fa
Feedback
Writer of her soul

Writer of her soul

رفتن به کانال در Telegram

وانگه شبی به خود آمدم،بدیدم نویسنده وجودش شده ام

نمایش بیشتر
815
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '23
دسامبر '23
+3
در 0 کانال‌ها
نوامبر '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+361
در 6 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+729
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+582
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+1 081
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+71
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+166
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+90
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+276
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
29 دسامبر+1
28 دسامبر0
27 دسامبر0
26 دسامبر0
25 دسامبر0
24 دسامبر0
23 دسامبر0
22 دسامبر0
21 دسامبر0
20 دسامبر0
19 دسامبر0
18 دسامبر0
17 دسامبر0
16 دسامبر0
15 دسامبر0
14 دسامبر0
13 دسامبر0
12 دسامبر0
11 دسامبر0
10 دسامبر0
09 دسامبر+1
08 دسامبر0
07 دسامبر0
06 دسامبر0
05 دسامبر0
04 دسامبر0
03 دسامبر+1
02 دسامبر0
01 دسامبر0
پست‌های کانال
2
.
14
3
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌︶𝆺𝅥𝆹𝅥︶ چالش چنل سیمبل︶𝆹𝅥𝆺𝅥︶ این پیام رو با پيامي که روش ریپ زدم فور کنید ( چنلتون پابليك باشه و +٥٠ ممبر داشته باشه ) و روي پستتون ریپ بزنین، پست ٤ نفر رندوم رو يك ساعت فور مي‌کنم اینجا 🤍
13
4
‌   ‌  ‌  ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌      ֍              ்      𖠵 ‌     ‌✾ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌     ‌  ‌ ‌
13
5
Ur star home
25
6
لیاقتت مردنه اون شخص واقعیتو میگه🙏
1
7
🌨,, scorpio and aquarius imwtfuck.t.me .
🌨,, scorpio and aquarius imwtfuck.t.me .
1
8
همه چیز از یک نوامبر شروع شد همه غم به پایان رسیدن ماه اکتبر داشتند اما من و او اتفاق غم انگیز آخرین روز نوامبر را داشتیم... آن روز هم همانند حال باران میبارید صدایش بی جون بود ، آغوشش ویران شده بود اما او با همان ویرانه آغوش خودش به من پناه داد او گذاشت که بر دیوار آغوش ویران شده اش اشک بریزم بدون هیچ قضاوتی یک سال هربار غمگین بودم به آغوشش پناه میبردم آغوشش همانند یک خانه بود که بر آجرهای خانه اش پر از خاطرات و درد ها بود او با کلماتش زندگی را به من هدیه داد با جمله های دیگران زندگی را از من پس گرفت اما بازهم با رفتار هایش یا کلماتی که ناگهان از دهانش بر روی زمین میوفتاند بخشی از زندگی را دوباره به من هدیه میداد... ولی این بار به یاد پارسال "میم حا همیشه جمعی از من و خیالش میماند"
132
9
یک نوامبر نه تنها قراره عاشقونه باشه بلکه تلخم قراره باشا
13
10
سالگرد اینجا نه تنها جالب نبود بلکه تلخ بود
9
11
نه وایسا اول قراره من بمیرم
14
12
بدون متن...
10
13
درستهه
16
14
من دوست دارم بزرگ شم اتفاقا نه از نظر سن. از نظر تجربه و اتفاق های زندگیم و خب سن یه روند ثابته غیر قابل تغییره اما اینکه چقدر ازش استفاده کنی کاملا به خودت بستگی داره پس ترجیح میدم فکر کنم چطوری استفادش کنم توهم همینکارو کن بنظرم اینطوری کمتر بهش فکر میکنی
12
15
چقدر داره درسام سخت تر میشه
20
16
تا اینجاشم زیادی بوده
21
17
نمیخوام بزرگ شم
51
18
چقدر دوست ندارم تولدم شع
51
19
۲۵ ام تولدمه
53
20
امروز چند ابانه؟
20