fa
Feedback
𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏

𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏

رفتن به کانال در Telegram

تخلیه گاهِ یک ذهنِ مَریض🪽

نمایش بیشتر
499
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-247 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
سیگار کام به کام ، داد به گام .

‌سیگار کام به کام ، داد گام .

my eyes cry too much this year..!

این روزا سلامت روانم هر لحظه توسطِ خانواده، فامیل، اکس، نکست، رفیق، همکار، همسایه، همکلاسی، تعمیرکار، بقال سر کوچه، راننده تاکسی، و گرما، تهدید می‌شه و واقعاً دیگه نمی‌تونم!!

تمام عمر خندیدم به این عاشق به آن عاشق چنان عشقی سرم آمد که دیگر نمی‌خندم من!

چِه کَسی مِثلِ مَن این گونه خَرابَت شُده بود بِه لَبَت لَب نَزَده مَستِ شَرابَت شُده بود گِریه‌هایی کِه نَصیبِ مَنِ دِلتَنگِ تو شُد کوه اَگَر بود هَمان یِک شَبِ آبَت شُده بود سَرزَده سَر زَدِه بودی بِه مَن وای دِلَم سَهمِ خوشبَختیِ مَن دیدَنِ خوابَت شُده بود

هنگامی فهمیدم کار از کار گذشته که در لباس فروشی پیراهن‌های مردانه را در تن تو تجسم می‌کردم..!:)

گفت: بالاخره که فراموشش می‌کنی اینجوری نمی‌مونه... نفس عمیقی کشیدم و گفتم: یاد بعضی آدما هیچ وقت تمومی نداره! با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطره‌شون تموم نمی‌شه... گفت: ولی همین که نیستش کم کم همه چی تموم میشه. گفتم: بودن بعضی از آدما تازه از نبودنشون شروع می‌شه...!(:

دلتنگِ توام، یک ساله که نیستی عزیزِ دلم.!🖤 @innocentgorl

پدربزرگ مُرد؛ از بس که سیگار کشید! مادربزرگ ساعت زنجیردار او را که همیشه به جلیقه‌اش سنجاق می‌شد به من بخشید... بعدها که ساعت خراب شد، ساعت ساز عکسی را به من داد که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود؛ دختری که شبیه جوانی مادربزرگ نبود! راستی پدربزرگ چقدر سیگار می‌کشید...!(:

این پُرسِشِ صَد ساله مَرا خواهَد کُشت؛ او بَر چِه اساسی دِلِ مَن را پَس زَد؟

من اون چیزیو که نباید می‌دیدم تو اوج اعتماد دیدم

هر بار که بغلت کردم به این موضوع فکر نکردم که دو نفریم! حس کردم از خون و گوشت و پوست و استخون خودمی... اصلاً پاره تنمی:) آخرین بغلمونو یادم نیست؛ کی آفتاب طلوع می‌کنه که دوباره ببینمت؟! چهارصد و خورده‌ای روزه که طلوع نکرده..!(:

همه زندگی دخترا موهاشونه؛ پس اگه دختری رو دیدی که موهاشو کوتاه کرده بود، بدون ضربه بدی خورده اذیتش نکن:)