fa
Feedback
صادقانه

صادقانه

رفتن به کانال در Telegram

عاشق عکاسی، همبرگر و بانو هایده. @Sadeghaanebot

نمایش بیشتر
1 511
مشترکین
+124 ساعت
+237 روز
+8030 روز
آرشیو پست ها
نعشه‌ی کار و خمار پول.

به تخمم‌های زیر لب و بزرگسالی، دو عضو جدانشدنی هستن.

عصبانی؟ برای عصبانی بودن؛ نیستم!

تنها نیستی. ما همه «غریب» بودیم مهسا.

Repost from N/a
به واسطه هجرت پخته شدنم خیلی کامپکت شده

Unlock what’s behind رو تتو می‌کنم

عزیزم من کشتی‌هامو هم آتیش زدم. این جزیره رو باید ساخت، راه دیگه‌ای نیست!

زندگی آدم‌ها رو که نگاه کنی؛ یه حجم ساده میبینی، یه جسم نامنظم. اما وقتی از نزدیک «ببینی» متوجه میشی که فرم این حجم ساده یه طور عجیبیه! مثلا قسمت‌های پایینش؛ اونایی که یکم خاکستری شده، چندتا گره کور قدیمی رو میبینی. شاید مال ۲۵ سال پیش. دقت که کنی؛ رد تلاش برای بازکردنِ خانم دکترِ تراپیست هم روش مشخصه. یا اون بالا، که یکم ساییده شده، میبینی؟ امضا داره! تجربه‌های روزهای سخته. ولی پسر چه خط و خش‌های ارزشمندی! خوبه که آدم یه چیزی برای تعریف کردن داشته باشه؛ از مسیر. اون تیکه کدر شده؛ روزهای کرونا که نفهمیدیم چی به‌سرمون اومد. از لجبازی یه عده، تا سرفه‌هایی که با اولین سوز دوباره سراغمون رو میگیرن. عین همین توی عکس ریه‌م هم هست. یادگاری موج دلتا ! یه تکیه‌هایی هم گم شده؛ گمش‌کردم. گمش کردن. اونجا چرا خالیه؟! جوونیمون. این زندگی پیچیده‌ی ساده.

این چنین هوا پس است و هر که سوی خویش داره دم نزن سکوت کن که گفتن تو نیش داره.

خوبم.

یه رفیق دارم؛ روحشون رو به شیطان فروخته که همیشه جوون بمونه. حتی اونم پیر شد! لعنت بهتون.

اهمیت ویدیو رو وقتی درک می‌کنین که صدای کسایی که دوستشون دارین و نیستن رو کم کم فراموش میکنین.

Repost from Closeup.
یکم ذوق برام مونده اونم گذاشتم پاییز بیاد هودی بخرم.

بله اصلا سنم بهم نمیخوره! به هرحال چیزهایی که از سرگذروندیم یه هزینه‌ای داشته.

میدونم غم‌انگیره ولی، «یه روز میخرمش» من؛ شهروندی یه کشور غیر از وطنمه.

بله، دهه ۸۰ میلادی این شکلی بودم. (زندگی قبلیم.)
بله، دهه ۸۰ میلادی این شکلی بودم. (زندگی قبلیم.)

دلم برای خودمون میسوزه؛ که حتی نمیشه این غم رو ترجمه کرد.

امیرپارسا گه خورد که ناگهان نوبت ما می‌شود.

«حال کنید کار کنید، کار کنید حال کنید» رو بالا سری من خیلی جدی گرفته و رو من داره اجرا میکنه!