سینماجعبه
رفتن به کانال در Telegram
• در اینجا سری میزنیم به فرهنگ، هنر، ادبیات و سینمای ایران و جهان • • صندوقِ گفتگو، انتقادات و پیشنهادها t.me/HidenChat_Bot?start=8477225808
نمایش بیشتر2 860
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+67 روز
+7330 روز
آرشیو پست ها
2 860
از «پاییز» 🍂
1. When Harry Met Sally / Rob Reiner
2. Autumn Sonata / Ingmar Bergman
3. The Royal Tenenbaums / Wes Anderson
4. The Remains of the Day / James Ivory
5. Fallen Leaves / Aki Kaurismäki
6. The Touch / Ingmar Bergman
7. Fantastic Mr. Fox / Wes Anderson
8. The Images / Robert Altman
9. The Double Life of Véronique / Krzysztof Kieślowski
10. The Straight Story / David Lynch
• @CinemaJabe
2 860
۳روز | ۳فیلم؛ یک آخر هفتهی عجیب
از خانهای محاصره شده توسط مردگان در در «شب مردگان زنده»، تا زندگی بیهدف چند آدم سرگردان در «غریبهتر از بهشت» و بعد به پشت صحنه ساخت یک فیلم وحشتناک در «یک برش از مردگان». در اولین شماره از مجموعهی «۳روز | ۳فیلم» به سراغ سه اثر متفاوت رفتیم که هرکدام نشان میدهند سینما تا چه اندازه میتواند با کمترین امکانات، بیشترین اثر را بگذارد.
✍ اینجا بخوانید.
• #Suggestion
• @CinemaJabe
2 860
اجرایی درخشان از دمین رایس از آهنگ فوقالعادهی "It takes a lot to know a man" را ببینید. ترانهی عمیق این آهنگ دربارهی دشواریِ شناختن یک انسان و هزینهای است که صمیمیت از ما طلب میکند. از همان ابتدا، انسان موجودی چندلایه و متناقض تصویر میشود؛ کسی که درون خود همزمان کودک و بزرگسال، خشم و لطافت، قدرت و ترس، میل و آسیبپذیری را حمل میکند. مرد میتواند جنگجو و پدر باشد و در همان حال پسربچهای خشمگین که هنوز با زخمی قدیمی زندگی میکند؛ زن نیز میتواند هم مادر باشد و هم دختری شکننده و رویاپرداز. بنابراین شناختن دیگری بهمثابهی مواجهه با تمام گذشته، زخمها، ترسها و تناقضهاییست که شخصیت او را ساختهاند. تصاویر ترانه نیز همین پیچیدگی را میرسانند. زنبور عسل و نیش آن، تصویری از دوگانگیِ لذت و درد است: چیزی که شیرینی به همراه دارد، بالقوه میتواند زخمی هم بر جای بگذارد. همین منطق در سراسر ترانه دربارهی عشق نیز صدق میکند. نزدیک شدن به دیگری به معنای پذیرفتن امکان آسیب دیدن است.
• @CinemaJabe
2 860
دیوید فینچر دربارهی تیتراژ ابتدایی فیلم «هفت» توضیح میدهد که از یک مسئلهی کاملاً «عملی» شکل گرفت. او میگوید: «اغلب، بعضی از پیشپاافتادهترین چیزها الهامبخش میشوند.» گروه سازنده میخواستند برای سازندهی تیتراژ فیلم، یک دوربین مخصوص تهیه کنند، چون معتقد بودند تصاویر تیتراژ باید کاملاً ثابت و بدون لرزش باشند. اما فینچر با این نظر مخالفت کرد و احساس میکرد یک تیتراژ ابتداییِ لرزان، ناهماهنگ با ظاهری کثیف، بیشتر با ذهنیت و حالوهوای جان دو همخوانی دارد. فینچر همچنین معتقد بود این تیتراژ باعث میشود مخاطب از همان ابتدا متوجه شود که فیلم ممکن است تا چه اندازه تاریک، خشن و ناخوشایند شود.
➖فیلم «هفت» ۳۱ سال پیش در چنین روزی اکران شد.
▫Se7en (1995)
▪Director: David Fincher
• #Scene
• @CinemaJabe
2 860
ده فیلم موردعلاقهی گاسپار نوئه:
۱. سگ اندلسی / لوئیس بونوئل
۲. کینگکونگ / مریان کوپر و ارنست بی. شودزاک
۳. من کوبا هستم / میخائیل کالاتازوف
۴. ظهور عقرب / کنت انگر
۵. ۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی / استنلی کوبریک
۶. سالو، یا ۱۲۰ روز سودوم / پیر پائولو پازولینی
۷. راننده تاکسی / مارتین اسکورسیزی
۸. کلهپاککن / دیوید لینچ
۹. اضطراب / جرالد کارگل
۱۰. عشق / میشائل هانکه
• @CinemaJabe
2 860
"آرزو دارم بتوانم وسترنهایی بسازم، مانند وسترنهایی که آکیرا کوروساوا میسازد."
➖سم پکینپا
▫Akira Kurosawa with Toshiro Mifune on the set of Yojimbo (1961)
• @CinemaJabe
2 860
کجایی ای مرد؟
کجا بودهای، ای مرد؟
کجایی ای سلوچ که آواز نامت، درای قافلهایست در دوردستهای کویر بریان نمک!
در کدام ابر تیره پنهان شده بودهای؛ در کدام پناه؟
رخسار در کدام شولا پوشانده بودهای؛ کدام خاک تو را بلعیده بوده است؟
چگونه آب شدی و به زمین فرو شدی؛ چگونه باد و در باد شدی؟
میخ خیال برنکنده، چگونه راه به کوه و کمر بردی ای خانهبان؟
نامت! نامت آوای خفتهای یافته است.
اینک برآمدنت ای سلوچ، کورسوییست در پهندشت شبی قدیمی. چه دیر برآمدی!
کجایی ای مرد؟
کجا بودهای ای مرد؟
دست و روی سوی تو دترم و پای در گروِ ماندگان تو.
دردی قدیمی در کشاکش کمرگاهم تیر میکشد.
فغان درد را نمیشنوی سلوچ... در کمرگاهم!
➖ جای خالی سلوچ، محمود دولتآبادی
▫Maborosi (1995)
▪Director: Hirokazu Kore-eda
• #Scene
• @CinemaJabe
2 860
+6
"نقاشی و طراحی کردن را دوست داشتم. غالباً به اشتباه تصور میکردم وقتی بزرگ شوی باید دست از نقاشی و طراحی کردن برداری و به کارهای جدیتری بپردازی. شبی در چمنزار جلو خانهی دوستدخترم، با پسری به نام توبی کیلر آشنا شدم. به من گفت پدرش نقاش است. فکر کردم منظورش نقاش ساختمان است، اما بیشتر که حرف زدیم متوجه شدم پدرش هنرمند است. این گفتوگو زندگیام را تغییر داد. من که به علم علاقه داشتم، ناگهان دریافتم که میخواهم نقاش شوم و زندگی هنری داشته باشم."
➖صید ماهی بزرگ، دیوید لینچ، ترجمهی علیظفر قهرمانینژاد
▫David Lynch's Paintings
• @CinemaJabe
2 860
+3
در ۱۳ مارس ۱۹۹۵، لارس فون تریه به پاریس دعوت شد تا دربارهی آیندهی سینما سخن بگوید. اما بهجای یک سخنرانی معمول، او جزوههایی قرمز به دست حاضران داد که روی آن دگما ۹۵ نوشته شده بود؛ مانیفستی رادیکال که فون تریه همراه با توماس وینتربرگ نوشته بود. ده قانون این مانیفست که با عنوان «پیمان پاکدامنی» شناخته میشوند، نورپردازی مصنوعی، دکورهای پرزرقوبرق، جلوههای ویژه و خودنمایی کارگردان را رد میکردند. فیلمها باید در لوکیشن واقعی، با دوربین روی دست و با ضبط همزمان صدا و تصویر ساخته میشدند.هدف ساده اما سازشناپذیر بود: سینما را از توهم و تصنع بزداید و حقیقت را از دل شخصیتها و فضاهای فیلم بیرون بکشد. تصویر، گواهینامهی اصل و قابشدهی دگما ۹۵ را نشان میدهد.
• #Facts
• @CinemaJabe
