fa
Feedback
شصت تیپ

شصت تیپ

رفتن به کانال در Telegram

💦 منبع رمانهای بدون سانسور ایرانی و خارجی ! 🔞 _چت و نقد رمان🌱 https://t.me/+ByXyB62Bn0VhZTJk _ناشناسم (قشنگای من حرفی/حدیثی/سخنی...تو ناشناسم بگید.)🌱 https://telegram.me/BitChats1Bot?start=sc-ZqSkHglTR3

نمایش بیشتر
7 837
مشترکین
-224 ساعت
+97 روز
+17030 روز
آرشیو پست ها
رمان🌻خون برای نفس🌻چطور بود؟!

📎نام رمان : #خون_برای_نفس ✍نویسنده : #ZK 📎ژانر : #عاشقانه #تخیلی #خون‌_آشامی 📎خلاصه : دلربا دختری که عاشق فردی که انسانیتش با خوی حیوانی و درنده آمیخته شده میشود، خون آشامی که به عنوان جفت برای او انتخاب شده فردی است که سال های سال است که انسان بودن و انسانیت را از یاد برده و تنها موضوع در زندگی او خون است.

دخترم‌م‌م‌م 🥹🥨🍓☁️🎀🧸
دخترم‌م‌م‌م 🥹🥨🍓☁️🎀🧸

🧺☁️🧉🌸

کاملا اوکیه که یه وقتایی بی‌دلیل حالت بد باشه، به اطرافیانت بگی «نه حوصله ندارم»، پوستت جوش بزنه، ارتباطتو با یسریا قطع کنی، چند روز ورزش نکنی، بخوای تنها باشی و حتی اشتباه کنی تو بعضی چیزا.قرار نیست همیشه بهترین ورژن خودمون باشیم؛ آدمیم، ربات که نیستیم. اینقد سخت نگیر به خودت. 🫯✨🤍

sticker.webp0.20 KB

رمان🌻ایوای جاوید🌻چطور بود؟!

📎نام رمان : #ایوای_جاوید ✍نویسنده : #بهار_محمدی 📎ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #جدید 📎خلاصه : تک دختر حاج محراب توتونچی، وقتی فقط شونزده سالش بوده، باباش می‌میره و قیم قانونیش عموش می‌شه. مالک خان! با یک دنیا تفاوت عقیده و فرهنگی که تنها وجه مشترکش با پدرش، ثروت نجومیش بوده. وقتی ایوا هنوز به سن قانونی نرسیده بنا به دلایلی اونو به عقد نوه‌‌اش درمیاره... نوه وحشی و بیمارش که از شب اول عروسی به ایوا تجاوز می‌کنه و کتکش می‌زنه! و اینجاست که ناجی داستان وارد می‌شه... جاوید توتونچی! ته تغاری مالک خان و پسر عموی ایوا که کل خاندان توتونچی ازش حساب می‌برن. مردی که دو برابر ایوا سن داره! شب حجله تقریبا جنازه‌‌‌اش رو از زیر دست و پای شوهرش نجات می‌ده و تیمارش می‌کنه. و از این جا داستان شروع می‌شه...

sticker.webp0.20 KB

رمان🌻رها🌻چطور بود؟!

📎نام رمان : #رها ✍نویسنده : #رویا_قاسمی 📎ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #هیجانی #جدید 📎خلاصه : یک مرد زخمی، یک راز مرگبار و دختری که قرار نبود عاشقش شود... پینار برای فرار از گذشته، راهی دورافتاده‌ترین نقطه‌ی جنوب می‌شود؛ اما آنجا چیزی جز آرامش انتظارش را نمی‌کشد... ورود یک مرد زخمی و مرموز به درمانگاه، پینار را ناخواسته وارد بازی خطرناکی می‌کند؛ مردی که نباید کسی از وجودش باخبر شود و حالا پینار مجبور است در خانه‌ی خودش از او مراقبت کند. اما وقتی ترس کم‌کم جای خودش را به احساس می‌دهد، پینار می‌فهمد شاید خطرناک‌ترین چیزی که وارد زندگی‌اش شده... خودِ عشق باشد.

sticker.webp0.56 KB

رمان🌻فرشته کوچولو🌻چطور بود؟!

📎نام رمان : #فرشته_کوچولو ✍نویسنده : #فاطمه_عسگری 📎ژانر : #عاشقانه #اجتماعی #طنز 📎خلاصه : دختری ازجنس تنهایی....با پیشنهادی که دوستش بهش میده باعث میشه تو راهی قدم بزاره تا فرشته بودنش رو به همه نشون  بده و سرنوشت غیر قابل پیش بینی براش رقم بخوره...

و در نهایت اگه لازم باشه برای حفظ آرامشم از کل دنیا فاصله میگیرم✨🫴🏻

رمان🌻عشق تاریک🌻چطور بود؟!

📎نام رمان : #عشق_تاریک ✍نویسنده : #یاسمن_فرح_زاد 📎ژانر : #عاشقانه #انتقامی 📎خلاصه : پسری که به خاطر گرفتن انتقام مرگ نامزدش خلافکار میشه... پسری از دیار تنهایی، خسته و بی رحم و دختری بی گناه دزدیده میشه...

رمان🌻دلدادگی شیطان🌻چطور بود؟!

📎نام رمان : #دلدادگی_شیطان ✍نویسنده : #شیرین_نور_نژاد 📎ژانر : #عاشقانه #اروتیک #بزرگسال 📎خلاصه : مردی از جنسِ سیاهی..سیاهِ مطلق! حکومت از آنِ سیاهی ست. آتش از نگاهِ یخ زده اش میبارد. پر نفوذ..غیر قابلِ نفوذ! بی رحم..غیر قابلِ ترحّم! سرد..خالی از احساس.. و عاشق؟! در سیاهیِ مطلقِ قلبِ او عشق جایی ندارد. او یک شیطان است! حکم میکند..وسوسه میکند..نابود میکند. تمامِ دنیا به پایش می افتند. تمام دنیا..حتی عشق؟

یه برگ ریزون ساده‌ست ولی بوی پاییز میده🥹🍂👜🤎 ۲۲شهریور۱۴۰۵