fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

‌ pixielixie ᨩ

‌ pixielixie ᨩ

رفتن به کانال در Telegram

‌ . 𝗌𝗎𝗇𝗌𝗁𝗂𝗇𝖾'𝗌 𝖺𝗋𝖾𝖺 ー sam's fairy doll ๓ 𝗅𝗂𝗏𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗇 𝖺 𝗌𝗎𝗋𝗋𝖾𝖺𝗅 𝖼𝗅𝗈𝗎𝖽𝗌 ☁️◞ .🐈‍⬛ ،، @nymphaei .

نمایش بیشتر
499
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-1430 روز
آرشیو پست ها
به نفع‌شونه یه ورس کامل بهش داده باشن

کی می‌تونه مثل هیونجین انجامش بده؟! هیچکس.

ردلایتز رو بذارید توی جیبتون.

I MEAN
I MEAN

HYUNJIN IS GONNA BE SINGING ABOUT GAY SEX

RUSH SONG IS ABOUT GAY SEX

حالا که بیدار شدم این رو باید بگم چونکه WHY NOT

"im gonna look back, the ashes prove my passion always burns eternally "

لیریک‌. لیریک.

" من هنوز بین جمعیت هستم، alien of the town ! آره اون‌ها می‌خوان تسلیم شدن من رو همین الان ببینن، من رو می‌خندونن اونقدر بلند که باعثِ بیدار شدنِ شیطانی‌ئه که درونم پنهان شده. "

دقت کردید دوباره باهم تونستن خودشون رو نجات بدن؟! این داستان همیشگی که تنهایی و دور از هم آشفته و اذیت هستن اما باهم کلید نجات رو پیدا می‌کنن توی ام‌وی‌های استری‌کیدز خیلی قشنگه..

" I know it’s gon be lonely cause everyone keeps turning me down. countless new surroundings cold eyes keep looking me down " hyunjin socal path

MASTERPIECE >>>>>>>>>>

صدای لیسا سنپای دیوانه کننده‌ست

بی‌اغراق یکی از بهترین تایتل‌ترک‌های اسکیز ؟!

angel face but devilish voice

ویدیو، متن، آهنگ تمام جزئیات این پست رو به حدی دوست دارم که نمیشه توصیفش کرد پس شماهم دوستش داشته باشید

photo content

◜𝖻𝖾𝗁𝗂𝗇𝖽 𝗍𝗁𝖾 𝖿𝗋𝖾𝖼𝗄𝗅𝖾𝗌 𝗈𝖿 𝗒𝗈𝗎𝗋 𝗒𝗈𝗎𝗍𝗁.

​​​​​​​​​​​​‌​​‌​​‌‌⨾ دروغ‌گویان خوش‌چهره‌ای بودی‌م، به زیبایی آخرین قطرات اشکی که برروی صورتک‌های بزدل‌مان می‌افتاد، دلربا درست به مانند انگشتان نالان تو که از ترسیم واژه‌ای آشنا اما پُر واهمه، هراسان بودند، ما بی‌نظیر بودی‌م در نداشتن شهامت برای ابراز روحِ شیدای‌مان. میان زنجیر‌هایی از جنس سرکوب عشق را به بند کشیدی‌م، جنون را گناه شمردی‌م و عذاب را مقدس؛ زیرا که جهان‌ِما برای عظمتِ واژه‌ای به نام "عاطفه" کوچک و ناچیز است، آن‌ها شجاعت "ابراز" را از ما گرفتند، جسم و جان رها و عاشقمان  را به دور دست ها تبعید کردند و تو این سرنوشتِ اسفناک را پذیرفتی و بر من اجبار کردی، تو ما را به آن‌ها بخشیدی و التماس‌هایِ من کافی نبود، حال زیر همان سقفِ مشترک، همان آسمان بی‌رنگ و روح، به ندای نالانِ احساسات از دست رفته گوش می‌سپرام، به زمزمه‌یِ محوی از میان لب‌های تو که می‌خواندی "‌ راهی به من نشان بده تا زخم‌های زیر پلک‌هایت را ببوسم." زمزمه‌ای دور که به گذشته سپرده شده، حال از دست رفتگان‌؛ دل‌تنگ و غمناک مرثیه می‌خوانند از قصه‌ی غمگین و کوتاه ما .