286
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
286
به دوستانِ جوانترم، که در حوالی بیستسالگیاند:
الان در۲۵ سالگی وقتی به ۲۰ سالگی فکر میکنم، احساس حسرت و افسوس دارم، بخاطر "زندگی نکردن" در آن دوران. البته من آیندهنگر بودم و برای زندگیم همیشه زحمت کشیدم، اما حتی در همین آیندهنگری میشد درستتر عمل کرد. در جاهایی زیاد سخت گرفتم، که لازم نبود و در جاهایی اهمیت مسائلی را درک نکردم، ساده گذشتم، که نباید میگذشتم. تقریبا از ۲۵ سالگی فهميدم که چجور آدمی هستم، علایقم چیست و باید بخاطرشان چه کنم. الان بهتر میدانم که هجدهسالگی (زمان انتخاب رشته) خیلی "زود" است، آدم با شناختِ نیمبند و پرتوپلا از خودش، چطور میتواند برای آینده راهی انتخاب کند؟ اگر از یک اقلیت خوششانس یا عاقلتر بگذریم، اکثر همدانشگاهیهای من در رشتهای غلط مشغول تحصیل بودند. چون عقلشان گفته بود که باید مهندس شوند (تو بگو پزشک یا...)، اما دلشان جای دیگری بود. همیشه بین توصیههای عقل و دل، باید توازنی برقرار کنیم و امروز به این نتيجه رسیدهام که کفّهی دل باید سنگینتر باشد. شاید خوشبختی در این است که سراغ دل برویم و با عقل هدایتش کنیم؛ البته شايد.
286
خواهش میکنم این یادت بمونه مارتین. اگه فهمیدی مسیر رو اشتباه رفتهای هیچ وقت برای برگشت دیر نیست. حتی اگه برگشتن ده سال هم طول بکشه باید برگردی. نگو راه برگشت طولانی و تاریکه. نترس از اینکه هیچی به دست نیاری.
286
"با هم عبور خواهیم کرد از دردها و بحرانها
با هم عبور خواهیم کرد از تغییراتی که لازم است انجام دهیم
با هم گذر خواهیم کرد از هر لحظه این زندگی غیرقابل پیش بینی"
286
مصرف بیش از حد احترام به آدم بیشعور
باعث اختلالات روانی طرف مقابل
و اختلالات عصبی شما می گردد
لطفا در میزان مصرف دقت کنید
286
جنگ پایان خواهد یافت
و رهبران با هم گرم خواهند گرفت
و باقى میماند آن مادر پیرى که چشم به راه فرزند شهیدش است
و آن دختر جوانى که منتظر معشوق خویش است
و فرزندانى که به انتظار پدر قهرمانشان نشستهاند
نمیدانم چه کسى وطن را فروخت
اما دیدم چه کسى بهاى آن را پرداخت.
286
عشق راهیست برای بازگشت به خانه
بعد از کار
بعد از جنگ
بعد از زندان
بعد از سفر
بعد از ...
من فکر میکنم
فقط عشق میتواند پایان رنجها باشد
