خانم مفرد
رفتن به کانال در Telegram
خَر ما وسط راه مُرد، اونور پُل رو ندید که رنگ عوض کنیم.
نمایش بیشتر524
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '23سپتامبر '23
سپتامبر '23
+4
در 0 کانالها
اوت '23
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+16
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+25
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+31
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+277
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+248
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+395
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 09 سپتامبر | 0 | |||
| 08 سپتامبر | +1 | |||
| 07 سپتامبر | +2 | |||
| 06 سپتامبر | 0 | |||
| 05 سپتامبر | +1 | |||
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | 0 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
از تو نوشتن دیگر مرا ناتوان کردهاست؛ این چرخهی تکرار بیپایان که من بنویسم و هیچگاه تو نخوانی چه سودی دارد جز رسوایی خودم.
| 2 | میخواهم از تو بگویم اما زیباییات کلمات را هم عاجز کردهاست. | 144 |
| 3 | هوای خانه | 1 |
| 4 | "حتی اگر با تو مخالف باشم در جبهه تو میمانم" | 122 |
| 5 | امان از نجوای تو، آن هنگام که آشفته حال در آغوشت مچاله شدهام. | 137 |
| 6 | جز تو هیچ نمیتواند مرهمی باشد. | 186 |
| 7 | چه بی مهابا تو را دوست دارم و تو گریزانی از من! | 186 |
| 8 | تو مگر چند نفری؟ که در انتهای تمام راهروهای ذهنم حضور داری. تنها تویی! چون پسر بچهای سمج که میخواهد مادرش تنها او را دوست بدارد. | 217 |
| 9 | به خیالت که مرا رها کردهای؛ اما هنوز صدای نفسهایت توی گوشم هست. | 220 |
| 10 | زیاد از تو مینوشم، بگیر استکانم را. | 237 |
| 11 | چه شوقها که از کنارمان رد شد اما برخوردی حاصل نشد. | 169 |
| 12 | چه ناگهانی در دلم ریشه کردهای؛ مگر میتوان تو را انکار کرد وقتی که لحظه به لحظه در ذهنم حضور داری. | 176 |
| 13 | چشمهایت غم میزداید از دلم؛ تو چه میدانی که چگونه در من ریشه کردهای. | 167 |
| 14 | تو را میبینم و انکار معجزه برایم سخت میشود. | 215 |
| 15 | غمگینترین دست نوشتهی پشت ماشین:
" خریدن ضایعات بهانهاست
کوچه به کوچه شهر را دنبال تو میگردم" | 245 |
| 16 | سیب سرخم مقیم باغ مردم بود
من مترسک شدم مراقبش باشم. | 234 |
| 17 | تا حالا بهت نگفته بودم؛ حتی خودمم به این واضحی بهش پی نبرده بودم. میدونی؟ یهو به خودم توی آیینه نگاه کردم و دیدم خبری از غم تو نگاهم نیست. منشاء این سرزندگی و طراوت توی رفتارم از کجا بود؟ بهتر بگم: از کی بود؟ انتهای لبهام که این مدت درگیر لبخند بود رو دنبال کردم و به تو رسیدم. کسی که دستهاش ستون بدن نحیفم بود و آغوشی که خونهی امن من شده بود. نمیتونی بفهمی داشتنت از همه مهمتر بودنت چقدر شیرین و لذتبخشه. من خودم رو مدیون توام؛ این بچهی گوشهگیری که با وجود تو دوباره عاشق زندگی شده رو مدیون نگاه حمایتگر توام؛ کاش جای من بودی. | 229 |
| 18 | سردیِ نگاهی که گرمایش را ربوده بودی بهانه کردی برای رفتن و اعتنایی به آن همه اصرار و تمنا نکردی. | 217 |
| 19 | تو پناهی تو همه شبهای تاریک وقتی که نور از من فراریه. | 223 |
| 20 | در من تنیدهای به گونهای که بی تو، منی وجود ندارد. | 267 |
