fa
Feedback
اَبر.

اَبر.

رفتن به کانال در Telegram

http://t.me/HidenChat_Bot?start=1354364162

نمایش بیشتر
إيران145 901دسته بندی مشخص نشده است
1 697
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-87 روز
-2730 روز

در حال بارگیری داده...

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '24
دسامبر '24
+3
در 1 کانال‌ها
نوامبر '24
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '240
در 2 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '240
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '230
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+18
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+21
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+49
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+48
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+300
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+67
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+97
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+207
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+248
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+270
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+449
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+201
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+199
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+146
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+181
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+76
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+101
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+99
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+313
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
21 دسامبر0
20 دسامبر0
19 دسامبر0
18 دسامبر0
17 دسامبر0
16 دسامبر0
15 دسامبر0
14 دسامبر+2
13 دسامبر0
12 دسامبر0
11 دسامبر0
10 دسامبر0
09 دسامبر0
08 دسامبر+1
07 دسامبر0
06 دسامبر0
05 دسامبر0
04 دسامبر0
03 دسامبر0
02 دسامبر0
01 دسامبر0
پست‌های کانال
چقدر دل‌تنگِ توام. چقدر دل‌تنگِ توام. از آن روز‌هایی که چون آتش، بر سینه‌ام شعله‌ور بودی؛ تا حال، که چنان غبار بر دست‌هایم نشسته‌ای، دل‌تنگِ توام. به دیدن‌ات می‌آیم، ای غنچه‌ی نشکفته‌ی بهارم. من که بی‌‌تو، هم‌چون اشکِ خشک‌شده بر تنِ خونین‌ات هستم؛ چطور می‌توانم دوری تو را برگزینم؟ بر همان چشمانِ سرد و بی‌روح‌ات قسم، به دیدن‌ات خواهم آمد. تویی که مدت‌های مدیدست حتی رویایت را از من دریغ کرده‌ای. ای نبضِ صبح‌گاهِ شبنم، آن‌قدر دورشده‌ای که دیگر حتی راهِ خانه‌تان را گم کرده‌ام. خانه‌ای که بارها و بارها، خاموش‌تر و سردتر از قبل‌ست. آن حوضِ پرآبِ میانِ درختان، دیگر هم‌چون رگ‌های تو خشکیده. اما حال؛ آرامِ شب‌های فراق‌ام، با تمام این سکوت و یخ‌بستگی، به دیدن‌ات خواهم آمد. در یکی از همین روزها، به دیدن‌ات خواهم آمد.

2
این عکس، امشب احساساتم رو خیلی درگیر کرد و حتی از دلایلی بود که به این‌جا برگشتم.
687
3
بدون متن...
714
4
سلام. بیش از یک‌ماه گذشته، و حال، برای اینجا احساسِ دل‌تنگی می‌کنم. علت فاصله گرفتن و فعالیت نکردن‌ام هم همین بود. چراکه احساس می‌کردم از رویِ عادت و وظیفه به اشتراک‌گذاری ادامه می‌دادم. صبر کردم تا زمانی که دوباره، به اینجا احساس نیاز کنم و از سرِ عشق، مطالبی که با احساسات و عواطف‌ام عمیقا در ارتباط‌اند را برایتان بفرستم.
672
5
Peyman-Salimi-Raj-320.mp3
1 309
6
I made myself clear for you I killed all my fears and ran to you tryin' to make you feel safe, behaved you like a saint All my soul was taken long ago but I revived it for you All you did, was making my eyes wet and my heart dry You trod my sprout and set my garden to fire in spring.
1 275
7
ازت منزجرم. کوچکترین چیزی درباره‌ی تو باعث می‌شه بالا بیارم.
1
8
Queens_of_the_Stone_Age_The_Vampyre_of_Time_and_Memory_Official.mp3
1 234
9
+2
بدون متن...
947
10
عزیزکم؛ این چهارمین نامه‌ای‌ست که امروز برایت می‌نویسم. سردردها و سرگیجه‌های متوالی دارم و بیش‌تر از هر کسی به تو فکر می‌کنم. بیش‌تر از هرچیزی درباره‌ی تو می‌گویم و می‌نویسم. نمی‌دانم چیست در تو که مرا این‌گونه به نوشتن و گفتنِ سیری‌ناپذیری از تو وامی‌دارد. من مدت‌هاست که رفته‌‌ام. رفته‌ام و برای تو مانده‌ام. می‌دانی عزیزم دیگر از یادگاری و وصله‌پینه‌ها گذشته، وجودِ من یادآورِ توست. دست‌هایم، چشم‌هایم، موها و لب‌هایم آیینه‌ی توست. تو طبیعتی. خانه‌ای هستی که در دامنه‌ی کوه، میان جنگلی انبوه قرار دارد و موسیقی‌اش را رودی خروشان می‌نوازد. نامه‌هایم را با قلب‌ات بخوان. به یاد داری که پلک‌هایت را می‌بوسیدم؟ نامه‌هایم، بوسه‌های کاغذی‌ای هستند که بر چشم‌هایت می‌نشینند.
836
11
روز و شب می‌گذره...
روز و شب می‌گذره...
721
12
بدون متن...
792
13
جانا_ز_فراقِ_تو_سجاد_افشاریان_حسین.mp3
765
14
چه کسی سرزنده‌تر و عاشق‌تر از من‌ست وقتی از تو سخن می‌گوید؟
754
15
Anathema-Parisienne-Moonlight-(Remastered)-320.mp3
766
16
تو عشق رو در خودت غرق می‌کنی. تبدیل به اون عشق می‌شی و خودت رو گم می‌کنی. معشوق باید از نور عشق کمک بگیره تا تو رو پیدا کنه. تو با عاشق بودن معشوق رو به وجود میاری، اما بعدش در اون عشق گم می‌شی و معشوق باید پیدات کنه تا تو، عاشق بشی‌.
2 193
17
عاشق و غمگین. لب‌هایم بوی سیگار می‌دهد و رژی به رنگ گیلاس بر آن‌ها نشسته. یک پیرهن سفید با دکمه‌های بالاپایین پوشیده‌ام و جام شراب میان انگشتانم‌ست. در اتاق می‌رقصم، سیگار می‌کشم، روی زمین می‌افتم و می‌گویم؛ I fall to pieces when I'm with you.
820
18
دست‌هایم را بر کلاویه‌ها می‌کشم‌. همه‌چیز را فراموش کرده‌ام. صدای تو را هم که نت‌ها را قطار می‌کردی و می‌خواندی تا من بنوازم را هم فراموش کرده‌ام‌. سرم را که می‌چرخانم‌، مدتی طول می‌کشد تا چشم‌هایم تصویر را واضح ببینند. اثر این قرص‌هاست‌. دکتر می‌گوید باید هر روز یکی بخورم‌. اما دلم می‌خواهد همه‌ را امروز بخورم تا تمام شوند‌. خودم هم تمام شوم‌. مانند بچه‌ها، این‌طرف و آن‌طرف می‌رفتم تا درختی برای بغل‌ کردن پیدا کنم‌. کاش می‌توانستم تنه‌اش را با خودم به اتاق بیاورم و تا صبح، در میان شاخسارهایش بخوابم‌. این روزها، فقط لرزش دست و سرگیجه و بی‌حسی دارم‌. سرم پر از حرف‌ست و زبان‌ام ساکت‌تر از همیشه‌ست. ماسک زدن هم برایم عادتی قدیمی‌ست. نمی‌دانم چرا این همه راه را برگشتم. باید همان روز، زیر پل دوم تا ابد می‌ماندم‌‌. شاید هم همان شب، در آن آغوش محکمِ تو‌. دیشب خواب دیدم آمده‌ای‌. اما خیلی دیر شده بود. زمانی برایم نمانده بود. اما تو آمده بودی‌‌.
806
19
بدون متن...
768
20
When you lay alone, I ache Something I wanted to feel If you've been waiting for fallin' in love Babe, you don't have to wait on me 'Cause I've been aiming for heaven above But an angel ain't what I need Not anyone, you're the one More than fun, you're the sanctuary 'Cause what you want is what I want Sincerity Souls that dream alone lie awake I'll give you something so real Pull me, oh, so close 'Cause you never know Just how long our lives will be.
750