𝐇𝐲𝐩𝐞𝐫𝐟𝐞𝐦𝐢𝐧𝐢𝐧𝐢𝐭𝐲
رفتن به کانال در Telegram
Elizabeth Fraser is my mother, Chester Bennington is my father. I was raised somewhere between a lullaby and a scream. cinema diary: @Cineglimps بعد از سکوت، موسیقی بهترین وسیله برای بیان ناگفتههاست. Talk:http://t.me/BluChtBot?start=61a0a003b1dda3808b41
نمایش بیشتر311
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+87 روز
+2230 روز
آرشیو پست ها
A flower growing through asphalt is a quiet rebellion. It doesn’t shout, but its presence speaks volumes. Against all odds, it pushes through the cracks, reaching for the sun. It is a symbol of resilience, of beauty born from struggle. In a place where nothing soft is meant to survive, it chooses to bloom anyway.
Artist: Pink Floyd
Album: More
Released: 1969
Genre: Psychedelic Rock
@hyperfemininity
Artist: Moses Gunn Collective
Released: 2015
Genre: Neo Psychedelia, Indie Rock
@hyperfemininity
Artist: Les Discrets
Album: Prédateurs
Released: 2017
Genre: Post Rock
@hyperfemininity
Artist: Joe Satriani
Album: The Extremist
Released: 1992
Genre: Guitar Virtuoso, instrumental Rock
@hyperfemininity
You’ll see me in your dreams. One minute before we meet, I’ll remember and you will forget.
@hyperfemininity
یه فیلمی که بیشتر از اینکه روایت کنه، حس میده. انگار یه تکه از یه خاطرهی محوه، مثل یه عصر تابستونی که نور خورشید از پشت پردهها رد میشه و تو نمیدونی این لحظه رو قبلا زندگی کردی یا فقط خوابش رو دیدی. فیلم یه حس بیزمانی داره، انگار که شخصیتهاش توی یه دنیای بین گذشته و آینده گیر افتادن نه اینکه کاملا به جایی تعلق دارن، نه میدونن به کدوم سمت برن. یه جور دلتنگی توی تمام صحنهها هست. دلتنگی برای چیزی که شاید هیچوقت وجود نداشته، یا اگه هم بوده، اونقدر زودگذر بوده که فقط یه رد محو ازش مونده. رابطههای این فیلم عمیقن، ولی در عین حال شکننده و ناتمومن، انگار که آدمها فقط برای لحظاتی همدیگه رو پیدا میکنن و بعد، دوباره توی مه گم میشن. این فیلم در مورد آدماییه که انگار همیشه توی حرکتن، ولی نمیدونن کجا میخوان برن. یه حس سرگردونی که تو رو یاد لحظاتی از زندگی خودت میندازه،وقتی که میدونی یه چیزی کم داری، ولی نمیتونی بگی دقیقا چیه. انگار یه ترانهی قدیمی توی ذهنته که هرچی تلاش میکنی، اسمش رو یادت نمیاد. همهچیز آروم، کند و گاهی حتی بیرحمانه واقعی به نظر میرسه. انگار وونگ کار وای نمیخواد قصه بگه، فقط میخواد یه حال و هوا بسازه که توش شناور بشی، مثل وقتی که یه آهنگ قدیمی رو توی یه کافهی خلوت گوش میدی و نمیدونی چرا یه غم شیرین ته دلت میشینه. این فیلم مثل اون لحظههاست، ترکیبی از خاطرات، رویا و حسرت.
موسیقیهای فرانسوی، نجواهای شبانهی پاریساند؛ آمیختهای از عشق، اندوه و رویایی که در نغمهها جاری میشود.
@hyperfemininity
