Demure
رفتن به کانال در Telegram
Is it better to speak or to die? [ http://t.me/HidenChat_Bot?start=5088297836 ]
نمایش بیشتر214
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+27 روز
+130 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '24
دسامبر '24
+1
در 1 کانالها
نوامبر '240
در 2 کانالها
Get PRO
اکتبر '240
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+5
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+1
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+5
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+5
در 2 کانالها
Get PRO
مه '24
+2
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '240
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+5
در 3 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+1
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '230
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '230
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '230
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '230
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '230
در 0 کانالها
Get PRO
مه '230
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '230
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '230
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '230
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+27
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+307
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 12 دسامبر | 0 | |||
| 11 دسامبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | But I do know one thing though
Bitches, they come, they go. | 57 |
| 3 | Fereidoon Foroughi Niaz.mp3 | 66 |
| 4 | +4 Pink Hair, Green Eyes - Balcony.m4a | 65 |
| 5 | سلام سلام
همگی سلام
زندگی سلام | 60 |
| 6 | او که یک چیز نامشخّص بود
هی مرا سمت خود کشید، وَ من
نامشخّص به سمت او رفتم
در خِلال همین کشیده شدن
هر چه بیهوده دست و پا نَزدم
بیشتر در خودم فرو رفتم
او که یک عطر نامشخّص داشت
از بهشتی که نامشخّص بود
پخش می شد به سوی شامّه ام
من که چون دوزخی رها بودم
و مشخّص نشد کجا بودم
بو کشیدم، به سمت بو رفتم
سال ها درد نازکی بودم
که به خون آبیاری ام کردم
درد نازک عظیم و محکم بود
درد محکم عمیق شد، غم شد
و من از غم بدل به ریگ شدم
و به پای خودم فرو رفتم
او که در خود هزار دالان داشت
او که پیچیده بود و تو در تو
او که چیزی نبود غیر از او
به هزاران روش کشیده مرا
من هزاران نفر شدم، آنگاه
به درون هزار تو رفتم
کوه بی قراریم یک سو
سوی دیگر مَحال بودن او
و مَحالات دیگرش سویی
و خیالات من به دیگر سو:
پس شتابان چهار تِکّه شدم
وشتابان به چارسو رفتم
اوی من! اوی نامشخّص من!
نرم حاضر جواب گوش به در!
اگر امشب کسی به در نزد و
در اگر وا نشد، وَ آن که نبود
اگر از حال من سؤال نکرد
در جوابش تو هم نگو: رفتم
با تو رفتم، تو بردی ام از هوش
اوی پنهان کاملاً خاموش!
متشخّص ترین سواره ی من!
من به پای خودم، به میل خودم
با تو هر نکته ی چموشی را
شیهه در شیهه، مو به مو رفتم
سرنوشتم غلیظ و قرمز بود:
دمِ درگاه نامشخّص، او
زائری بود و جویِ منتظری
پیش پاهای زائرش مثلِ
خون گوساله ای که ذِبح کنند
سرخ جاری شدم به جو رفتم
_حسین صفا | 66 |
| 7 | مدیونید اگه هروقت اخماتون تو هم بود و فکر
کردید ممکنه کاری از دستم بر بیاد، نیاید بگید | 67 |
| 8 | اخمای توهمم که با پیامت باز شد>>>> | 66 |
| 9 | خیلی اینجا رو دوست دارم
امیدوارم نقشتون رو تو این دوست داشتن بدونید. | 66 |
| 10 | اینکه فوت شده واقعا همه چیز رو صد برابر بدتر می کنه. | 73 |
| 11 | بدو از همه کار و زندگیت بخاطر من بگذر بعدم اینقدر عاشقانه بهم نگاه کن، بی فایده یِ نمک به حروم. | 74 |
| 12 | 🆘🆘🆘🆘🆘🆘🆘🆘 | 111 |
| 13 | سلام.
اگر واقعا و خیلی و جدیِ جدی دوستش داری لطفا
هر آهنگی که به یادش میندازتت رو براش بفرست،
لطفا بین اشعار شاعرانه بگرد و قشنگ ترین هاشون
رو براش بفرست، لطفا وقتی حواسش نیست ازش
عکس بگیر و بعدا براش بفرست، لطفا اگه با کسی
ازش حرف زدی از صحبتتون اسکرین شات بگیر و
براش بفرست، لطفا روزانه براش عشق بفرست.
باشه؟
خدانگهدار. | 87 |
| 14 | بدون متن... | 78 |
| 15 | That I've been dying for something real. | 81 |
| 16 | بدون متن... | 85 |
| 17 | بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی. | 80 |
| 18 | بدون متن... | 97 |
| 19 | "What a shame she’s fucked
in the head." they said | 93 |
| 20 | The world is such a beautiful place
but I'm too چلوسیده to enjoy it. | 257 |
