fa
Feedback
𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏

𝙄𝙉𝙉𝙊𝘾𝙀𝙉𝙏

رفتن به کانال در Telegram

تخلیه گاهِ یک ذهنِ مَریض🪽

نمایش بیشتر
499
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-247 روز
-6330 روز
آرشیو پست ها
ما دو پیراهن بر یک بند بودیم؛ یکی را باد برد، دیگری را هر روز باران خیس میکند..

دختری که سیگار میکشه دیگه گریه بهش ارامش نمیده

من نمی‌خوام یه غریبه باشم، می‌خوام اون کسی باشم که بالای استخون ترقوت رو می‌بوسه! همونی که وقتی خسته شدی و کسل بودی دوست داری کنارش بشینی پشت فرمونو بزنی به جاده؛ تو خیابون آهنگ‌های مورد علاقتو باهاش گوش بدی و مطمئن باشی همیشه یکی کنارت هست که هر وقت خواستی همزمان با تو اونا رو فریاد بزنه و برات بخونتشون:) همونی که وقتی باهاشی دیگران بهش حسودی کنن و بدونن چه جایگاهی توی قلبت داره؛ همونی که وقتی می‌خوای گریه کنی دوست داری بری بغلشو هیچ وقت از عطر تنش جدا نشی! همونی که درست تو شرایط سخت دستاتو سفت می‌گیره و توی چشمات زل می‌زنه و میگه من تا تهش باهاتم. همونی که وقتی دورت شلوغ میشه سریع اسمشو صدا می‌زنی و نگرانی نکنی یه موقع ازت دور شه:) همونی که دوست داری همیشه اسمش روی قلبت، توی رگای آبی تنتو زبونت جاری باشه! من دلم می‌خواد همون فردی باشم که حاضر نیست به کس دیگه‌ای به غیر از تو بگه عشق..!:)

نمی‌دونم درسته یا غلط! ولی نمی‌خوام برای به دست آوردن کسی با بقیه رقابت کنم؛ می‌خوای با من باشی؟ باش بهتر از من سراغ داری؟ مواظب خودت باش

نمیدونم باید به شایع گوش بدم و به خودم فکر کنم یا به مهیار گوش بدم و به تو فکر کنم.

نه تو قراره بفهمی،نه من قراره چیزی بگم.

به دیوار تکیه کن، ولی به مرد ها؛ نه! که دیوار اگر پشتت را خالی کرد، سنگ است و گچ، نهایت سرت میشِکَند.! ولی اگر مَردی رهایت کرد، دلت میشِکند، روح و تمامِ زندِگیَت میشِکند، و زنی که بِشکند، سنگ می‌شَود، سَرد و سَخت، که نه می‌خَندد، وَ نه میگِریَد! و این یعنی فاجِعه! فاجعه زَنیست که از دلدادگی ترسیده:)

یەکێک له هۆکارەکانی پیر بوونی مرۆڤ، شاردنەوەی خەمەکانیەتی لە ناو دلی..!🖤

من حساب کردم اگه برگردی همه چیزایِ درهم برهم زندگیم اتو کرده برمیگردن سرجاشون

نمیگم کاش نمی‌شناختمت، میگم کاش همونجوری که شناخته بودمت می‌موندی:)

جانِ دلم.. این جماعت میگویند اگر دوستت داشت نمی‌رفت. میگویند دوستت نداشت که از تو عاشقانه هایت گذشت و پشتت را خالی کرد... یک روزی می‌خواهم هنه شهر را جمع کنم و برایشان حرف بزنم... بگویم آهای جماعت! اگر دوستم نداشت، چرا وقت هایی که دلتنگم میشد مانند ابرِ بهار اشن میریخت..؟ اگر دوستم نداشت، چرا هر زمان که قهر می‌کردیم غمِ عالم و آدم بر دلش می‌نشست..؟ اگر دوستم نداشت، چرا وقتی در چشم‌هایم نگاه می‌کرد از چشمانش عشق می‌بارید..؟ اگر دوستم نداشت، چرا این همه عُمرِ خود را کنارِ من گذراند..؟ بنشینم و برایشان از تمامِ خاطراتمان، شیطنت هایمان، خنده ها و گریه هایمان تعریف کنم... ببینم باز هم می‌گویند تو مرا دوست نداشتی؟ آهای جماعت! دوستم داشت... به خدا دوستم داشت... فقط نمیدانم چه شد که رفت... نمیدانم:)

اجازه ندید آدمو با گفتن" چرا شلوغش می‌کنی؟" شما رو به خاطر اینکه می‌خواید خط قرمزهاتون رعایت شه خجالت زدت کنن.

من گرد یادِ تو خوشم تو وَ گرد کی؟ @innocentgorl

اولین بار که بوسیدمش فهمیدم حق با مادرم حوا بوده! گاهی بعضی ممنوعه‌ها ارزش رانده شدن از بهشت را هم دارند..