🌀Blue stars🌊(نهنگِ پرنده)
رفتن به کانال در Telegram
250
مشترکین
-124 ساعت
-47 روز
-330 روز
در حال بارگذاری دادهها
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
نوامبر '26نوامبر '26
نوامبر '260
در 1 کانالها
اکتبر '26
+19
در 6 کانالها
Get PRO
سپتامبر '260
در 7 کانالها
Get PRO
اوت '260
در 8 کانالها
Get PRO
ژوئیه '260
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئن '260
در 2 کانالها
Get PRO
مه '260
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '260
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '260
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '260
در 4 کانالها
Get PRO
دسامبر '250
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '250
در 1 کانالها
Get PRO
اکتبر '250
در 7 کانالها
Get PRO
سپتامبر '250
در 13 کانالها
Get PRO
اوت '250
در 18 کانالها
Get PRO
ژوئیه '250
در 12 کانالها
Get PRO
ژوئن '250
در 7 کانالها
Get PRO
مه '250
در 7 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+13
در 25 کانالها
Get PRO
مارس '25
+18
در 19 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+22
در 17 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+23
در 19 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+13
در 5 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+22
در 14 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+31
در 16 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+81
در 25 کانالها
Get PRO
اوت '240
در 36 کانالها
Get PRO
ژوئیه '240
در 7 کانالها
Get PRO
ژوئن '240
در 0 کانالها
Get PRO
مه '24
+37
در 3 کانالها
Get PRO
آوریل '240
در 14 کانالها
Get PRO
مارس '240
در 12 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+96
در 6 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 03 نوامبر | 0 | |||
| 02 نوامبر | 0 | |||
| 01 نوامبر | 0 |
پستهای کانال
| 2 | عاخودا خوردمش
البته احساس میکنم شبیه تیلهاست خوردنی نیست
ولی خب کفننفگف | 28 |
| 3 | n y x ★ .°⋆ • ー✧ | 23 |
| 4 | بدون متن... | 35 |
| 5 | احساس میکنم یه کاری هست که نکردم... | 34 |
| 6 | الان یکی از سوتیهام یادم اومد
طرف گفت ازت ممنونم خیلی کمکم کردی
نمیدونم چرا
ولی جواب دادم خدا خیرتون بده 🧍🏻 | 1 |
| 7 | کمی تقریبا تا خیلی گسستم
و همش روال همینه | 38 |
| 8 | از میزانی که با این نوشته همزادپنداری میکنم میترسم | 35 |
| 9 | مدتهاست که جهان داستانم در گوشهی اذهانم رمقی ندارد. شخصیتهایش دیگر جلوی چشمانم نمیرقصند، مجادله نمیکنند و یا یکمرتبه مرا مورد خطاب خود قرار نمیدهند. لایهای از سکوت و سکون تمامشان را در بر گرفته و روزهایم عاری از جادوی حضورشان به نکبت بودن ادامه میدهد. از خود میپرسم که کی؛ کدامین دیر زمان و کدام جهان؟
حال خودِ فعلِ نوشتن تهی از معنا شده. هیچدلیلی و روزنهای وجود ندارد که بتواند این زوال را از هم بگسلاند. از خود میپرسم: «نوشتن به چه معناست؟» در دیکشنری جستجویش میکنم. تحریر. تقریم. رقم زدن. نگاشتن. پیش از آنکه خود معنایی بیابم ذهنم برمیخیزد: که چه بشود؟
سعی میکنم آن را فرو بنشانم. شکست میخورم. میگویند: «فرافکنی. بنویس تا خالی شوی.» و من یک سوال دارم: که چه بشود؟ مگر آن نیست که برای بروز باید چیزی وجود داشته باشد؟ احساسی باید بود یا نغمهای. جهانی باید بود یا باوری. تکلیف منِ بیچاره چه میشود که دیر زمانیست تکتکشان به صلابه کشیده شدهاند و زندگان را بدرود گفتهاند؟ نه احساسی برجا مانده و نه باوری. این ساختمان صدها قرن پیش فرو ریخته.
میگویند:«باید راوی بود. باید رنج و جنایت را به گوش همگان رساند.» عزیز جان... من از این زبان نفرت دارم. از این زبان که موجب رنج من و هزاران داغدیدهی دیگر شد. این زبان که خود به ظالمی نفرتانگیز بدل شد. همین زبانی که از کودکی مرثیه خواند و در نهایت گلولهای تقدیم رشیدان خود کرد. چه کنم عزیزم؟ دانشم به همین زبان رنجور و ستمگر میرسد. به رنجدیده از رنج خودش بگویم؟ برایش روایت کنم که چگونه واژگان موردعلاقهاش دار خودش شدند؟
میگویند:«جاودانه میمانی. چیزی از تو برجا خواهد ماند.» میخواهم نباشم. میخواهم زوال را در آغوش بگیرم و مرگ تنها ارمغانم باشد. میخواهم این موجود منحوس که آدمی نام دارد از میان برداشته شود. میخواهم تماما نابود شود. این هیولای سترگ و خونخوار که هیچ رحمی یا شفقتی ندارد و تنها برای بقای خود دیگری را از میان برمیدارد. میخواهم جاودانه نباشد.
میگویند:«آرام میشوی.» و من به تو خواهم گفتم که آرامشم به درک. خود روی هیزم میاندازمش و بنزین به او مینوشانم. بگذار آتش بگیرد. بسوزد و مرا نیز خاکستر کند. بگذار آرامش من بهایی باشد برای جلوگیری از این بختک. بگذار چنان پر فروغ شود که خورشید را به سخره گیرد. بگذار جاری شود بر کف خیابان تا شاید پیکر سرد جوانی ناکام را در آغوش گیرد و آن را گرم کند.
میگویند:«اعتراض! برای آنکه اعتراض کنی.» آخ... آخ عزیز من...
من به تو میگویم و خود نیز از صحتش مطمئنم. از من یک مرده برجا مانده و قلمی نیممرده. قلمم نیز در نهایت یک سال دیگر توان تحمل داشته باشد. او نیز کاملا خواهد مرد و من تنها در مراسم تشییع او سوگ خواهم سرود. | 29 |
| 10 | وقتی کلاس رومخه | 38 |
| 11 | ملوسککک | 39 |
| 12 | #دیوالو | 36 |
| 13 | وایییییییییییییی😂😭😂😭😂😭
گومبولییی
بهمننننن
چیز نه
بتمنننن
بتیسلی | 37 |
| 14 | هالووین + 2 سالگی چنل مبارک✨
ببخشید بهتون نگفتم 😔🦇
• ー✧ | 28 |
| 15 | بدون متن... | 30 |
| 16 | sticker.webp | 37 |
| 17 | خنده میکنی؟ 😔 | 47 |
| 18 | بدون متن... | 46 |
| 19 | دست و پام لرزید | 24 |
| 20 | آقام سر صبح قبل خوردن قهوش (کل روز همینه) | 20 |
