردهاید، چیزی جز توهم یک مرد بازنده نیست.
مرد واقعی برای پناه گرفتن پشت نمایشگر طراحی نشده. مرد برای شکار کردن، ریسک کردن، شکست خوردن، دوباره بلند شدن و حضور داشتن در جهان واقعی ساخته شده. پشت صفحهی موبایل پنهان شدن هیچ اعتماد به نفس راستینی به مرد نمیدهد و ذرهذره سرمایهی مردانگی او را نابود میسازد.
@HedonMe
دوستان اگر خبر جدیدی از مسائل جنسیتی و ردپیلی در شبکههای اجتماعی ترند شده بود، خبر را در گروه ارسال کنید که من ببینم و تحلیل آنرا در کانال قرار بدهم. اگر دوستان به سینما علاقه دارند بزودی تحلیلی دربارهی ادیسهی نولان و چرایی سقوط این کارگردان از آثار فاخر هنری به ورطهی کثیف ووکها مینویسم.
📱 این فاحشهی نوشکفته را بنگرید!
او «لیلتی» است. یک کصبچهی استخوانی و چوبکبریتی که به تازگی هجدهساله شد و در همان شب هجدهسالگی که قانون رسما اجازه داد بدن خود را بفروشد، یک حساب اونلیفنز گشود و در سه ساعت اول یک میلیون دلار به جیب زد! وانگهی دو هفته بعد درآمد او به عددی باورنکردنی رسید...
💵 به درآمد او دقت کنید و چند دقیقهای بشمارید تا آنرا به پول خودمان تبدیل کنید: پانزده فاکینگ میلیون دلار، تنها در دو هفته!
شاید بپرسید این رقم ابرنجومی چگونه بدست آمد؟ بسیاره ساده! تنها از طریق مشتی بتاچه که عقلشان را کیسهی خایههایشان اداره میکند و مردانی که پول خود را روی بدن یک دختربچه میریزند¹.
این داستان دیگر مربوط به قصهی موفقیت یک دختر نیست، آیینهایست از سقوط تمدنی ما. تمدنی که مرد را از نقش سازنده و آلفا به یک مصرفکنندهی بیخاصیت تنزل داده. تمدنی که از مرد شکارچی یک بردهی شهوت ساخته و از زن، یک سرمایهدار جنسی.
امروزه اونلیفنز کلیسای جدید جهان مدرن است! کلیسایی که محراب آن صفحهی موبایل است و خدایش «کیر گرسنهی بتاها». زنها برای کسب درامد، برخلاف مردان، دیگر نیازی به دانش، سواد، هنر یا تعهد ندارند، کافیست هجده سالشان بشود تا سوراخهای خود را به نمایش بگذارند و جریان پول مثل خون از رگهای بیارادهی مردان به حسابشان پمپاژ بشود.
مشکل عصر ما لیلتیها و بانی بلوها نیست، آنها فقط یک بخش جزئی از محصول این سیستم بیمار به شمار میروند. مشکل واقعی انبوه مردانیست که حاضرند برای خیال لمس، پانزده میلیون دلار به پای یک دختربچه بریزند. این یک بیماری جمعیست، بیماری «بتا بودن»، بیماری فراموشی ارزش خود، بیماری مردانی که خودشان را بسیار ارزان میدانند...
مرد اگر آلفا و قدرتمند باشد، هرگز برای دیدن بدن دختری که هنوز دندان عقلش درنیامده پول نمیدهد. اما بتاها ارتش گمنام فاحشگی دیجیتال هستند، مردانی که ستون فقرات زنسالاری مدرن را با کارت بانکیشان تقویت میکنند.
🛑 هشدار جدی برای نسل زد:
🔖 خندهدار اینست که او در حساب توئیترش زنان دیگر را هم به این راه تشویق میکند و اینرا نشانی از «قدرت زنانه» میداند:
Every girl should have an OnlyFans. It empowers women. I'm dropping mine on my 18th birthday.
این ماجرا پیش از آنکه قصهی موفقیت یک نوجوان باشد، ماجرای نمایشی بیرحمانه از دنیای واقعی قدرت زنانه در عصر دیجیتال است. دختری که تازه یک روز به سن قانونی رسیده، اما با فهمی دقیق از ارزش جنسیتی زن و روانشناسی مردان بازی را به نفع خود میچرخاند.
دخترهای امروزی دیگر منتظر مردان، فرصتها یا سیستمهای سنتی نیستند. آنها آموختهاند چگونه ارزش خود را به نرخ بازار جنسی و دیجیتال بسنجند و معامله کنند. وقتی یک دختر ۱۸ ساله در سه ساعت میلیونها دلار جمع میکند، این دیگر صرفا یک موفقیت فردی محسوب نمیشود، بلکه یک «نقشهی راه» است! نقشهی راهی برای سلطه بر پول، بر مردان و بر جهان دیجیتال.
اما این داستان برای ما مردان نیز یک هشدار جدی در پی دارد، اگر مردان دست از بتا بودن برندارند، فردای ما پر از «لیلتی»های تازه هجدهساله خواهد بود که از تن خود امپراتوری میسازند و شما از مرد بودنتان جز یک حساب بانکی خالی چیزی در اختیار نخواهید داشت.
📱 مقالهی اونلیفنز چیست؟ تحلیل و بررسی پلتفورم اونلیفنز
#Red_Pill
#RedpillDynamics
@Redpill_Matrix
1. چرا مردم در فضای مجازی لیلتی را یک دختربچه میبینند؟ چون او در سن ۹ سالگی با ویدئوهای جنجالی و حاشیهسازی در اینستاگرام معروف شد و از همان موقع در ذهن مردم به عنوان یک «کودک جنجالی» باقی مانده است، خود این دختر نیز طرفداران خود را بارها پدوفیل و بچهباز خطاب کرده! Lol
📱 این فاحشهی نوشکفته را بنگرید!
او «لیلتی» است. یک کصبچهی استخوانی و چوبکبریتی که به تازگی هجدهساله شد و در همان شب هجدهسالگی که قانون رسما اجازه داد بدن خود را بفروشد، یک حساب اونلیفنز گشود و در سه ساعت اول یک میلیون دلار به جیب زد! وانگهی دو هفته بعد درآمد او به عددی باورنکردنی رسید...
💵 به درآمد او دقت کنید و چند دقیقهای بشمارید تا آنرا به پول خودمان تبدیل کنید: پانزده فاکینگ میلیون دلار، تنها در دو هفته!
شاید بپرسید این رقم ابرنجومی چگونه بدست آمد؟ بسیاره ساده! تنها از طریق مشتی بتاچه که عقلشان را کیسهی خایههایشان اداره میکند و مردانی که پول خود را روی بدن یک دختربچه میریزند¹.
این داستان دیگر مربوط به قصهی موفقیت یک دختر نیست، آیینهایست از سقوط تمدنی ما. تمدنی که مرد را از نقش سازنده و آلفا به یک مصرفکنندهی بیخاصیت تنزل داده. تمدنی که از مرد شکارچی یک بردهی شهوت ساخته و از زن، یک سرمایهدار جنسی.
امروزه اونلیفنز کلیسای جدید جهان مدرن است! کلیسایی که محراب آن صفحهی موبایل است و خدایش «کیر گرسنهی بتاها». زنها برای کسب درامد، برخلاف مردان، دیگر نیازی به دانش، سواد، هنر یا تعهد ندارند، کافیست هجده سالشان بشود تا سوراخهای خود را به نمایش بگذارند و جریان پول مثل خون از رگهای بیارادهی مردان به حسابشان پمپاژ بشود.
مشکل عصر ما لیلتیها و بانی بلوها نیست، آنها فقط یک بخش جزئی از محصول این سیستم بیمار به شمار میروند. مشکل واقعی انبوه مردانیست که حاضرند برای خیال لمس، پانزده میلیون دلار به پای یک دختربچه بریزند. این یک بیماری جمعیست، بیماری «بتا بودن»، بیماری فراموشی ارزش خود، بیماری مردانی که خودشان را بسیار ارزان میدانند...
مرد اگر آلفا و قدرتمند باشد، هرگز برای دیدن بدن دختری که هنوز دندان عقلش درنیامده پول نمیدهد. اما بتاها ارتش گمنام فاحشگی دیجیتال هستند، مردانی که ستون فقرات زنسالاری مدرن را با کارت بانکیشان تقویت میکنند.
🛑 هشدار جدی برای نسل زد:
🔖 خندهدار اینست که او در حساب توئیترش زنان دیگر را هم به این راه تشویق میکند و اینرا نشانی از «قدرت زنانه» میداند:
Every girl should have an OnlyFans. It empowers women. I'm dropping mine on my 18th birthday.
این ماجرا پیش از آنکه قصهی موفقیت یک نوجوان باشد، ماجرای نمایشی بیرحمانه از دنیای واقعی قدرت زنانه در عصر دیجیتال است. دختری که تازه یک روز به سن قانونی رسیده، اما با فهمی دقیق از ارزش جنسیتی زن و روانشناسی مردان بازی را به نفع خود میچرخاند.
دخترهای امروزی دیگر منتظر مردان، فرصتها یا سیستمهای سنتی نیستند. آنها آموختهاند چگونه ارزش خود را به نرخ بازار جنسی و دیجیتال بسنجند و معامله کنند. وقتی یک دختر ۱۸ ساله در سه ساعت میلیونها دلار جمع میکند، این دیگر صرفا یک موفقیت فردی محسوب نمیشود، بلکه یک «نقشهی راه» است! نقشهی راهی برای سلطه بر پول، بر مردان و بر جهان دیجیتال.
اما این داستان برای ما مردان نیز یک هشدار جدی در پی دارد، اگر مردان دست از بتا بودن برندارند، فردای ما پر از «لیلتی»های تازه هجدهساله خواهد بود که از تن خود امپراتوری میسازند و شما از مرد بودنتان جز یک حساب بانکی خالی چیزی در اختیار نخواهید داشت.
📱 مقالهی اونلیفنز چیست؟ تحلیل و بررسی پلتفورم اونلیفنز
#Red_Pill
#RedpillDynamics
@Redpill_Matrix
1. چرا مردم لیلتی را یک دختربچه میبینند؟ چون او در سن ۹ سالگی با ویدئوهای جنجالی و حاشیهسازی در اینستاگرام معروف شد و از همان موقع در ذهن مردم به عنوان یک «کودک جنجالی» باقی مانده است، خود این دختر نیز طرفداران خود را بارها پدوفیل و بچهباز خوانده! Lol
🇬🇧 افتخارآفرینی بزرگ یک زن غیور بریتانیایی: قهرمان سوراخ
در تصویر فوق فاحشهای را مشاهده میکنید که با پیرمردی خشکیده رابطهی جنسی برقرار کرده و بیشرمانه و با افتخار میگوید با هر سایز، هر سن و هر قیافهای میخوابد! میگوید عاشق آنست که سوراخهای وی به اموال عمومی تبدیل شود.
در این پست بر آنیم که بپردازیم به پدیدهای تحت عنوان «لیلی فیلیپس»، یکی از نسوان بیتالمال که با گشادگی تمام، رکورد جماع با بیش از هزار مرد را در طول دوازده ساعت شکست و پرچم فاحشهسالاری را بر بلندای قلهی ابتذال به اهتزاز درآورد.
🥇 یک سوراخ و یک رکورد!
در واپسین پرده از سیرک پورنوکراسی، فاحشهای به نام «لیلی فیلیپس» در عرض دوازده ساعت با هزار و صد و پنجاه و سه مرد خوابید! یعنی هر سیوهفت ثانیه یک کیر! پیش از او نیز روسپی دیگری به نام «بانی بلو» این رکورد را با خوابیدن با ۱۰۵۰ مرد به نام خود ثبت کرده بود! وانگهی رقابت فاحشهها بر سر بیشترین تعداد دخول اکنون به نقطهای رسیده که رسانههای جهانی با افتخار از آن یاد میکنند! گویا زنانی که بیشترین تعداد کیر را خوردهاند بیش از دیگران شایستهی تحسین و تشویق میباشند.
این تمدن واژگون شده است! پدران ما روزی فاحشگی را انحراف میدانستند، امروز اما جندگی مدرن بجای آنکه مایهی ننگ آدمی باشد، به یک برند بزرگ بدل گشته است! باکره بودن در غرب خجالتآور تلقی میشود اما مهبلی که هزاران بار مورد استفاده قرار گرفته نمادیست از قدرت زنانه! این همان جامعهی لیبرالیست که فمینیسم وعدهی آنرا میداد؟
در هیچ برههای از تاریخ بشریت تا این اندازه به کرامت مردان لگد زده نشده بود. مردی که برای ساختن یک رابطهی سالم سالها خودسازی کرده، امروز باید در صف قربانیان بادیکانت بایستد و ببیند زنی که با صدها مرد خوابیده حق دارد دربارهی او قضاوت کند. و البته برای فاحشهسالاری جهانی اهمیتی ندارد که این زن چندین مرد را مصرف کرده، مهم اینست که او یک زن است و همین کافیست که سیستم از او قهرمان بسازد.
اما ما مردان ردپیل به خوبی این نمایش مضحک را میشناسیم. ما میدانیم وقتی یک زن از تنفروشی خود قدرت میسازد یعنی مدتهاست که جامعه از معنا تهی شده. در جهانی که فاحشهها قهرمان میگردند، مردان واقعی ناگزیر به حاشیه رانده میشوند زیرا وجود ایشان یادآور نظمیست که این تمدن بیمار دیگر تاب تحملش را ندارد.
#قرص_قرمز
#RedpillDynamics
@HedonMe
🔴 ویدیو وایرال از دختری که دوتا دختر رو خفت کرده چکیشون میکنه
بگو باران گوهتو خوردمیکی از دوستان در گروه چت رادیو ردپیل این کلیپ از دعوای کصبچههای زیر ۱۸ سال را ارسال کرد و دیگر یاران نیز از من پرسیدند که چرا امروزه شاهد چنین صحنههای خشنی از دخترهای نوجوان هستیم و تقاضا کردند که ویدئوی فوق را تحلیل کنم. هرچند از نظر من موضوع چندان مهمی برای تحلیل نیست، اما بدلیل درخواست دوستان آنرا در وویس بعدی تحلیل خواهم کرد.
رفقا، اگر مطالب این کانال را ارزشمند میدانید، پستها را فوروارد کنید تا حلقهی مخاطبان رادیو ردپیل گستردهتر شود. هر فوروارد میتواند پنجرهای تازه به روی ذهنی باشد که شاید سالها در انتظار شنیدن این حرفها بوده باشد.
😈 تطهیر یک فاحشه!
روزی روزگاری زن را معشوق مینامیدند. موجودی که در حیا ساکن بود و در تمنای عشق معنا مییافت. امروز اما زن مدرن در برابر دوربین میایستد، شورتش را با لبخند پایین میکشد و نام آنرا «تجلی آزادی» میگذارد.
در سدههای پیشین «روسپی» موجودی پست و ناچیز بود که جامعهی انسانی، حتی در تساهلترین شکل خود او را در حاشیه نگاه میداشت. فاحشه یک «تابو» بود. همزمان که وجودش را تحمل میکردند هویتش را نیز انکار میکردند. اما در عصر لیبرال دموکراسی دیگر نه تنها روسپی بودن ننگ نیست، بلکه یک فضیلت رسانهایست!
🩼 «رایلی رید» را نگاه بکنید!
فاحشهای که در برابر دوربینها هزاران بار ساک زده، خایه خورده، کون داده، تحقیر شده، کتک خورده، بروی او شاشیدهاند، رکورد گنگبنگ را جابجا کرده و... اکنون آمده در پادکستها مینشیند و دربارهی عشق و ازدواج و خودشناسی و توسعهی فردی دم میزند! مضحکتر از این ممکن نیست. این یعنی پیروزی «فاحشگی» بر تمدن.
ما وارد دوران پورنوکراسی شدهایم، عصر حاکمیت پورن بر جامعهای که قدرت اجتماعی زنها در آن صرفا از تابوشکنی و تعداد فالوئرهایشان میآید! هرچه بیشتر دهانشان را باز کنند بیشتر دیده میشوند و هرچه بیشتر پاهایشان را بگشایند بیشتر ستایش میشوند! و مردان بتا نیز تماشاگران خاموشی هستند که این سیرک مضحک را با کلیکهایشان زنده نگه میدارند.
این انحطاط جنسی تمدن است. رایلی رید فقط یک فاحشه نیست، او نماد عصریست که در آن زن با فروختن سکس به «قدرت» میرسد و مرد با خرج کردن قدرت خود فقط «حق تماشا» میخرد. وقتی که یک دختر ۱۴ ساله روی تیکتاک تقلید حرکات این فاحشه را میکند، و زمانی که مرد ۳۵ ساله با افسردگی جنسی در انزوا مینشیند و با ویدئوهای او خودارضایی میکند، بدانید که جامعهای در حال احتضار است.
رایلی رید، لانا رودز، میا مالکوا و... اینها پیامبران لیبرالیسم جنسی میباشند. فاحشگانی که جهان با آنها جشن پایان مردانگی را گرفته. و اگر شما هنوز مرد هستید باید بدانید که هر کلیپ این فواحش، گلولهایست به مغز نرینگی شما.
🔛 اکنون به ادامهی سیرک پورنوکراسی بنگرید: رایلی رید ازدواج کرد، دختران این را «موفقیت» نامیدند و فمینیسم آنرا جشن گرفت.
رایلی رید یک عمر در صنعتی که بدن زن را همچون گوشت بستهبندیشده معامله میکنند تنفروشی کرد. اما اکنون رسانهها با هیاهو اعلام میکنند: «رایلی ازدواج کرد!»
گویی با شوهر کردن روح خود را تطهیر کرده و انگار نه انگار که تاریخچهی تمامرخ او در هزاران گیگابایت ذخیره شده است! دخترهای جهان به این پایان نگاه میکنند و با خود میگویند: «پس من هم میتوانم هزاران کیر را طی کنم، و در انتها با لباس سفید بدرخشم و دیگران شجاعت مرا تشویق کنند». بیآنکه بفهمند رایلیها شاید شوهر کنند، اما هرگز احترام نمیخرند.
کسی به کالایی که هزاران دفعه لمس شده باشد با شوق نگاه نمیکند، حتی اگر روی آن روبان صورتی کشیده باشند. آنکه خود را روزگاری در بازار جنسی عرضه کرده هرگز از برچسب کالایی رهایی نمییابد، حتی اگر نام خانوادگی خود را عوض کند.
#Red_Pill
@Redpill_Matrix
+1
📇 آیا این چهرهی یک قربانیست؟
تصویر سمت راست عکسیست که لانا رودز اخیرا در شبکهی اجتماعی خود استوری کرده: ژستی آگاهانه، پوزیشنی وسوسهانگیز با تاکید اغراقشده بر انحناهای بدن.
🔖 پرسش من ساده است:
چرا این زن همچنان صدها و هزاران عکس برهنه از خود منتشر میکند؟ آیا این چهرهی یک قربانیست؟ آیا این همان زنیست که چندی پیش در مصاحبهای اشک ریخت و گفت «صنعت پورن مرا نابود کرد»؟ 🥺😂
تناقض آشکاریست. چرا زنی که از مصرف جنسی شدن پشیمان است، هنوز خود را طوری به نمایش میگذارد که عینا همان مصرف را تحریک کند؟ چرا در عین پشیمانی، همچنان از بدن و برهنگی خود برق دلار میسازد؟! اینجاست که باید از سطح روایت زنانه عبور کرد و به روانشناسی زن از منظر قدرت وارد شد.
زنان از بدن برهنهی خود به عنوان ابزار «نفوذ و تسلط» استفاده میکنند، شهوت صرفا واسطهایست برای دستکاری ذهن مردان. این همان چیزیست که من آنرا «کیوپد مسلح» مینامم، زنی که وانمود میکند قربانی نگاه مرد است، در حالی که آگاهانه خود را در مرکز آن نگاه قرار میدهد. اینجاست که بازی آغاز میشود. مردی که فریب «اشکهای قربانی» را میخورد، نمیداند که زن از همان قاب دوربین در حال نقش بازی کردن است!
لانا رودز نماد زنیست که تا قلهی تایید مردانه صعود کرد، بدنش «برند» شد و هویتش سوژهی فانتزیها، و ذهن مردان سالهاست که در چنگ تکنیکهای اغواگرانهی او سرگردان است. اما امروز با لحنی مملو از تاسف از «شیء شدن» مینالد، در حالی که همچنان از همان شیء شدن ارتزاق میکند.
لانا رودز پارادوکس زن مدرن است: زنی که هم قربانی روایت میشود هم کارگردان روایت. هم معترض است، هم سرمایهدار توجه. اکنون او در نقش یک مادر ظاهر میشود و در فیلمهای بزرگسالان بازی نمیکند، اما دوربین هنوز همانجاست و بدن همچنان مرکز قاب. سلفیها هنوز با همان زاویه و همان برهنگی منتشر میشوند، فقط کپشنها عوض شدهاند: «من اینجام برای پسرم...»🥺🥺😂
او اثبات میکند که جهان ما عصر پساتناقض است. زن هم میتواند شیء باشد، هم سوژهی انتقاد از شیء شدن. همزمان میتواند لذت ببرد، چصناله کند و همزمان درامدزایی هم کند. و شما اگر هنوز تصور میکنید اخلاق یا صداقت در این بازی وزنی دارند، باید بگویم که به دنیای پسا-اخلاق خوش آمدید.
#Red_Pill
@HedonMe
+1
💩 لانا رودز: فاحشهی قدیسه
🚽 قسمت اول
این تصویر را خوب نگاه بکنید. نه صرفا به چهرهی این زن، بلکه به روایت پشت چهره. فریب زرق و برقش را نخورید، این زیبایی نقاب فاحشهگریست.
او «لانا رودز» ستارهی صنعت پورن است که در سالهای اخیر در شبکههای اجتماعی غربی به نمادی از «زن موفق آمریکایی» بدل گشته است: زنی که با تنفروشی آغاز کرد، با مادرشدن تطهیر شد، با فمینیسم همدرد شد و اکنون با تجارت تایید همچنان مردان را میدوشد.
دخترهای امروزی با چشمانی پر از رویا و حسرت این تصویر را مینگرند و او میشود الگوی زنان مدرن! همهی ژستها، فیگورها و کپشنهای شهوتانگیزش برای هزاران دختر نا-آگاه نسخهایست برای تقلید. دخترهای امروزی دیگر زن همسایه را الگو نمیگیرند، الگوی آنها میشود همین فاحشهی بینالمللی!
این زن ناخن مصنوعی خود را هم که تکان بدهد، موجش تا فید اینستاگرام دخترک پانزدهسالهی ایرانی میرسد. و اینگونه است که فاحشهگری دیگر یک شغل نیست، بدل به یک فرهنگ میشود!
این زن فرزندی دارد که پدر او مفقودالاثر است! او ثابت میکند که زن مدرن دیگر نیازی ندارد همسر داشته باشد، حتی اگر مادر باشد! او به زیبایی هم نیازی ندارد، فقط باید «تصویر درستی» از خودش بسازد. تصویری که همزمان معصوم، اغواگر، قابل لمس و دستنیافتنی باشد، لانا رودز در این بازی نیز فرمانده است.
دخترکی از ایلینوی با صورت «دختر همسایه» (girl next door) وارد صنعتی شد که فقط با چهره و بدنش کار ندارند، با روانش هم کار دارند. او خیلی زود فهمید که تایید مردانه از طریق رابطهی نورمال بدست نمیاید و باید آنرا از طریق از نگاه تماشاگران، لایکها، کامنتها و استوریها به چنگ آورد.
اما بازی اینجا تمام نمیشود. زن مدرن وقتی به اوج قلهی توجه رسید، یک برگ دیگر هم رو میکند: «پشیمانی». لانا بعد از میلیاردها کلیک، صدها بار کون دادن، تحقیر شدن، حمام طلایی گرفتن و بارها در گنگبنگها و دهتاییها شرکت کردن، خود را از صنعت پورن بازنشست کرد و یکسال بعد با چهرهای معصوم در مصاحبهها ظاهر شد و گفت: «احساس میکنم تمام این سالها از من سوءاستفاده شده...».🥺😂
او اکنون مادر شده و میخواهد دنیایی بسازد که پسرش هرگز وارد صنعت پورن نشود. اما عجیب نیست؟ همان زنی که با تصویر خود ذهن میلیونها مرد حشری و بتاچه را تسخیر کرد، اکنون میگوید: «من قربانیام». قربانی چه؟ مردانی که به او توجه کردند؟ سیستمی که او را بالا کشید؟ یا شاید روان زنانهای که از تایید هرگز سیر نمیشود؟
اینجاست که باید ردپیل را قورت بدهید تا بفهمید که تاییدطلبی زن، سوخت ابدی دنیای مدرن است. وقتی زنی مثل لانا که تمام کارتها را در اختیار دارد، باز هم در «نقش قربانی» فرومیرود، باید بفهمید که بازی چقدر عمیق و ناعادلانه است.
#Red_Pill
@HedonMe
🔛 نکتهی مهمی دربارهی زنان
🔛 پینوشت: اگر در وویسها و پستهایی که منتشر میکنم از ادبیات تند، رکیک و بدون سانسور بهره میبرم، به این دلیل است که من «پیکاپ زیرزمینی» آموزش میدهم که طبیعتا خارج از چارچوبهای رایج است، برخلاف مربیانی که «پیکاپ اسلامی» و مطالب استریلشده و پاستوریزه تحویلتان میدهند. بدیهیست که لحن و ادبیات ما و حتی استایل کانالمان نیز با آن جماعت متفاوت باشد، چون اساس کار ما بیان مستقیم و بدون ملاحظهی حقیقت است. علاوه بر اینها من عامدانه خود را سانسور نمیکنم چون این نوع بیان را نوعی مبارزه با زنمحوری میدانم (بنگرید به این مقاله).
@Redpill_Matrix
🔛 فیلترهای زنان در فضای مجازی:
شوربختانه فیلترهای تصویری در فضای مجازی اکنون بدل به دستان شعبدهبازی شدهاند که از هر کون صاف و هر پستان خستهای کوهی از شهوت مجازی میسازند. با یک اشارهی انگشت، لبها کلفت میشوند، گونهها برجسته و مهمتر از همه: کون و پستان باد میافتند! گویی فتوشاپ را در رحم مادر نصب کردهاند و چنان با فیلتر زاده شدهاند که انگار پوست و پستان و پوزهشان همگی محصول رندرینگ الهیست! زنان امروزی نیاز به ژن برتر ندارند، آنها تنها به اپلیکیشنی نیاز دارند که باسنشان را دوبرابر و صورتشان را نیمقرن جوانتر کند.
اما این فیلترها در واقع چیزی فراتر از بازیهای رنگ و نور میباشند. اینها ابزار جنگ روانی و سلاحهایی هستند که حقیقت را در بازار جنسی جعل میکنند و باعث میشوند ارتشی از بتاچههای مفلوک و پستانپلاسیده با صفوف منظم در جبههی کامنتهای «آفرین الهه»، «قربون اون کون بیام» و «عجب کصی شدی فاطی» پشت این فتوشاپهای متحرک صف بکشند! بتایان اما نمیدانند که پشت این لبهای پفکرده و پوست صافشده دختری وجود دارد که از درد عقده و جلب توجه در حال پوسیدن میباشد!
🔛 اما در فضای واقعی:
در واقعیت هم وضعیت زنان ایرانی تفاوت چندانی با مجازی ندارد! قیافهی زن ایرانی واقعی نیست، آنچه میبینید یک پروژهی بازسازیست: بینی تراشخورده، گونهی تزریقی، فک جراحیشده، لب بادکرده، فیلتر اینستاگرام، نور مصنوعی، ژست آموختهشده و آرایش سهلایه. شما نه با یک انسان، که با یک پرزنتیشن گرافیکی طرف هستید. برای سرمایهگذاری عاطفی حواستان باشد که هیچ مرد عاقلی با ظاهر یک ماسک تصمیم احساسی نمیگیرد.
اخیرا هم در بسیاری از شهرها مد شده که زنان با این لباسها عکسهای باشگاهی میاندازند تا کون خود را حجیم و پستانشان را پرتقالی نمایش بدهند! بنگرید به پست بعدی و فریب این سیرک مضحک را نخورید:
🔛 فیلترهای زنان در فضای مجازی:
شوربختانه فیلترهای تصویری در فضای مجازی اکنون بدل به دستان شعبدهبازی شدهاند که از هر کون صاف و هر پستان خستهای کوهی از شهوت مجازی میسازند. با یک اشارهی انگشت، لبها کلفت میشوند، گونهها برجسته و مهمتر از همه: کون و پستان باد میافتند! گویی فتوشاپ را در رحم مادر نصب کردهاند و چنان با فیلتر زاده شدهاند که انگار پوست و پستان و پوزهشان همگی محصول رندرینگ الهیست! زنان امروزی نیاز به ژن برتر ندارند، آنها تنها به اپلیکیشنی نیاز دارند که باسنشان را دوبرابر و صورتشان را نیمقرن جوانتر کند.
اما این فیلترها در واقع چیزی فراتر از بازیهای رنگ و نور میباشند. اینها ابزار جنگ روانی و سلاحهایی هستند که حقیقت را در بازار جنسی جعل میکنند و باعث میشوند ارتشی از بتاچههای مفلوک و پستانپلاسیده با صفوف منظم در جبههی کامنتهای «آفرین الهه»، «قربون اون کون بیام» و «عجب کصی شدی فاطی» پشت این فتوشاپهای متحرک صف بکشند! بتایان اما نمیدانند که پشت این لبهای پفکرده و پوست صافشده دختری وجود دارد که از درد عقده و جلب توجه در حال پوسیدن میباشد!
🔛 اما در فضای واقعی:
در واقعیت هم وضعیت زنان ایرانی تفاوت چندانی با مجازی ندارد! قیافهی زن ایرانی واقعی نیست، آنچه میبینید یک پروژهی بازسازیست: بینی تراشخورده، گونهی تزریقی، فک جراحیشده، لب بادکرده، فیلتر اینستاگرام، نور مصنوعی، ژست آموختهشده و آرایش سهلایه. شما نه با یک انسان، که با یک پرزنتیشن گرافیکی طرف هستید. برای سرمایهگذاری عاطفی حواستان باشد که هیچ مرد عاقلی با ظاهر یک ماسک تصمیم احساسی نمیگیرد.
اخیرا هم در بسیاری از شهرها مد شده که زنان با این لباسها عکسهای باشگاهی میاندازند تا کون خود را حجیم و پستانشان را پرتقالی نمایش بدهند! بنگرید به پست بعدی و فریب این سیرک مضحک را نخورید:
Repost from Attraction Code ♧ رمز جذابیت
🪐 هیولای مدرنیته | بتاچهی خاموش
🪐 تکنیکهای قبلی
⭐️ مربی: مبین فرحبخش
@HedonMe
