-مکاتبات یک مکتبی
رفتن به کانال در Telegram
یا هو. ٬٬دفتر چرک نویسهای نامنظم وسط بدو بدوهای روز و شب ؛ در عرش، صدای ارجعی پیچیدهاست. یا ایتها النفس بیا برگردیم... 🗂️📂 @maktabkhaneeh بگو؛ t.me/HidenChat_Bot?start=563675500
نمایش بیشتر1 048
مشترکین
+724 ساعت
+67 روز
+2230 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئیه '26
ژوئیه '26
+14
در 2 کانالها
ژوئن '26
+42
در 1 کانالها
Get PRO
مه '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+104
در 8 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+82
در 8 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+87
در 11 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+52
در 9 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+65
در 2 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+12
در 1 کانالها
Get PRO
اوت '25
+50
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+43
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+97
در 12 کانالها
Get PRO
مه '25
+19
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+26
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '25
+69
در 2 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+22
در 1 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+49
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+44
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+52
در 3 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+79
در 5 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+63
در 6 کانالها
Get PRO
اوت '24
+45
در 3 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+72
در 5 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+138
در 12 کانالها
Get PRO
مه '24
+52
در 2 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+128
در 4 کانالها
Get PRO
مارس '24
+46
در 3 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+77
در 5 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+86
در 2 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+26
در 1 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+38
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+243
در 3 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 14 ژوئیه | +7 | |||
| 13 ژوئیه | +1 | |||
| 12 ژوئیه | 0 | |||
| 11 ژوئیه | 0 | |||
| 10 ژوئیه | 0 | |||
| 09 ژوئیه | 0 | |||
| 08 ژوئیه | +1 | |||
| 07 ژوئیه | +1 | |||
| 06 ژوئیه | 0 | |||
| 05 ژوئیه | +1 | |||
| 04 ژوئیه | +2 | |||
| 03 ژوئیه | 0 | |||
| 02 ژوئیه | +1 | |||
| 01 ژوئیه | 0 |
پستهای کانال
| 2 | بدون متن... | 103 |
| 3 | مسئول فرهنگی سپاه کیه؟
نصر چیه گذاشتید بابا؟ یه چیزی بذارید به دهنشون سخت بیاد. کعصف المأکول رو ببین. | 109 |
| 4 | کاش شاعر بودم. | 153 |
| 5 | یه حمد شفا میخونید. | 141 |
| 6 | مقاومت خوف و حُزن را برطرف میکند.
-رهبرِ شهید | 148 |
| 7 | وا | 187 |
| 8 | شبا یه جوریه که با خودت میگی سرنوشت امشب یا سقوط آمریکاست یا بمب اتم در تهران.
بعد میخوابی صبح پا میشی میبینی در کمال آرامش و صلح و صفا تیتر اخبار اینه؛ هواشناسی: آسمان بیشتر مناطق کشور تا پنج روز آینده صاف است. | 1 599 |
| 9 | That’s what I’m talking about. | 207 |
| 10 | توی واگن، خانمی رو به روم روی صندلی نشسته. موهای مشکی بلندش گردنش رو پوشونده و آرایشش غلیظ و کدره. من توجهای بیشتر از این بهش نکردم و سرم پایین و درگیر با گوشی و کارهام بود. فقط میدونم که دقیقاً رو به روش ایستادم. رسیدم به ایستگاه بعد. دوتا دختر نوجوون، یکی با دامن سبز و شومیز کاهویی با یه آویز توتفرنگی بزرگ و اون یکی کمی سادهتر با شومیز کرم و دامن شکلاتی روی زمین توی فاصلهی بین واگنها نشستن. از هم میپرسن کدوم ایستگاهیم؟ یکیشون با مسخرگی میگه: سرباز وطن. هر دو میخندن. به چی؟ نمیدونم. ازشون حس بدی نمیگیرم. مثل تمام نوجوونهای دیگه که سرخوشانه میخندند. خانم رو به روییم بیمحل به حضور من، به خانمی همشکل خودش که دورتر از ما ایستاده، اشاره میکنه تا کیف روی دوشش رو بده که روی صندلی کنار خودش بذاره. تعارف صمیمانه و لطیفیه. به کیف خودم نگاه میکنم که چقدر از کیف اون خانم بزرگتره. خانم کیف کوچیکش رو به زن میده و بعد از چند ایستگاه پیاده میشه. دوباره من و زنِ روی صندلی بهم نگاه میکنیم. اینبار تازه دارم بهش دقت میکنم. به جزئیاتش نگاه میکنم. اون هم با حس پیروزی به چشمام نگاه میکنه. پیروزی بابت چی؟ نمیدونم. هردو سرتاپا مشکی پوشیدیم اما من یکطور او یکطور. به خانم دیگهای از پشت سرم اشاره میکنه که بیاد جاش بشینه. انگار برای صندلی قدرت جانشین انتخاب میکنه. زانوهام از ایستادن خسته شده. از گرما نفس عمیقی میکشم که البیته بیشتر شبیه آه کشیدنه. بیمیل و بیتفاوت نگاهم رو میدزدم از ماجرا و دوباره مشغول کارهام میشم. از جلوی مسیرشون کنار میرم و به دیوار کناری صندلی تکیه میدم. این ماجرا هرچند دهها بار پیش اومده اما هیچوقت تکراری نیست. به بیرون از قطار نگاه نگاه میکنم. سرباز وطن خیلی وقته که رد شده. حالا به شهدا رسیدیم. تنها، خسته، گرمازده و با زانوهای خشکشده از واگن پیاده میشم و به میدون شهدا میرم.
#روزمرگی | 227 |
| 11 | این پرواز ما به سوی میدان جنگ کی باز میشه؟
منتظریم جناب. | 197 |
| 12 | من تا خودم صدای پدافند رو نشنوم، هیچ سطح جدیدی رو به رسمیت نمیشناسم مهدی محمدی. | 202 |
| 13 | مهدی محمدی هر چند وقت یه بار تو وویسهاش میگه ما وارد سطح جدید جنگ شدیم. کدوم ما؟ کی اصلا؟ کجا؟ ما وارد نشدیم. چرا بهمون خبر نمیدین. ما هنوز داریم سطح یک جنگو پاس میکنیم. | 201 |
| 14 | بدون متن... | 213 |
| 15 | تو وضعیتیم که جنگ هم میتونه حلال مشکلات باشه، هم عامل مشکلات بیشتر=))) | 201 |
| 16 | این هفته به سلامت بگذره، واقعاً سور میدم. | 189 |
| 17 | شعر خوندن همیشه حالم رو بهتر میکرد، چون یاد تو میافتادم؛
شعر خوندن این روزا حالمو بدتر میکنه، چون یاد تو میافتم. | 223 |
| 18 | . | 196 |
| 19 | بر آستان خود این دلشکستگان دریاب
که آستین بفشاندند ماسوای تو را. | 185 |
| 20 | ز آه من به هلال تو هاله می خواهند
به در نمیکند از سر دلم هوای تو را | 201 |
