4 627
Suscriptores
+2824 horas
+1137 días
+48530 días
Archivo de publicaciones
4 627
📚#فرشته_ای_به_نام_شیطان
✍نویسنده: #پروانه_ا
💥ژانر: #هیجانی #اروتیک #خشن #مافیایی
📄خلاصه:
کارلا دختری آزاد و بی حاشیه مثل تمام آدم های دنیا درگیر مشکلات خودشه. تا اینکه توی جشن عروسی دوستش بی خبر از همه چیز و همه جا با خطرناک ترین و مرموز ترین مرد کل کشور برخورد می کنه.
مردی که از خیلی وقت پیش نقشه های شومی برای این دختر کشیده بود.
🎁#جدید
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
📚#بال_های_زخمی
#بالهای_زخمی
✍#حانیه_باصری (#حانیا)
💥ژانر: #عاشقانه #اربابی #هیجانی
📄خلاصه:
ماه چهره برای فرار از سرنوشت سختش خودش رو به جای زن دیگه ای جا میزنه و وارد یک عمارت با شکوه میشه.
اما حتی فکرش رو هم نمیکنه که قراره با چه چیزی روبهرو بشه! اون پرستار ارباب زاده ای میشه که خودش رو در بالاترین طبقه عمارت حبس کرده.
هیچکس تا به حال اون رو از نزدیک ندیده و خدمتکار ها بهش لقب دیو عمارت دادن. مردی که تمام پرستارهای قبلیش به طرز مشکوکی ناپدید شدن ..
🎁#جدید
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
📚#بالهای_زخمی
✍نویسنده : #حانیه_باصری
📄خلاصه
● یک عشق ممنوعه و پنهانی.
● دختری به اسم پرواز که از بچگی هیچ محبتی ندیده و درگیر اعتیاده...
وَ
پزشکی که سعی داره بهش کمک کنه.
داستان اونا گره میخوره به مافیای خطرناکی که هیچ رحم و مروتی سرش نمیشه.
اما آیا ممکنه اینبار فرق داشته باشه؟
● همه چیز از یه مأموریت شروع شد، اما هیچکس نمیدونه تهش به کجا میرسه.
وقتی اعتماد مثل بازی با آتیشه،
و عشق... میتونه مرگبارتر از هر دشمنی باشه.
بالهای زخمی شروع شد آماده ای؟
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
لیست رمان های حانیه باصری
#لیست_رمان_های_حانیه_باصری
#حانیه_باصری
بال های زخمی
#بال_های_زخمی
اشک های ماه
#اشک_های_ماه
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
📚#بالهای_زخمی
✍نویسنده : #حانیه_باصری
📄خلاصه
● یک عشق ممنوعه و پنهانی.
● دختری به اسم پرواز که از بچگی هیچ محبتی ندیده و درگیر اعتیاده...
وَ
پزشکی که سعی داره بهش کمک کنه.
داستان اونا گره میخوره به مافیای خطرناکی که هیچ رحم و مروتی سرش نمیشه.
اما آیا ممکنه اینبار فرق داشته باشه؟
● همه چیز از یه مأموریت شروع شد، اما هیچکس نمیدونه تهش به کجا میرسه.
وقتی اعتماد مثل بازی با آتیشه،
و عشق... میتونه مرگبارتر از هر دشمنی باشه.
بالهای زخمی شروع شد آماده ای؟
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
لیست رمان های حانیه باصری
#لیست_رمان_های_حانیه_باصری
#حانیه_باصری
بال های زخمی
#بال_های_زخمی
اشک های ماه
#اشک_های_ماه
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
📚#آریل
✍نویسنده: #میم_موسوی
💥ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #خانوادگی
📄خلاصه:
این رمان روایت زندگی نگار و ارسلان، مسیری پرتنش و احساسی راجب زنی که در دل خانوادهای پرآسیب رشد کرده و زخمهای عمیق عاطفی، زندگیش رو شکل داده اما با وجود ارسلان و عشقی نابی که بینشون به وجود میاد در کنار همه تنش ها شیرین و ماندگار میمونه.
این رمان بیش از اینکه داستان یک وصلت باشه، روایت بلوغ احساسی این دو نفر است؛ مسیری که در آن هردو یاد بگیرند گذشته رو حمل نکنند و آینده رو با انتخاب خودشون بسازند.
🎁#جدید
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
📚#دور_ترین_نزدیک_من
✍نویسنده: #شاین
💥ژانر :#عاشقانه #درام #اروتیک #لزبین
📄خلاصه:
سحر و غزال لزبین هستن و طبق توافق دو طرفه، سکس پارتنر همدیگه میشن و قرار میذارن هر موقع و هرجایی نیاز به سکس داشتن، باهم سکس کنن. به شرط اینکه هیچ حس عاشقانهای بینشون به وجود نیاد. اما وقتی کم کم به همدیگه علاقهمند میشن این توافق بهم میخوره و رابطهی عاشقانه و پنهانی اونها با وجود مانع بزرگی که سر راهشون قرار میگیره شروع میشه...
🎁#جدید
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
رمان #غم_ابرا
رمان از جایی شروع میشه که محب با ابرا رابطه برقرار میکنه ازخونه میندازتش بیرون.
حاج بابای محب سر میرسه ابرا میگه تا تنور داغه نون بچسبون خلاصه میرن دکتر اینا.
طبق معاینه یه جورایی دکتر میگه تجاوز بود
این حاج بابای محب هم از اون زرنگاس به ابرا میگه میام خواستگاریت ابرا هم قبول میکنه .اما پنهونی با دکتر کلینیک پرونده تجاوز تشکیل میده.
وقتی خانواده محب میرن خواستگاری اینا پدرمحب میگه باید صیغه کننن واسه اشنایی ک پسرش از اتهام تجاوز مبرا بشه اما دختره قبول نمیکنه اونم میگه باید برگه سلامت بیاری.
ابرا میبرن دکتر میبین سالم نیست.
همون تو بیمارستان پدرش اینقدر کتکش میزنه ک حد نداره... کلا رمانش سراسر از تحقیر اینا بود خانواده دختره جز داداشش هیچکدوم خوب نبودن.
🌻شخصیت: ابرا مثلا میخواست قوی باشه. ولی حس من بیشتر ب اویزون بودن میخورد بهش. به شدت عاشق پسره بود. سعی میکرد ازش متنفر بشه اما نمیتونست.
🌻شخصیت محب: بی اعصاب .همش ابرا تحقیر میکرد عاشق عشق گذشتش بود تا صفحا۱۷۹۰😂
🌻جمع بندی اخر: ۵ سال پیش ک با داداش رانندگی میکرده پشت فرمون بوده زده این دختره ساحل یا دریا (چون یه بار دریا بود یه بار ساحل نویسنده نتونسته بود درست انتخاب کنه😁) کشته ولی داداشش علیرضا ب همه گفته من بودم فرار میکنه ب امریکا محبم میخواد اونو بکشونه ب ایران دیگه ده صفحه اخر رمان میفهمه ابرا پشت فرمون بوده.
واینکه یه پسر عمو(محب) هم داره ک محب ازش متنفره(چون یه جورایی اونم مقصر میدونه تو مرگ نامزدش) توی اخر رمان یعنی چهار پنج صفحه اخر یه کلیپ از روابط عشقش بهش نشون میده میگه اون دوستت نداشته به خاطر پول باهات بود (خوب بود دیوث همون پنج سال پیش نشون میدادی دگه این ابرا بدبخت ب این وضع نمی افتاد😂)
اینو ک میبینه از عشقش متنفر میشه
به ابرا میگه باهم میمونی یانه اونم میگه اره(خاک تو سرش)
بعدم میزنه یک ماه بعد همه چیز گل بلبل عروسی داداش ابراس😀
ادمین فاطی
4 627
📚#غم_ابرا
✍نویسنده: #مهرو
💥ژانر :#عاشقانه #همخونه_ای_ازدواج_اجباری
📄خلاصه:
محب ایزدی!
پسر حاجی ناخلفی که چندین سال پیش نامزدش رو بر اثر تصادف از دست میده و قاتل به خارج کشور فرار میکنه...
حالا محب بعد از چندین سال جست و جو خانواده ی قاتل رو پیدا میکنه و نزدیک خواهرش میشه...
وقتی اَبرا رو عاشق خودش میکنه، بعد از رابطه ای که باهاش برقرار میکنه اون رو لخت از خونه اش بیرون میندازه!!!
اما همون لحظه حاج رحمان ایزدی درِ خونه ی محبه! و میبینه که جلوی خونه ی پسرش یه دختر لخت افتاده...
اَبرا با دیدن حاج رحمان فرصت رو از دست نمیده و میگه که محب بهش تجاوز کرده...
و حاجی اون دوتا رو به عقد هم در میاره...
🎁#جدید
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
4 627
📚#پیوند_شوم
💥ژانر: #فانتزی #تخیلی #تاریخی #عاشقانه #معمایی #درام #جادویی #هیجانی
✍نویسنده: #سیبل_سورنسن
📄خلاصه:
پیوندی شوم
استادی سنگدل
و شاهزاده ای که همیشه در حال تماشاست.
اما مرین فقط به دنبال نجات خواهرش است.
🎁#جدید
♡ (\ (\
(„• ֊ •„) ♡
✿-┄-∪∪┄•┄┄•┄✿
@RomanBackup
━━༺✿༻━━
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
