fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

کوچنده‌ٔ اجباری

کوچنده‌ٔ اجباری

رفتن به کانال در Telegram

کوچنده‌ی اجباری از اینستاگرام به تلگرام! آدرس محل سکونت در اینستاگرام: https://instagram.com/zed_bml?igshid=YmMyMTA2M . ناشناس https://t.me/HarfinoBot?start=ee262e8d7f16f1b شناس @zed_bml

نمایش بیشتر
203
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
اصلا همون که نزار قباني گفت: الحب مواجهة كبرى إبحار ضد التيار صلب وعذاب ودموع ورحيل بين الأقمار...

کاش واقعا....
کاش واقعا....

همین ویو🥲

اینو که خوندم دلم دعای ابوحمزه خواست... ترجیحا سحر ماه رمضون، ارک 🫠

آب از قلب تنور جوشیده و طوفان سراغ نوح آمده بود. از انبوه تلاطم‌ها و همهمهٔ صداهای متکثّر، باید پناه می‌بردم به سکوت و روی قلهٔ موج‌های سر حال و قبراق، ساکن میشدم. توی هنگامه ، نور کم فروغ پنهان در ذات چیزها -یعنی امید- را نشانم دادی. نهفتن چیزهای ارزشمند در بطن‌های چند لایه فقط از تو برمی‌آید. امیدْ داشتن در بحبوحه، چیزی شبیه تلاش برای برخاستن در دالانی تاریک با سقفی کوتاه است؛ البته که سخت و نفس گیر است، ولی می‌ارزد! متصل، ذکرِ امید گرفته ام؛ دستم را بگیر تا نوحِ دل آرامِ این ورطه باشم. طوفان هنوز فروکش نکرده است. تو بهتر و بزرگتر از همه ای... 👤امیرحسین معتمد

یکی این هیچوقت تکراری نمیشه یکی صبح روز سه شنبه

که امروز رو یادم نره... نه مهر عزیزی که اینا رو هدیه داد نه حرف‌های کسی که کمکم کرد پامو از روی گاز بردارم و این روزا رو آروم
که امروز رو یادم نره... نه مهر عزیزی که اینا رو هدیه داد نه حرف‌های کسی که کمکم کرد پامو از روی گاز بردارم و این روزا رو آروم‌تر بگذرونم... آدم ها به دو چیز زنده ان! مهر و گفتگو...🍁🧡 آذر ۴۰۳ هنرِ https://t.me/meeett29

۷۰ درصد از ۴۰۳ گذشت...🚶🏻‍♀️

اگه میتونید این کارگاه رو از دست ندید دکتر کریمان یکی از بهترین‌ها هستن هشتگ غصه که من نمیتونم برم🥲

اینم کد تخفیف دیگه چی میخواین😬
اینم کد تخفیف دیگه چی میخواین😬

یکی اینجا نمیدونه از ذوق رسیدن این بسته ش چیکار کنه🙈😁
یکی اینجا نمیدونه از ذوق رسیدن این بسته ش چیکار کنه🙈😁

یه فاتحه می‌دین؟ ممنون می‌شم ♥️

واقعا از این وضع که اساتید گروهمون، همه در این دولت جدید! یه مسئولیتی تو دانشگاه و دانشکده گرفتن و دیگه تو اتاقاشون و کلا هیچ جا یافت نمیشن می‌خوام گریه کنم🥲

منم همینطور...🤝 و بعد بابت همین هم حالم بده!🥲

پ.ن: وقتی هم خودتون از کسی قرض گرفتید، یه کاری نکنید اون آدم کلا از قرض دادن پشیمون شه تا آخر عمر

بنا به تجربه میگم برکت قرض‌الحسنه رو دست کم نگیرید

دست به دست کنید برسه به آقایون😅

┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ "زندگی رضایت‌بخش نتیجه‌ی انتخاب آگاهانه است" 👥 آغاز ثبت‌نام همایش همسرگزینی (راهکار شناخت، جلسه خواستگاری و ابعا
┈┅ ❁ـ﷽ـ❁ ┅┈ "زندگی رضایت‌بخش نتیجه‌ی انتخاب آگاهانه است" 👥 آغاز ثبت‌نام همایش همسرگزینی (راهکار شناخت، جلسه خواستگاری و ابعاد آن) ❇️ ویژه آقایان 🔸حضوری: ویژه آقایان 🔸برخط: آقایان غیرتهرانی 👤 سخنران: دکتر علی غلامی ⏰ زمان: پنج‌شنبه ۲۲ آذر ماه شروع رسمی مراسم: ساعت ۱۲:۳۰ تا ۱۷:۱۰ بازه پذیرش: ۱۱:۳۰ تا ۱۲:۳۰ 📅 مهلت ثبت‌نام: ۸ تا ۱۷ آذر ماه 🔖 در این رویداد امکان ثبت‌نام حضوری برای آقایان و برخط برای آقایان غیر تهرانی فراهم است. 💳 هزینه ثبت‌نام: حضوری: ۴۰۰ هزار تومان برخط: ۳۰۰ هزار تومان 🔅 هزینه همایش برای اندیشه‌جویان دوره‌های بنیاد شهید پالیزوانی (ره) و افرادی که به صورت گروهی ثبت‌نام کنند شامل ۲۵ درصد تخفیف می‌شود. ✒ ثبت‌نام و توضیحات تکمیلی: 🌐 shahidpalizvani.ir 📱 پشتیبانی ثبت‌نام: ارسال درخواست به معاونت روابط عمومی دسته‌ همایش، در سایت شهید پالیزوانی (ره) ▫️ پشتیبانی فنی در پیام رسان بله: @bonyad_fanni 📲 اینستاگرام | بله | ایتا | تلگرام | روبیکا

#مغز_نوشت بالاخره تصحیح برگه‌ها و ویرایش پروپوزال تموم شد و لپ تاپ رو بستم . دوست داشتم از امروز می‌نوشتم اما نه گردنم یاری می‌کنه نه چشمم! به عادت هر شب قبل خواب، خیلی سریع روزی که گذشت رو مرور می‌کنم و روی یه سکانس مکث میکنم...دلم نمیاد این یه سکانس رو ثبت نکنم! اونجا که در بی‌پناه ترین اما بی‌خجالت ترین حالت ممکن رفتم گفتم: من نگرانم من استرس دارم میشه منو بغل کنی یه کم؟ شاید در نگاه اول خیلی ساده به نظر بیاد اما من میدونم که همین ابراز ساده برای من اصلا ساده نبود. من که تا همین دو سال پیش نه احساساتم رو به رسمیت می‌شناختم و نه کاری به نیازی که هر احساس به دنبال خودش میاره داشتم و نهایت تلاشم زود خوابیدن برای فرار از تجربه‌ی اون احساس/ احساسات بود. اما تو این دوسال آروم آروم سعی کردم با احساساتم دوست بشم. جرقه ش هم از کتاب (ارتباط بدون خشونت ، زبان زندگی) خورد . کتابی که از دوسال پیش هنووووز تمومش نکردم و خیلی جرعه جرعه هر از گاهی میرم سراغش و تا یه بخشیش سبک زندگیم نشده ادامه ش نمیدم. یادم نمیره وقتی به صفحه اسم احساسات رسیدم چه حالی داشتم از تعجب! این همه احساس؟؟؟ و یادم نمیره اون اوایل حتی چقدر برای خودم سخت بود بفهمم الان فقط ترسیدم؟ یا ناامید هم هستم؟ یا.... و سخت تر از اون ابراز این احساسات به دیگری بود و سخت تر تر اینکه اگر ممکن بود، از اون دیگری کمک بخوام برای رفع نیازی که به دنبال احساس سربرآورده بود... اون موقع ها یه جور احساس ضعف برام داشت. چیزی که دوستش نداشتم. اما امروز نه احساس ضعف داشتم ، نه ترسیدم ، نه خجالت کشیدم و در مقابل آغوشی هدیه گرفتم که تا شب منو شارژ نگهداشت.... پ.ن: اینجا مفصل‌تر درباره احساسات حرف زدم https://t.me/zed0bml/1162 #توسعه_فردی

یه هشتگ #سخنرانی_نوشت هم فکر کنم باید اضافه کنم به کانال هوم؟