fa
Feedback
‌ ‌ ‌ ‌dəsoxyn

‌ ‌ ‌ ‌dəsoxyn

رفتن به کانال در Telegram

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ smōkes on yo̸ur body͡ 🚷 ; #69

نمایش بیشتر
200
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
قصه ی چشمات که خونمو خراب کرد ، قلبم و ویران کرد ، چشمامو کور کرد . قصه ی لبات قرار بود با من چیکار کنه؟ ... لبهایی که اونشب فریاد میزد، درد رو فریاد میزدن . ولی بیشتر از هرچیزی اون لبها تمنا بود و امید بود . امیدی که خیلی چیزهارو فریاد میزد

photo content
+1

قصه ی چشمات که خونمو خراب کرد ، قلبم و ویران کرد ، چشمامو کور کرد . قصه ی لبات قرار بود با من چیکار کنه؟ ... لبهایی که اونشب فریاد میزد، درد رو فریاد میزدن . ولی بیشتر از هرچیزی اون لبها تمنا بود و امید بود . امیدی که خیلی چیزهارو فریاد میزد

photo content
+1

sticker.webp0.00 KB

حس خداحافظی با خود الانت و اجازه دادن به خود جدیدت برای شکوفا شدن یه چیزی فرای خوشحالیه . دقیقا خودِ خودِ لذته

sticker.webp0.00 KB

خوبه

قانع شدم

چون خاطرات بهتر سخته میشه

چرا خاطراتی که روزی باهاشون زندگی میکردی انقدر پوچ و بی معنی میشن؟

چیچی؟

آره اصنم خودت خنگ نبودی

من خنگیتو دوست داشتم

از کی تاحالا آدمای باهوش میرن سراغ خنگا؟!

؟؟؟؟

خنگا انتظارشون بالاست؟

به تو چه

من فقط با تیز هوشا حرف‌میزنم