fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

مَکبِث

مَکبِث

رفتن به کانال در Telegram

روزی خیال می کردم فوجی نهنگ خواهم شد @whominbot

نمایش بیشتر
1 338
مشترکین
-224 ساعت
-17 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
خیلی بدم میاد از دلداری دادن خیلی خیلی خیلی

حال روحیم بدتر از هر کسیه که اطرافم میتونه باشه و کماکان سرم در دست با نارسایی قلبی و احتمال بالای سکته تکرار میکنم لطفا اروم باشید حق با شماست و زندگیتون خیلی میتونه کیری تر از اینی باشه که فکرشو میکنید ولی چون جای من نیستید طبیعتا درکی از این قضیه ندارید.

رفته تتوی اسممو پاک کرده باز

1|1 - she bad - Internet Bastard (320).mp33.27 MB

زن همخونه‌م اومده پیشم بمونه

چندوقته HFrEF🤙🏻

چت شد آخه چرا؟

داشتم سیگار میکشیدم یه طرف بدنم بی حس شد یارو دعوایی به زور بستریم کرد اگه منو ندیدید خدافظ

Repost from N/a
همچین چیزی
همچین چیزی

Repost from N/a
غروب خیلی قشنگیه حال ندارم عکس بگیرم خودتون تصور کنید

photo content

photo content

Repost from TH
+2
#واگذاری ممنون میشم این پیامو پخش کنید یه سرپرست خیلی خوب واسش پیدا کنم سلام، این بچه رو میخوام واگذار کنم بیرون پیداش کردم دستش عفونت شدید داشت چند شبیه داره میره دکتر و حدود۱۰ روز دیکه خوب میشه #اپدیت:قرص انگلشو خورده ۳-۴ شب دیگه کامل خوبه خوبه هنوز واکسن نزده چون زوده ولی واکسناشو میزنم همه کاراشو میکنم بعد تحویل میدم جنسیتش نر سنش زیر ۱ سال تقریبا۸ ماه بسیاااار اروم و مظلوم از بچگی پیش ادما بزرگ شده و ذره ای نا ارومی و چنگ و گاز نداره… هیچ نقصیم نداره دستش کامل خوب شده خودم صبح میرم شب میام وقتشو ندارم حیوون تنها میمونه گناه داره، تهران و کرج باشید اگه مطمنید شرایطش رو دارید پیام بدید بررسی میکنم https://t.me/SendHarfBot?start=8b068b96bcd7

«کسی نمیداند من با تو از چه غم‌هایی گذشتم.»

اعتراف میکنم از اون دسته از افرادم که : بده بوس کنم خوب شه

داشتم فیلم می‌دیدم، یهو این صحنه خیلی شبیه عکسی بود که دیشب گذاشتی دیوونه‌ی ۳۰ ساله :)))))
داشتم فیلم می‌دیدم، یهو این صحنه خیلی شبیه عکسی بود که دیشب گذاشتی دیوونه‌ی ۳۰ ساله :)))))

میومدیم خونه مامانم میگفت چه کردید میگفتیم رفتیم سینما مامانم میگفت واقعا بچه های بافرهنگی داریم

خالا یه چیزی که تاحالا نگفتم اون تایمی که میرفتیم مجله جنسی میخریدیم میخوندیم تو ترکیه سینماها پورن پخش میکرد من با پسرخاله‌م میرفتیم سینما همه یه گوشه داشت میزد

با اون اینجوریم که بعد هر دعوا میگم عالی شد. هیچی حس نمیکنم. اصلا برام مهم نیست. ساعت میشه سه چهار شب. همین دیشب. نشستم رو پل با تازه به بلوغ رسیده ها ابجو خوردم گریه کردم.

بعضی وقتا خودمو نمیشناسم
بعضی وقتا خودمو نمیشناسم