wind, femme, vie, liberté(ج.ا ستیز)
رفتن به کانال در Telegram
به جمجمه ی من خوش آمدید. یک کامیون دارد از روی استخوانهای گردن و سرم رد می شود. ستون فقراتم میشکند و مغزم میپاشد بیرون و پخش میشود. هزارتا چراغ قوه توی چشمهایم میدرخشند دنیا کج و معوج میشود. ᴛᴀʟᴋ ᴛᴏ ᴍᴇ: http://t.me/HidenChat_Bot?start=238080864
نمایش بیشتر298
مشترکین
+124 ساعت
-27 روز
-430 روز
آرشیو پست ها
اگر خودتون میخواید یا کسی رو میشناسید که بخواد به هلیا پیام بدیددد
@helia_havvaei
Repost from N/a
دوستان اگه کسی گربه میخواد به سرپرستی بگیره یا کسیو میشناسه میشه بهم پیام بده؟
۵ عدد گربه داریم:)))
Repost from N/a
نگران آمدن خزان باشم؟
مگر در باغ ما گلی ماند؟
لاله های وطنم را سرمای زمستان زد...
+ تـو کـه گـفتـی منـتظـرم مـیمونـی!
- بـله، امـا انتـظار، قـاتلـی خـاموش اسـت،
کـه قلب را بـه آهـستگـی لـِه مـیکنـد،
روح را بـه هـزار تـکه خـرد میکنـد،
و چـشمهـا را در بـیرحـمیِ تـاریکـی مـیسـوزانـد.
انتـظار مـردنِ زنـده اسـت ، زنـدهای کـه آرام آرام زیـر خـاکِ بـیامیـدی دفـن مـیشـود.
