fa
Feedback
✎﹏﹏𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝑩𝒂𝒄𝒌𝒖𝒑

✎﹏﹏𝑹𝒐𝒎𝒂𝒏𝑩𝒂𝒄𝒌𝒖𝒑

رفتن به کانال در Telegram

رمـاטּ بـڪ آپـ

نمایش بیشتر
5 489
مشترکین
+1424 ساعت
+1377 روز
+41530 روز
آرشیو پست ها
📚🎙#جاوید_در_من ✍نویسنده:  #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر:  #عاشقانه 📄خلاصه : رمان ایرانی جاويد در من درباره زندگي آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان ، اين زندگي آرام دستخوش نوساناتي مي شود. ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#ماز (جلد دوم گلوگاه) ✍نویسنده: #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر: #عاشقانه #معمایی 📄خلاصه: یه ماز بزرگ تو مغز منه.. دقیقا یه جایی که تو حتی فکرشو هم نمی تونی بکنی.. این ماز یک کم پیچیده است.. یعنی این طور بگم که این ماز اونقدری پیچیده است که تو نتونی ازش خلاص بشی.. من این مازو درست کردم.. فقط خودم بلدشم.. نمی تونی.. نمی تونی ازش خلاص بشی.. اشتباه بزرگی کردی.. از وقتی پاتو تو ماز ذهن من گذاشتی ، اشتباه بزرگی کردی.. 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#گلوگاه ✍نویسنده: #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر: #عاشقانه 📄خلاصه: از گلوی من بغضی خفه بیرون می زند… از دست های تو ، روی گلوی من دردی کهنه… گلوگاه سد نفس های من است… و پناه تو چاره این درد 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#پیله_تنیدم_به_سکوت  💥ژانر : #عاشقانه ✍نویسنده : #هانیه_وطن_خواه 📄خلاصه : گوشی را دست به دست کردم و رو به پنجره ای که شهر به بزم چشم هایم می کشاند ، ایستادم. – تو یه لحظه به من گوش بده…اینقدر هوچی نباش – چی میخوای بگی؟…میخوای مثه همه نهیم کنی. – نه. نه همراه دادم ، ساکتش کرد و میدان خوبی به من داد برای حرف زدن. – آفرین ، دو دقیقه همینطور ساکت بمون ، بذار من حرفمو بزنم…مهفام تو عزیزمونی…دوستت داریم…هممون….اما یه مشکل بزرگی که هست اینه که همه از این گذشته پر بار تو می ترسن… مخصوصا که علاقشون به مراد خیلی زیاده…متوجه موضوع هستی؟ سکوتش و نفسی عمیقی که کشید ، نشانه تاسفش بابت همان گذشته بود. – گوشت با منه؟ – آره…بگو. – ببین مهفام…من طرفتم…طرف تویی که... ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#خفته_در_من (جلددوم‌) ✍نویسنده: #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر :#عاشقانه #اجتماعی 💎مقدمه : احساساتی در من شناور بود که به جرم جوانی و خامی ، به حبس کشیدمشان. احساساتی که رفته رفته رنگ ظلمت و خفتگی به خود گرفت. احساسات زنجیره شده خفته در من ، فراموش شد . اما… تو را دیدم. آدمی از من بیچاره تر. آدمی گرفتارتر. تو را دیدم. درگیرت شدم. و خفتگان وجود من سر برآودند . 📄خلاصه : رمان خفته در من ، در ادامه وقایع رمان جاوید در من به نگارش درآمده است. این بار از دریچه نگاه سرمه سرابی. 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#جاوید_در_من (جلداول) ✍نویسنده:  #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر:  #عاشقانه 📄خلاصه: درباره زندگی آرام‌ِ دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان ، اين زندگی آرام دستخوش نوساناتي مي شود. ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚🎙#جاوید_در_من ✍نویسنده:  #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر:  #عاشقانه 📄خلاصه : رمان ایرانی جاويد در من درباره زندگي آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان ، اين زندگي آرام دستخوش نوساناتي مي شود. ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#ماز (جلد دوم گلوگاه) ✍نویسنده: #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر: #عاشقانه #معمایی 📄خلاصه: یه ماز بزرگ تو مغز منه.. دقیقا یه جایی که تو حتی فکرشو هم نمی تونی بکنی.. این ماز یک کم پیچیده است.. یعنی این طور بگم که این ماز اونقدری پیچیده است که تو نتونی ازش خلاص بشی.. من این مازو درست کردم.. فقط خودم بلدشم.. نمی تونی.. نمی تونی ازش خلاص بشی.. اشتباه بزرگی کردی.. از وقتی پاتو تو ماز ذهن من گذاشتی ، اشتباه بزرگی کردی.. 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#خفته_در_من (جلددوم‌) ✍نویسنده: #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر :#عاشقانه #اجتماعی 💎مقدمه : احساساتی در من شناور بود که به جرم جوانی و خامی ، به حبس کشیدمشان. احساساتی که رفته رفته رنگ ظلمت و خفتگی به خود گرفت. احساسات زنجیره شده خفته در من ، فراموش شد . اما… تو را دیدم. آدمی از من بیچاره تر. آدمی گرفتارتر. تو را دیدم. درگیرت شدم. و خفتگان وجود من سر برآودند . 📄خلاصه : رمان خفته در من ، در ادامه وقایع رمان جاوید در من به نگارش درآمده است. این بار از دریچه نگاه سرمه سرابی. 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚🎙#جاوید_در_من ✍نویسنده:  #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر:  #عاشقانه 📄خلاصه : رمان ایرانی جاويد در من درباره زندگي آرام دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان ، اين زندگي آرام دستخوش نوساناتي مي شود. ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#گلوگاه ✍نویسنده: #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر: #عاشقانه 📄خلاصه: از گلوی من بغضی خفه بیرون می زند… از دست های تو ، روی گلوی من دردی کهنه… گلوگاه سد نفس های من است… و پناه تو چاره این درد 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#دامنگیر (#دامن_گیر) ✍ نویسنده : #هانیه_وطن_خواه فایل جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#دامنگیر (#دامن_گیر) ✍ نویسنده : #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر : #عاشقانه 📄خلاصه : عقیق نام من است. نام منی که تنها در میان دردها، ایستاده‌ام. نان منی که سال‌هاست به زبان اویی که می‌گویند محرم‌تر از هر محرمی‌ست هجا نشده است.. 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#خفته_در_من (جلددوم‌) ✍نویسنده: #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر :#عاشقانه #اجتماعی 💎مقدمه : احساساتی در من شناور بود که به جرم جوانی و خامی ، به حبس کشیدمشان. احساساتی که رفته رفته رنگ ظلمت و خفتگی به خود گرفت. احساسات زنجیره شده خفته در من ، فراموش شد . اما… تو را دیدم. آدمی از من بیچاره تر. آدمی گرفتارتر. تو را دیدم. درگیرت شدم. و خفتگان وجود من سر برآودند . 📄خلاصه : رمان خفته در من ، در ادامه وقایع رمان جاوید در من به نگارش درآمده است. این بار از دریچه نگاه سرمه سرابی. 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#28_گرم #بیست_هشت_گرم #۲۸_گرم ✍نویسنده : #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر  #عاشقانه   📄مقدمه : دنیا دردهای زیادی به من داد. دردهایی عمیق... جان کاه... و بی حد... من اما ماندم. لبخند بر لب... مانند هر زنی که می تواند معنای مقاومت را هجی کند. من ماندم. و منتظر هیچ دستی نشدم برای یاری. اما تو آمدی. آمدی تا دست همراهی روی شانه ام بگذاری. تو آمدی گرچه من به نیامدن ها عادت داشتم. گرچه من از هیچ کس مخصوصا تو انتظار آمدن نداشتم. تو آمدی و باور من عوض شد. باور من به تمام تنهایی. 🎁#جدید ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#دریچه ✍نویسنده : #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر : #عاشقانه 📄خلاصه : محيا در گذشته همراه با ماهور پسردایی اش مرتكب خطایی جبران ناپذير ميشوند كه در اين بين ماهور با از دست دادن عشقش مجازات می شود. حال بعد از سالها اين دو ميخواهند جدای از نگاه سنگينی كه هميشه گريبان گيرشان بوده زندگيشان رو بسازند... ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#بر_من_بتاب ✍نویسنده : #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر : #عاشقانه #اجتماعی 📄خلاصه : دختر داستان خورشید، به خاطر قرار گرفتن در زمان و مکانی اشتباه... خورشید و غیاث با هم دوست معمولی هستند! اما خانواده دختر خیلی سخت گیرند و خورشید بدون اطلاع خانواده اش به غیاث که قبلا در زندگیش شکست عشقی را تجربه کرده نزدیک میشود، اما یک روز خانواده هایشان آنها را دوشادوش هم میبینند و خورشید را باجبار به عقد غیاث در می آوردند... ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#بگذار_آمین_دعایت_باشم 💥ژانر : #عاشقانه ✍نویسنده : #هانیه_وطن_خواه 📄خلاصه : درباره یه دختر هست ، که اسمش آمینِ که مادرش از پدرش طلاق گرفته .. پدر اون یکی خواهر رو خیلی دوست داشته ولی اینو زیاد نه ، از اینطرف یکی از دوستای پدر خواهر دختر رو میخواسته ، پدر هم قبول نمیکرده تا اینکه میخواسته بدزده که اشتباهی آمینو میدزده بعد پدر هم میگه باید صیغش کنی بعد تا اون یکی دخترم از خارج برگرده . بعد صیغه میکنه و یسری اتفاقات میوفته تو اون مدتو ... ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#جاوید_در_من ✍نویسنده:  #هانیه_وطن_خواه 💥ژانر:  #عاشقانه 📄خلاصه: درباره زندگی آرام‌ِ دختريست كه با شروع عمليات ساخت و ساز برابر كافه كتاب كوچكش و برگشت برادر و پسرخاله اش از آلمان ، اين زندگی آرام دستخوش نوساناتي مي شود. ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━

📚#پیله_تنیدم_به_سکوت  💥ژانر : #عاشقانه ✍نویسنده : #هانیه_وطن_خواه 📄خلاصه : گوشی را دست به دست کردم و رو به پنجره ای که شهر به بزم چشم هایم می کشاند ، ایستادم. – تو یه لحظه به من گوش بده…اینقدر هوچی نباش – چی میخوای بگی؟…میخوای مثه همه نهیم کنی. – نه. نه همراه دادم ، ساکتش کرد و میدان خوبی به من داد برای حرف زدن. – آفرین ، دو دقیقه همینطور ساکت بمون ، بذار من حرفمو بزنم…مهفام تو عزیزمونی…دوستت داریم…هممون….اما یه مشکل بزرگی که هست اینه که همه از این گذشته پر بار تو می ترسن… مخصوصا که علاقشون به مراد خیلی زیاده…متوجه موضوع هستی؟ سکوتش و نفسی عمیقی که کشید ، نشانه تاسفش بابت همان گذشته بود. – گوشت با منه؟ – آره…بگو. – ببین مهفام…من طرفتم…طرف تویی که... ♡   (\   (\      („• ֊ •„)  ♡ ✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿   @RomanBackup    ━━༺✿༻━━