هیلان🌱
رفتن به کانال در Telegram
داروسازی که از روزهای ۲۸ سالگی مینویسه. اینجا مثل دفتر خاطراتمه ثبت میکنم تا بمونه و به شما هم احساس خوب منتقل کنه🌱🩵 هیلارو هم چنل داروخونه منه🧴 @hilaroo24
نمایش بیشتر8 252
مشترکین
-2224 ساعت
-337 روز
+10230 روز
آرشیو پست ها
8 253
من مدرسه که میرفتم بیدار میشدم لباس تنم میکردم بعد میرفتم تو تختم با لباس مدرسه میخوابیدم. از جلو صاف و اتو شده بودم از مچاله.
8 253
راز موفقیتتون چیه؟!
بخدا من قهوه هم خوردم، نوروبیون هم خوردم، ویتامین سی خوردم و کم مونده برم سراغ تریاک.
8 253
صبح اولین روز پاییزم با نقد و بررسی محصولات مراقبت پوستی با خانم گوززززل شروع شد. صبح شما چطور؟!
8 253
کلاس دوم بودم
اعداد رو داشتیم یاد میگرفتیم
من ی روز غایت شدم
از ترس معلمم و اینکه عقب نیفتم
تا عدد 500 به حروف و عدد نوشتم
رفتم مدرسه دیدم درسمون تا200 بود
معلمم دعوام کرد گفت اینا رو یکی دیگه برات نوشته😭😂
8 253
روز قبل مدرسه خونه عمهم بودم. دختر عمهم یه نقاشی کشیده بود؛ یه درِ بزرگ با کلی آدم پشتش. میگفت: «این درِ بهشته، اینام مردن دارن میرن بهشت.»
منم بچهی ۶ ساله، نقاشی رو دیدم و خیلی عادی پذیرفتم. 😂
فرداش روز اول مدرسه، بعد از مراسم و عکس گرفتن با قرآن و گل و اینا، یهو چشمم افتاد به حیاط مدرسه…
یه درِ بزرگ، کلی بچه… دقیقاً شبیه همون نقاشی.
منم با خودم گفتم: «خب… پس اینه قضیه.» 🥲😂
خلاصه جیغ زدم و حاضر نشدم برم پیش بچهها. حتی زنگ تفریح هم مامانم مجبور بود بیاد مدرسه بشینه کنارم، چون من نه سر کلاس میرفتم، نه حاضر بودم ازش جدا بشم. 😂
مدرسه برای بقیه شروع دوران تحصیل بود؛ برای من رسماً انتقال به جهان پس از مرگ بود. 😭😂
کلاً هرچی در میاد ازین خانواده پدری در میاد 🤣
8 253
کلاس اول بودم آزمون آخر سال املا داشتم
مامانم فرهنگی بود و سخت گیر سر درس خوندن
آزمون رو دادم اومدم خونه
مامانم تاکیددددد که خوب نوشتی؟مطمئنی غلط نداری؟
منم خب با سوال اول و دوم مطمئن بودم، از سوال سوم به شک افتادم
گفتم تروخدا بریم یه برگه امتحانی بخریم من بشینم دوباره دیکته بنویسم با اشک و ترسسسس
بعد میگم اضطراب و استرس من از کجا اومده🤣
