fa
Feedback
سپیـدار

سپیـدار

رفتن به کانال در Telegram

-نویسنده‌ و شیفته‌ی کتاب‌ها- سپیده پورحنیفه‌ی جامعه، سین‌پ‌ی قصه‌ها و سپیدارِ شما هستم. ارتباط با من: @Sepidaran_bot اینستاگرام: https://instagram.com/sepidpourhanifeh

نمایش بیشتر
295
مشترکین
-124 ساعت
+27 روز
+830 روز
آرشیو پست ها
عکس پروفایل اینجا رو هم تغییر بدم؟

حالا اینو می‌خوام :)
+1
حالا اینو می‌خوام :)

✨🧋
+1
✨🧋

حتی برای پولدار شدن هم باید پول داشته باشی.

واقعا نیاز دارم بهش و با نگاه کردن به عکسش سعی می‌کنم جذبش کنم🫠😂میکروفن سیمی همین برند رو دارم، اما سیم همیشه دردسره، یه طر
واقعا نیاز دارم بهش و با نگاه کردن به عکسش سعی می‌کنم جذبش کنم🫠😂میکروفن سیمی همین برند رو دارم، اما سیم همیشه دردسره، یه طرفش قطع می‌شه، نویز می‌ندازه و...

اما پشیمون نیستم چون زندگی تو صفحات مجازی و کار خلاصه نمی‌شه.

زیادی بیرون از خونه گذروندم این هفته رو، دیگه نه پول دارم، نه حس معاشرت. کارامم عقب افتادن.

photo content
+1

فردا پشت به پشت هم، از صبح قرار چیدم برای خودم، روز تحویل محتوا به لومیر هم هست و هنوز باید کار کنم روش، یک سری‌ استوری هم باید بگیرم و فعلا سرمست و شاد، مشغول نوشتنم و انگاری قصد خواب هم ندارم.

امشب از اون شب‌هاست که حالم خوبه، اتاقِ ترکیده از لباس و وسیله رو جمع و جور کردم، زحمت رخت چرک‌هارو لباس‌شویی کشیده، خونه بوی تمیزی می‌ده، توی لیوان آبم یخ+لیمو+خیار انداختم و موهای پف پفیم رو بستم بالای سرم و می‌نویسم.

برای من شب و روز "تابستونی" این روزها، یعنی لباسای خنک و نخی، موهای خیس از حمومِ قبل بیرون که با هوای گرم محیط خودش خشک شده و حالت پف‌ پفی گرفته، یه توت بگ رنگیِ سنگین پر از وسیله‌های غیرکاربردی، یه نوشیدنی خنک، ترجیحا شیک توت‌فرنگی یا یخ در گهوه. و رفتن به جاهای ادایی و باحال، مثلا ایرانمال، اون کافه‌ها و کتاب‌فروشی‌هایی که تا حالا نرفتم، یا حتی همون پاتوق‌های همیشگی. نمی‌دونم چرا امسال تابستون رو انقدر دوست دارم و واقعا دلم نمی‌خواد پاییز بشه. دکتر می‌گفت چون بدنت به آفتاب نیاز داره، چون یه تایم طولانی خونه میمونی، چشم‌هات آفتاب به خودشون نمی‌بینن. تابستون امسال، بیشتر از همیشه، دلم می‌خواد کنار آدم‌هایی که دوسشون دارم وقت بگذرونم و کارهای تابستونی کنم. مثلا بازی کردن(آخ بازی کردن! من عاشق بازی و رقابتم)، یا کشف‌ جاهای جدید، طعم‌های جدید، حس‌های جدید.

دو شب اخیر، دو شب تابستونی بودن، از اون تابستونی‌ها که من خوشم میاد.
دو شب اخیر، دو شب تابستونی بودن، از اون تابستونی‌ها که من خوشم میاد.

واقعا ممنونم از ری‌اکشن‌های شما😂😭❤️ چون هربار این اتفاق میفتاد چیزی نمی‌گفتم و در سکوت می‌گذشتم، و فکر می‌کردم اگه اینجا هم بگم جالب نباشه.

تا ابد آدم‌های با ادب و با شعور تو قلب من جا دارن، و لحن پرسیدن یک سوال به قدری روی من تاثیر داره که تا صبح می‌شینم براشون توضیح می‌دم.

هنرجوهای من که هزینه بابت جلسات من پرداخت می‌کنن، با چنان ادبی ازم سوال می‌پرسن و رفتار می‌کنن که می‌خوام برای معرفت و ادبشون بمیرم🦦 اما یک آدم رندوم چون یک سوال پرسیده از یک پیج ۱۷، ۱۸ هزار نفره و جواب نگرفته، با این لحن بهش می‌گه در پیجت رو تخته کن، چون به من نگفتی روند چاپ کتاب تو ایران چه شکلیه. کم کم روزی یکی دوتا دایرکت‌ این شکلی دارم، و هربار با خودم می‌گم یه نفر با این سطح ادب چرا باید کتاب چاپ کنه اصلا؟ هیچ‌وقت بی‌ادبی و توقعات بی‌جا برام عادی نمی‌شه و فضای مجازی تو هر حیطه‌ای که باشی، پره از این آدم‌ها.

رویا می‌گه کار رایگان که زیادی بشه، توقع ایجاد می‌کنه، و راست می‌گه. برای بعضی از آدم‌ها این توقع رو ایجاد می‌کنه که تو هوش‌م
رویا می‌گه کار رایگان که زیادی بشه، توقع ایجاد می‌کنه، و راست می‌گه. برای بعضی از آدم‌ها این توقع رو ایجاد می‌کنه که تو هوش‌مصنوعی هستی! و وقتی تک تک سوالات کوچیک و بزرگشون رو جواب ندی و بیست و چهارساعت در اختیارشون نباشی، فعالیتت الکی می‌شه🦦 پیج رو ببندیم بره چون سوال بانو بین دایرکت‌ها گم شده و من ندیدم؟

و اینجاست که مشخص می‌شود آیا کاربران گودریدز درست می‌گویند یا بوک‌بلاگر‌ها؟🦦

این کتاب رو برای معرفی فرستادن برام، و خیلی خیلی مشتاق خوندنشم، چون نظراتی که درموردش دیدم خیلی متفاوت بودن. تو گودریدرز نظرا
این کتاب رو برای معرفی فرستادن برام، و خیلی خیلی مشتاق خوندنشم، چون نظراتی که درموردش دیدم خیلی متفاوت بودن. تو گودریدرز نظرات منفی، تو اینستاگرام نظرات خیلی مثبت.

پستچی زنگ در مارو می‌زنه، نمی‌گه:((سلام خانم پورحنیفه؟ بسته دارید.)) می‌گه:((پورحنیفه بیا.))

هیچ‌کس شوهر اول آدم نمی‌شود
هیچ‌کس شوهر اول آدم نمی‌شود