fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

کوچنده‌ٔ اجباری

کوچنده‌ٔ اجباری

رفتن به کانال در Telegram

کوچنده‌ی اجباری از اینستاگرام به تلگرام! آدرس محل سکونت در اینستاگرام: https://instagram.com/zed_bml?igshid=YmMyMTA2M . ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=ee262e8d7f16f1b شناس @zed_bml

نمایش بیشتر
203
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
ابداع کیبورد گوشی بسی پسندیده شد😌

در شب‌های پاییزی چی می‌خونید؟ 📚🍁🍂

-2147483648_-220395.webp0.34 KB

این چند روز فهمیدم بویایی و چشایی نداشته باشی از نصف لذت‌های زندگی بی‌بهره‌ای🤦🏻‍♀️ امضا یک عدد شکمو 🚶🏻‍♀️

این روزا ترجمه و البته خلاصه‌ی (طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن) در سبد مطالعه‌ی عربیم قرار داره این کتاب رو یه سال و نیم پیش ت
این روزا ترجمه و البته خلاصه‌ی (طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن) در سبد مطالعه‌ی عربیم قرار داره این کتاب رو یه سال و نیم پیش تو اردوی مشهد بنیاد خریدم و فروردین ۴۰۲ شروعش کردم اون موقع سخت بود برام نسبت لغات سختش بیشتر از آسون بود و مدام باید سرم تو معجم می‌بود برای معنی کلمه‌ها و کلافه‌م میکرد تا امسال که اومدم سراغش و دیدم آسون تره برام شاید در هر صفحه یک یا دو کلمه جدید داره و به این نتیجه رسیدم که از اون موقع تا الان شرکت در کلاس‌های کانون ، تدریس تماما به عربی در کلاسهای ارشد ، خوندن مقالات فراوان به عربی و روزی پنج لغت جدید عربی یاد گرفتن تاثیرش رو گذاشته حتی اگر من بهش آگاه نباشم قدم های مستمر ولو کوچولو کوچولو تاثیر گذاره! یا یه عبارت دیگه اینجا کمیت مهم‌تر از کیفیته... حرفی که مدام سر کلاس‌ها به زبان آموزا میگم #تدریس_نوشت

سبد خرید ایران کتاب 🚶🏻‍♀️🥲💔
سبد خرید ایران کتاب 🚶🏻‍♀️🥲💔

نیازمندی‌ها: یک عدد 📚شوهر آهو خانم 🫠

تشدید افسردگی‌ام در پاییز به‌قدری عادی است که رسماً در آغوش می‌کشمش و می‌گویم:«آمدی؟ وَه که چه مشتاق و پریشان بودم!» پاییز باید بیشتر هوای خودم را داشته باشم، مثل گلی که لب مرز زیستن و پژمردگی ایستاده. شب‌ها زود بخواب، مجازی را کم کن، انبار ذهنت را از کارهای نکرده خالی کن؛ پاییز هوا همیشه خفقان‌آور است، پس پنجره‌ها را باز بگذار و پناه ببر به کتاب و زیر پتو. پاییز با من مهربان نیست، اما دوستش دارم چون خودم را نسبت به من مهربان‌تر می‌کند.

#مغز_نوشت «نوشتن مثل یک درمان است یک شفای درونی، یک امید واقعی چیزی که کسی نمی‌تواند آن را از صاحبش بگیرد. ما می‌نویسیم، چون به نوشتن احتیاج داریم و ما می‌خوانیم چون به کلمه احتیاج داریم. نوشته ها به افکار ما معنی می‌دهند و به زندگی ما هویت می‌بخشند. کمک می‌کنند تا تسلیم نشویم و ادامه دهیم... / کتاب آداب کتابخواری» باید این چند خط رو دوباره می‌خوندم تا بتونم دست به کیبورد ببرم برای نوشتن! انگار که نوشتن معشوقی باشه که ازم روگردونده و باید نازش رو بکشم...همیشه همین بوده. دوره هایی بی‌وقفه و از زمین و زمان و همه چیز می‌تونستم که بنویسم و دوره‌هایی هم دریغ از دو سه خط که به دلم بشینه! سه روز اول پاییز عزیزم با بدن درد شدیدی که حتی توان نشستن رو ازم گرفته بود گذشت. هنوز نمی‌دونم خوشحال باشم این هفته که کامل تعطیل بودم مریض شدم و لازم نشد کلاسای آموزشگاه و کلاسای خصوصی رو کنسل کنم یا ناراحت باشم که دورهمی دوستانه و چندتا برنامه تفریحی دیگه رو از دست دادم. از اینکه تو این سه روز فقط اکسپلور اینستا رو شخم زدم و مغزم رو با فوران ورودی‌ها کلافه کردم ناراحتم. دوست داشتم مفید بگذره! و کمی از ارتفاع کوه صوت‌های آموزشی رو هم تلنبار شده کم بشه اما نشد. نمیدونم تنبلی کردم یا واقعا نمیشد؟ برا موضوع پایان نامه بالاخره به چندتا نتیجه رسیدم اما هنوز به استادم نگفتم و یه صدایی هی تو سرم میگه: خوبه؟ واقعا به درد میخوره؟ واقعا مصداق اون جمله‌ی معروف استاد متقی زاده هست که همیشه میگن (البحوث العلمية، مفيدة عندما تلبي حاجات المجتمع) (پژوهش‌های علمی وقتی مفیدن که پاسخگوی نیاز های جامعه باشن.) در سه هفته‌ی اخیر متوجه شدم قهر بی‌فایده‌ترین راه‌حل چالش‌های موجود در رابطه‌اس. قبلا انقدر عمیق و دقیق به این جمله معتقد نبودم . نمی‌دونم چرا. اما الان کم کم دارم به این نتیجه می‌رسم آدمی که قهر میکنه رو اصلا کلا باید ایگنور کرد چون برای تو و این رابطه ارزش قائل نیست که اگر بود راه‌های دیگه‌ای رو جز قهر امتحان می‌کرد. البته که می‌دونم این نتیجه و رویکرد هم همه جا و همیشه قابلیت و صلاحیت اجرا نداره. و نکته‌ی بعدی اینکه: روابط هم مثل هزاران چیز دیگه‌ای که تو زندگی براشون برنامه می‌ریزیم، زمان می‌ذاریم، عملکردمونو درونشون ارزیابی می‌کنیم و بعد مجدد برنامه‌ی بهتری می‌ریزیم و...... نیاز به این مراحل دارن در حالی که غالبا ما آدم ها برای هر کاری این مراحل رو پیش می‌ریم از سفر رفتن و مقاله نوشتن و مهمونی برگزار کردن گرفته تا‌‌...... جز روابطمون. مخصوصا اون مهم‌ترها! و فهمیدم چقدر سخته وقتی طرف مقابلت نخواد با این شیوه پیش بره و تو بخوای. دو هفته پیش با مشاورم درباره قانون مذاکره در روابط حرف زدیم. اینکه زمان و مکان جلسه باید از قبل تعیین بشه. و بعد در قالب ۱ : بگم چی دیدم ۲ : این رفتار چه احساسی رو در من ایجاد کرد ۳: چه فکری کردم ۴: البته این فکر و احساس منه شاید منظور تو این نبوده و ۵: حالا چیکار کنیم که این اتفاق دوباره نیفته؟ حرف بزنیم. و دیدم چقدر ما عموما برعکس این مراحل پیش میریم. یعنی یهویی و بی‌مقدمه دلخوری سه هفته پیش و دو ماه پیش و سال پیش رو می‌کشیم وسط و بعد طرف مقابل رو زیر رگبار تهمت می‌گیریم که تو از قصد فلان کار رو کردی و..‌... و بعد در یه لوپ معیوب گیر می‌کنیم! این چند روز قدرت قدرترین فرمانده جنگ‌های نامنظم -دلتنگی- رو هم عمیق چشیدم. و برای بار nام به خودم یادآوری کردم دلتنگی دلیل خوبی برای نبش قبر کردن یه رابطه نیست. دلم برای دفتر برنامه‌ریزیم تنگ شده. برای شب به شب مهر السبت، الأحد، الإثنین و.... توش زدن و نوشتن کارهای فردا و رنگ کردن ردیاب عادت‌ها. امیدوارم فردا رمقم یاری کنه حداقل صفحات مهرماه رو بکشم و بنویسم. ذوق جمع زدن میزان مطالعه ی شهریور و بعد کل تابستون رو هم دارم. و در کنار همه‌ی این احوالات، غمی رو دارم می‌بینم که آروم آروم داره جا خوش می‌کنه گوشه‌ی دلم! غم پاییز...یه غم دلچسب یه پارادوکس عجیب. این دومین سالیه که براش آغوش گشودم و ازش فرار نمی‌کنم....

محتوای صوتی خوب که نیاز به جزوه نویسی نداشته باشه چی دارین تو دست و بالتون؟ از طرف یه عدد حوصله سررفته که حتی چشماشو هم نمیتونه باز نگهداره🚶🏻‍♀️

پاییز اومده پی نامردی؟ تابستون خیلی درخور کرامت انسانی باهاتون رفتار می‌کرد؟

یک هفته ی کاملا تعطیل در پیش داشتم نه سرکار نه دانشگاه ، برنامه‌هایی که دست خودم بود هم همه رو تعطیل کردم زندگی گفت عه آخجون بیکاری؟ قراره خوش بکذرونی؟ بیا مریضی🚶🏻‍♀️

این همه شما طرفداری تابستون جونتون رو کردید ما چیزی نگفتیم حالا دیس؟ 😒😏

آمدی وه که چه مشتاق و پریشان بودم! پاییز عزیز🧡🍂🍁

برای این ساعات

این افسردگی بعد از سفر هیچ مقطعی در بزرگسالی از ورژن انسان برداشته نمیشه؟

كيف لايشتاقون ألا يوجد في مدينتهم ليل؟! چگونه دلتنگ نمی‌شوند، مگر شهرشان شب ندارد؟! |@loqatalqalb|
كيف لايشتاقون ألا يوجد في مدينتهم ليل؟! چگونه دلتنگ نمی‌شوند، مگر شهرشان شب ندارد؟! |@loqatalqalb|

🔹به اندازه تک تک آیه‌های قرآن مدیون شماییم! اگر قلب بزرگ شما نبود، چه راهی برای دریافت قرآنی پیدا می‌کردیم که اگر بر کوهی نا
🔹به اندازه تک تک آیه‌های قرآن مدیون شماییم! اگر قلب بزرگ شما نبود، چه راهی برای دریافت قرآنی پیدا می‌کردیم که اگر بر کوهی نازل بشه، خشوع اون رو می‌بینیم؟ میلاد مبارکتون، بر تمام خلق جهان مبارک🌱 الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ و عَجّل فَرَجَهم 🆔@Revayate_ensan_home

روایت این پدر و پسر شهید رو دو هفته پیش در کتاب (استضافة الفردوس/ ترجمه‌ی عربی کتاب میزبانی بهشت -روایت دیدارهای رهبری با خان
+1
روایت این پدر و پسر شهید رو دو هفته پیش در کتاب (استضافة الفردوس/ ترجمه‌ی عربی کتاب میزبانی بهشت -روایت دیدارهای رهبری با خانواده شهدا-) خوندم. ماجرای نبش قبرشون عجیب و جالب بود امروز توفیق شد در بهشت ثامن و قبل از خوندن دعای عالیة المضامین در کنج دنج همیشگی ، زیارتشون کنم