Requiem
رفتن به کانال در Telegram
328
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-230 روز
در حال بارگذاری دادهها
جذب مشترکین
اکتبر '26اکتبر '26
اکتبر '26
+7
در 0 کانالها
سپتامبر '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+6
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+10
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+13
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+7
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+17
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+13
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+50
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+21
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+24
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+27
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+20
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+11
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+13
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+12
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+17
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+16
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '22
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+11
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+29
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+535
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 23 اکتبر | 0 | |||
| 22 اکتبر | 0 | |||
| 21 اکتبر | 0 | |||
| 20 اکتبر | +1 | |||
| 19 اکتبر | 0 | |||
| 18 اکتبر | 0 | |||
| 17 اکتبر | 0 | |||
| 16 اکتبر | 0 | |||
| 15 اکتبر | 0 | |||
| 14 اکتبر | +1 | |||
| 13 اکتبر | +1 | |||
| 12 اکتبر | +1 | |||
| 11 اکتبر | 0 | |||
| 10 اکتبر | 0 | |||
| 09 اکتبر | +1 | |||
| 08 اکتبر | 0 | |||
| 07 اکتبر | 0 | |||
| 06 اکتبر | +1 | |||
| 05 اکتبر | 0 | |||
| 04 اکتبر | 0 | |||
| 03 اکتبر | 0 | |||
| 02 اکتبر | +1 | |||
| 01 اکتبر | 0 |
پستهای کانال
اساسا آدم مغرور و خودخواهی نبود، اما خیلی طول میکشید تا با کسی اخت شود.
لایه ای از سردی همیشه قیافهاش را میپوشاند و خیلی طول میکشید تا درون خود را به کسی بنماید.
چشم هایش-بزرگ علوی
| 2 | بدون متن... | 7 |
| 3 | She fills my heart with very special things
With angels' songs, with wild imaginings
She fills my soul with so much love
That anywhere I go I'm never lonely
With her around, who could be lonely
I reach for her hand, it's always there
How long does it last
Can love be measured by the hours in a day
I have no answers now but this much I can say
I know I'll need her 'til the stars all burn away
And she'll be there | 80 |
| 4 | خیلی غمگینه که تولستوی توی مرگ ایوان ایلیچ نوشته:
همهی ما بعد از مرگ گریه کننده های زیادی داریم
اما افسوس…
امروز در میانه زندگی، تنهای تنهاییم… | 10 |
| 5 | بدون متن... | 77 |
| 6 | You show me love, you show me love
You show me everything my heart is capable of
And now I can't break away from this fire that we started
You have broken into my heart
This time, I feel the blues have departed
Nothing can keep me away from this feeling
I know I am simply falling for you
There my heart goes again
In your arms, I'm falling deeper
And there's nothing to break me away from this | 79 |
| 7 | Sometimes
We would head down to Blackbirds Moor
To watch the barges on Grand Union in the twilight
She said "the water has no memory"
For a few months everything about our lives was perfect
It was only us
We were inseparable
But gradually
She passed into another distant part of my memory
Until I could no longer remember her face
Her voice
Even her name
We've got
We've got the perfect life | 78 |
| 8 | «هیچکس به اندازهی ریکی موخیکا زیباییِ مادر بودن را اینچنین به تصویر نکشیده است.»
ریکی موخیکا (Ricky Mujica) نقاش آمریکایی، دربارهی علاقهاش به نقاشی مادران گفته است که قدرت مادر در خلق و حفظ زندگی، برای او الهامبخش بوده✨ | 83 |
| 9 | حکایت «دو گرگ» که به بومیان آمریکا نسبت داده میشود، از دو گرگ درون هر انسان میگوید؛
دو گرگ که میانشان جنگی ابدی برپاست.
گرگ سیاه، نمایندهی تاریکیست؛
حسادت، کینه، خشم، دروغ و نفرت.
و گرگ سفید، نمایندهی روشناییست؛
عشق، امید، وفاداری، حقیقت و مهربانی.
اما کدامیک برنده میشود؟
همانی که به او غذا میدهی.
قرار نیست گرگ سیاه را از بین ببریم؛
خشم، ترس، حسادت و کینه هم بخشی از وجود انساناند.
بلکه باید مراقب باشیم کدام بخش از خودمان را با فکرها، انتخابها و رفتارمان تقویت میکنیم؛
چون در نهایت، آنچه بیشتر به آن غذا بدهیم، قویتر میشود. | 82 |
| 10 | That's me in the corner
That's me in the spotlight, losing my religion
Trying to keep up with you
And I don't know if I can do it
Oh no, I've said too much
I haven't said enough
I thought that I heard you laughing
I thought that I heard you sing
I think I thought I saw you try
Every whisper, of every waking hour
I'm choosing my confessions
Trying to keep an eye on you
Like a hurt, lost and blinded fool, fool
Oh no, I've said too much
I set it up | 79 |
| 11 | انسان تنها موجودیه که میخنده
چون رنجش آنچنان ژرف و عمیقه که ناگزیر شده خنده رو برای خودش بسازه
این جمله از «نیچه» هست ولی عمق روانشناسی بالایی داره.
«آلن دو باتن» یکی از فیلسوفان و روانشناسان مدرن یک مصاحبه جالبی داشته
تو این مصاحبه گفته:
کسانی که در بزرگسالی شاد و خوشحال و کمدی هستن و دیگران و میخندونن احتمالا کودکی در شرایطِ سختی بودن یا خانواده های افسرده ای داشتن.
چطوری این شرایط سخت باعث میشه افراد در بزرگسالی بیشتر بخندن یا بخندونن؟
دوباتن میگه وقتی در کودکی در خانواده پر از اضطراب و خشم قرار داریم، باعث میشه مکانیزم دفاعی بدن و روانمون فعال بشه و مارو به بقا ادامه بده.
این مکانیسم دفاعی به بقای ما کمک میکنه تا در اون شرایط سخت و پر استرس، بتونیم زندگی کنیم. | 89 |
| 12 | Or maybe I'm destined to be alone?
Or maybe there's someone who will understand
That I'm not able to share my world?
I'm still running away
It's crazy, I know
I've been conceiving you for too long
If only I could change all things around
Still conceiving you all along
I've been conceiving you for too long
If only I could change all things around
I've been conceiving you for too long
I've grown used to that
Still conceiving you all along | 189 |
| 13 | تو فلسفه آلبرکامو یه جمله هست که خیلی دوسش داشتم:
در کل آدم ها بیشتر خوب اند تا بد ولی نکته این است که آدم ها کم و بیش نادان اند.
و همین بیشی و کمیِ نادانی آنان است که شرارت و فضیلتشان را نشان میدهد.
اما بزرگترین شر چاره ناپذیر،آن نادانی است که خیال میکند همه چیز را میداند و بنابراین به خود حق کشتن میدهد. | 90 |
| 14 | Just let them walk all over you
Laugh through the punches and the pain
Let the life-blood drain away from you
They're right, you're wrong
And you can see it in the way they look at you
Feel it in the way they treat you
Always the last to know
Always the first to leave
And when the sky begins to fall
The blame, all along in you is yours
Wakes you with a fever at five
Your guardian angel gives up the ghost | 93 |
| 15 | Synchronicity (همزمانی معنادار):
گاهی ذهن انسان برای تجربههایی که از نظر عاطفی عمیقاند، نماد میسازد؛ نه لزوماً به این معنا که جهان بیرون در حال فرستادن پیامی مشخص است، بلکه چون ذهن ما اتفاقها را به یکدیگر وصل میکند و به آنها معنا میدهد.
برای من، پرنده تبدیل به یکی از همین نمادها شد.
در چند موقعیت مختلف از زندگیام؛ در زمانهایی از ناامیدی، شک، دلبستگی، و حتی احساسی خوب، پرندهای به شکلی غیرمنتظره در نزدیکی من ظاهر شد.
اولین بار، پرندهای را در آغوش گرفته بودم و لحظهای بعد، از بغلم پر کشید و رفت.
بعد از آن، هر بار که دوباره پرندهای در یکی از مقاطع مهم زندگیام ظاهر شد، بیشتر از قبل به این تکرار فکر کردم.
شاید همهی اینها فقط اتفاق باشند؛ شاید هم نوعی synchronicity، همزمانیهایی که برای من معنای خاصی پیدا کردهاند.
پرنده برای من کمکم تبدیل شد به نماد رها کردن، عبور کردن، دوام آوردن و دوباره پرواز کردن.
شاید بعضی نشانهها قرار نیست آینده را به ما بگویند؛ فقط کمک میکنند معنای مسیر را بفهمیم🕊️ | 28 |
| 16 | If all that grows starts to fade, starts to falter
let me inside, let me inside, not to wait
Let all that run through the fields through the quiet
Go on with their, own with their own hidden ways
When all newness of gold travels far from
Where it had once been
Born like the earth over years
And when the acts of man
Cause the ground to break open
let me inside, let me inside, not to wait
Great are the sounds of all that live
And all that man can hold | 110 |
| 17 | دلبستگی ناایمن و مضطرب (anxious attachment):
كودكانى كه در محيطى بزرگ شده اند كه محبت والدين يا مراقبانشان «پايدار» نبوده است؛ يعنى گاهى توجه شديد نشان مى دادند وگاهی كاملاً سرد وبى تفاوت مى شدند.
اين رفتارهاى سينوسى در بزرگسالی باعث مى شود فرد مدام نگران رها شدن باشد و براى اطمينان از حضور دیگران، دست به آزمودن يا جلب توجه بزند.
محبت وتوجهِ شرطى:
تجربه ای كه در آن فرد تنها زمانى مورد توجه يا تمجيد قرار مى گرفته كه كارى خاص انجام داده يا رفتارى طبق ميل بقيه داشته است. اين كودكان ياد میگیرند «من به خودى خود ارزشمند نيستم، مگر اينكه توجه و تاييد ديگران را جلب كنم».
عدم آموزش احساس بيانى شفاف:
در برخى خانواده ها، صحبت مستقيم از نيازها و احساسات (مثل بگويى "دلم برات تنگ شده" يا "نگران رابطمون هستم") ضعف يا ممنوع تلقى مى شود. كودک در اين محيط ياد مى گیرد براى رسيدن به خواسته عاطفى اش، به جاى شفافيت، از روش هاى غير مستقيم، رفتارهاى معماگونه يا دست پیش گرفتن استفاده كند.
• تجربه رهاشدگی يا ناديده گرفته شدن:
احساس طرد شدن در دوران مدرسه يا خانواده كه باعث مى شود فرد در بزرگسالی روى «حس مالكيت» و «داشتن جايگاه ویژه نزد ديگران» حساسيت بيش از حد پيدا كند. | 104 |
| 18 | if i was to walk away
from you,my love
could i laugh again?
you’re killing me again
am i still in your head?
you used to light me up
now you shove me down | 95 |
| 19 | «اورتینک-تروما»
یکی از ریشه های اورتینک میتونه تروما باشه.
فرق اصلی این نوع نشخار فکری با مدل افسرده وارش اینه که، فکر دیگه به دنبال تحلیل گذشته نیست.
بلکه به دنبال کنترل آینده است.
ذهن بعد از یک تجربه آسیب زا صحنه های احتمالی آینده رو بارها میچینه و سیستم عصبی رو مدام توی حالت آماده باش نگه میداره.
حتی وقتی هیچ تهدید واقعی ای در کار نیست.
انگار اگه به اندازه کافی پیشبینی کنه میتونه از تکرار اون درد جلوگیری کنه.
تو این نوع نشخار فکری بدن هنوز باور نکرده که اون تهدید و شوک تموم شده.
برای همین ذهن بی وقفه داره نگهبانی میده و مدام با فکر هایی از جنس کنترل و پیشبینی پذیر کردن آینده خودش رو آزار میده. | 112 |
| 20 | بدون متن... | 89 |
