کد ۳۸
رفتن به کانال در Telegram
304
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
-9830 روز
آرشیو پست ها
304
آدما به دلایل خیلی مختلفی از هم دور میشن
اولین بار که یه نفر رو از دست دادم خیلی اذیت شدم، یادم میاد غم کل وجودمو میخورد و مدام حس کمبود میکردم
بار دوم که از دست دادم، بدون اینکه حتی بدونم و دست خودم باشه قطعه ای از وجود و خونم منو تنها گذاشت
سومین بار اما فرق داشت، خودم اون ادمو کنار گذاشته بودم. دلم نمیخواست دوباره مثل نفر اول ارتباط دوستیم درگیر دروغ و ظاهرسازی و سیاست بشه
از اون به بعد همیشه من کسی بودم که کنار میزاشت
هیچوقت کنار گذاشته نشدم و هرجا احساس خطر کردم گفتم خودشه! بهترین دفاع حملست!
و قطع ارتباط کردم.
اما زندگی همینه، ضرباتش هربار محکم تر میشن!
چهارمین نفری که از دست دادم اونقدر برام سنگین بود که چندین بار قصد داشتم جونمو بگیرم
بچه بودم، خیلی زیاد بچه بودم
فکر میکردم دنیا به آخر رسیده و مقصر همه چیز منم
گذشت، همونطور که همیشه میگذره
مشت آخرو تابستون ۱۴۰۱ خوردم
و تموم شدم، هیچی نداشتم. هیچکسو احساس نمیکردم
و اونجا بود که قصد به عمل تبدیل شد.
میدونین بعضی چیزا هیچوقت عوض نمیشن،
مثلا من هنوز همون احمق سابقم، اطرافیانمم همچنان هرجا به نفعشون باشه کنارم میزارن
منم با وجود اینکه میدونم هربار بیشتر تعجب میکنم و توش گیر میکنم
خنده داره نه؟
میگن وقتی از دردسرت درس نگیری تکرار میشه، منم بیست ساله تو دردسرم گیر کردم
مسخره تر اینه که تو بخاطر یه اتفاق بمیری
و زنده بشی
و هنوزم درستو نفهمی و یاد نگیری
الانم نمیدونم این جملات بی سر و تهم رو چجوری تموم کنم. حالا بیاین تصور کنیم این یه پایان جالب برای متنی نه چندان زیباست
304
به نظر من احمقانه ترین حالت دیدگاه اینه که شخص انقدر درگیر دیگران باشه که فراموش کنه خودش هم به نوعی نسخه مشابهی از اونهاست
