802
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-127 روز
-5730 روز
آرشیو پست ها
Repost from 𝗉𝗉𝗅-𝖬𝗈𝗇𝗌⸸𝖾𝗋
مسجد جنـزدهحوالی جاده اهواز-آبادان ، مسجدی وجود داره که محلیـها رو حسابی ترسونده. این مسجد به طور ارثی به فردی به اسم عزیز رسیده بود ، عزیز اصلا اعتقادی به خدا نداشته و وقتی متوجه میشه مسجد بهش رسیده ، اونجا رو تبدیل به یه انبار میکنه. بعد سالـهای خیلی زیادی ، تصمیم میگیره به مسجد سر بزنه و وقتی وارد مسجد میشه ، میبینه که پر از افرادی هست که در حال رقصیدن و شادی کردن هستن. عزیز میترسه و میره به اهالی میگه که چنین اتفاقی براش افتاده ، اهالی سعی میکنن آرومش کنن و فکر میکنن که توهم زده. تا دوروز بعد دیگه خبری از عزیز نمیشه و مردم نگران میشن ، به خونه عزیز میرن ولی اونجا پیداش نمیکنن. تصمیم میگیرن به مسجد سر بزنن که با صحنه وحشتناکی رو به رو میشن... اونـها جسم بی جون عزیز رو که به طور مشکوکی مرده دقیقا وسط مسجد پیدا میکنن و با وحشت به پلیس زنگ میزنن! محلیـها میگن هنوز هم صداـهای عجیبی از داخل مسجد به گوش میرسه.
Repost from vìella thìngs
اون لحظه ای ک میفهمی کله مدت به گلدون خیره شده بودی و داشتی به هیچی فکر میکردی<<
﹙ @Moodcomic ﹚
Repost from N/a
𐙚 written by kitty girl
