𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏
رفتن به کانال در Telegram
499
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-247 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
499
این روزا
سلامت روانم
هر لحظه توسطِ
خانواده، فامیل،
اکس، نکست،
رفیق،
همکار،
همسایه،
همکلاسی،
تعمیرکار،
بقال سر کوچه،
راننده تاکسی،
و گرما،
تهدید میشه
و واقعاً دیگه نمیتونم!!
499
چِه کَسی مِثلِ مَن این گونه خَرابَت شُده بود
بِه لَبَت لَب نَزَده مَستِ شَرابَت شُده بود
گِریههایی کِه نَصیبِ مَنِ دِلتَنگِ تو شُد
کوه اَگَر بود هَمان یِک شَبِ آبَت شُده بود
سَرزَده سَر زَدِه بودی بِه مَن وای دِلَم
سَهمِ خوشبَختیِ مَن دیدَنِ خوابَت شُده بود
499
هنگامی فهمیدم کار از کار گذشته که در لباس فروشی پیراهنهای مردانه را در تن تو تجسم میکردم..!:)
499
گفت: بالاخره که فراموشش میکنی اینجوری نمیمونه...
نفس عمیقی کشیدم و گفتم: یاد بعضی آدما هیچ وقت تمومی نداره!
با اینکه نیستن، با اینکه رفتن، ولی هیچ وقت خاطرهشون تموم نمیشه...
گفت: ولی همین که نیستش کم کم همه چی تموم میشه.
گفتم: بودن بعضی از آدما تازه از نبودنشون شروع میشه...!(:
499
پدربزرگ مُرد؛
از بس که سیگار کشید!
مادربزرگ ساعت زنجیردار او را که همیشه به جلیقهاش سنجاق میشد به من بخشید...
بعدها که ساعت خراب شد، ساعت ساز عکسی را به من داد که در صفحه پشتی ساعت مخفی شده بود؛
دختری که شبیه جوانی مادربزرگ نبود!
راستی پدربزرگ چقدر سیگار میکشید...!(:
499
هر بار که بغلت کردم به این موضوع فکر نکردم که دو نفریم!
حس کردم از خون و گوشت و پوست و استخون خودمی...
اصلاً پاره تنمی:)
آخرین بغلمونو یادم نیست؛ کی آفتاب طلوع میکنه که دوباره ببینمت؟!
چهارصد و خوردهای روزه که طلوع نکرده..!(:
499
همه زندگی دخترا موهاشونه؛ پس اگه دختری رو دیدی که موهاشو کوتاه کرده بود، بدون ضربه بدی خورده اذیتش نکن:)
