fa
Feedback
اقامتگاه کاج و ابر

اقامتگاه کاج و ابر

رفتن به کانال در Telegram

  ֪    🌲🍵⛰️ @pinescloudbot

نمایش بیشتر
1 232
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
+3830 روز
آرشیو پست ها
«کاش دنیا دست زن‌ها‌ بود…»
«کاش دنیا دست زن‌ها‌ بود…»

وقتی شناختمش ۲۰ سالش بود… و الان ۲۳ ساله شده…

کاش هیچ‌وقت بزرگ نشه، بزرگ شدنش ناراحتم میکنه ):

وقتی گردوغبار زندگی را از لباسش تکاند، تنها سوال سخت و درست را پرسید: «خوب بود یا بد؟ کارم را خوب انجام دادم یا خراب کردم؟»

Happy birthday to the one who made everything better. 🌟🌟 Your light has reached me in ways I never expected, turning heavy
+1
Happy birthday to the one who made everything better. 🌟🌟 Your light has reached me in ways I never expected, turning heavy days softer and quiet moments warmer. Thank you for being the kind of person whose presence — even from afar — gives me strength to keep moving forward. You inspire me, calm me, and remind me that there’s still beauty worth holding onto. You make the world feel gentler, and I’m grateful for you more than words can ever say.

A kitten lives in my pocket⭑ֶָ֢⚝🐈‍⬛️
A kitten lives in my pocket⭑ֶָ֢⚝🐈‍⬛️

Art in the leftovers.
Art in the leftovers.

با تموم وجودت.
+1
با تموم وجودت.

1|1 - Good Goodbye - Hwa Sa (320).mp38.89 MB

photo content
+2

زن، مردِ ثروتمند یا پرآوازه یا حتی شاعر نمی‌خواهد. مردی می‌خواهد که اندوهِ چشمانش را درک کند و آن‌گاه به قلبش اشاره کند و بگوید" غمت‌مباد، وطنِ تواینجاست"

Repost from midnight tales
دیده شدن موجودات فضایی توسط دانش‌آموزان 👽
۱۶ سپتامبر‌ ۱۹۹۴ در زیمبابوه‌ ۶۲ دانش‌آموز ۶ تا ۱۲ ساله در حیاط مدرسه مشغول استراحت بودن. ناگهان چند دانش‌آموز متوجه نور نقره‌ای‌ در آسمان شدند. نورهایی مثل “دیسک” صاف، براق و فلزی. بعضی‌ها‌ گفتند وقتی نور محو شد دوباره آن را در حاشیه‌‌‌ی درختان دیدند. پس از چند لحظه آن شی به آرامی فرود آمد؛ پایین تپه‌ای نزدیک مدرسه، پشت درختان، اما هیچ صدای موتوری‌ نشنیدند. چند کودک نزدیک‌تر رفتند و دیدند دو موجود در لباس‌های سیاه، با چشمانی تیره و بزرگ از آن سفینه پایین آمدند. به گفته‌‌ی خودشان موجودات با ذهنشان با کودکان صحبت کردند. پیامشان عجیب بود: هشدار درباره‌ آینده زمین و طبیعت، دربارهٔ آلودگی، جنگل‌زدایی و تخریب. کودکان ترسیده بودند؛ برخی گریه کردند و عده‌ای‌ فرار. موجودات دوباره سوار سفینه شدند و برخاستند. همه‌‌ی این اتفاقات کمتر از ۱۵ دقیقه رخ داد. بچه‌ها ماجرا را تعریف کردند اما معلمان اول باور نکردند. وقتی والدین آمدند و دانش‌آموزان را دیدند، به مدرسه فشار آمد تا پاسخ بدهند. مدارک و مستندات: روزنامه‌نگاری به نام Cynthia Hind چند روز بعد به مدرسه رفت و با دانش‌آموزان صحبت کرد. او گفت که اکثر بچه‌ها به‌صورت جداگانه و بدون ارتباط با هم همان داستان را تعریف کردند. خبرنگار BBC نیز چند روز بعد برای مصاحبه آمد و وقتی صدای بچه‌ها و ترس‌شان را دید گفت: من جنگ و جنگ‌زده‌ها را دیده‌ام، اما این را نه. پزشک و روانشناس مشهور آمریکایی John E. Mack هم پس از بررسی، گفته بود: احساس می‌کنم این بچه‌ها واقعاً چیزی دیدند. چرا عده‌ای می‌گویند شایعه یا هیستری جمعی است؟ دو روز قبل، گزارش‌هایی از نورهای عجیب در آسمان جنوب آفریقا منتشر شده بود و بعضی آن را شهاب‌سنگ یا بقایای موشک می‌دانستند. ممکن است استرس، ترس و شنیدن داستان‌ها باعث این اظهارات شده باشد. اما بعد از گذشت +۳۰ سال هنوز خیلی از آن‌ افراد ماجرا را فراموش نکردند و اطمینان دارند… ( مصاحبه و نقاشی کودکان رو در ویدیو ببینین )