fa
Feedback
از گل به سر خانوم

از گل به سر خانوم

رفتن به کانال در Telegram

تکه‌ای کوچک از پیچ و تاب افکار و دارِ مکافاتی از گذشته.‌.. جهت ارتباط با من: http://t.me/HidenChat_bot?start=6154571948 چنل چالش‌های نوشتن: https://t.me/shabhaye_neveshtan

نمایش بیشتر
306
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-57 روز
-730 روز
آرشیو پست ها
در آن لحظه، همه چیز برایم روشن شد. فهمیدم که زندگی هیچ معنایی ندارد، و درست در همین بی‌معنایی بود که آزادی واقعی پنهان است. وقتی انسان چیزی برای از دست دادن نداشته باشد، همه چیز را به دست آورده است. هیچ چیز مهم نیست جز این که زندگی کنیم، بی‌هیچ دلیلی، فقط چون آفتاب هست و باد بر صورتمان می‌وزد. -آلبر کامو، بیگانه

Repost from مـردآبــ»
فور بزنید ازتون دوتا پستِ مورد علاقمو فور بزنم🌊🩵

مرسی که برام به این زیبایی نوشتی بانو🤍

Repost from مـردآبــ»
همه‌چیز بهانه‌ایست. بهانه‌ای برای زنده ماندن، برای ادامه دادن، برای گریستن... مگر در این جهانِ پر تناقص می‌شود ما در آغوشِ خیال آسوده بخوابیم؟ جوانی، اوضاع نابسامانی دارد. نمی‌شود در عشق‌بازی‌ها غرق شد. شرایط نمی‌گذارد، یا آدمش روان ندارد. نمی‌شود پا به میخانه گذاشت، در خیابان رقصید و دست در دست یار قدم زد. خب گاه می‌گویم از ما که گذشت، وای به حال دگران. ولی هنوز مانده، مانده تا نقطه نقطه از وجودمان را در بر بگیرد. مانده تا غم ما را فرا بگیرد. اما عزیز من، آرام به زندگیت بپرداز. عشق از راه می‌رسد، همچون امید که رسید. شاید روزی جوانی به استقبال ما هم آمد، آنطور که شاید و باید...
-سَمی آ

(عکس برای خودم نیست و اصلا نمیدونم از کجا به گالریم رسیده)
(عکس برای خودم نیست و اصلا نمیدونم از کجا به گالریم رسیده)

به هر حال قلمت وقتی اختیارش با خودته هم خیلی زیبا بازی میکنه

منم با تاخیر توی چالش سمیرا شرکت کنم سه کلمه‌ی من رو خودت بر اساس چیزی که از من به ذهنت میاد انتخاب کن

Bomrani_Donyaye_Gondeye_Birahme_Khoshgel_The_Big_Beautiful_Cr.mp314.62 MB

متشکرمممم نهایت تلاشمو خواهم کرد🫠😂 فعلا که پیش شما موندگارم

همچنین خود شما هم برای من همین بودی و واقعا لطف داری بهم🤍

Repost from مـردآبــ»
آره دقیقا ولی قلمت اینقدر ماهرانه می‌رقصه که بازم به اوج خواهد رسید. دیگه بی‌خبر نریااا

Repost from مـردآبــ»
مگه میشه شمارو یادم بره؟ از اولین چنلایی بودین که باهاش ارتباط گرفتم و واقعا دوسش دارم منم خوشحالم که دوباره شروع کردی و اومدی.

من اینجا رو پابلیک میکنم مجدد فکر نمیکنم دیگه تلاش کنم جمعمون از این بزرگ‌تر بشه و همین جمع خودمون رو ترجیح بدم ولی می‌تونید لینک اینجا رو به دوستاتون یا کسانی که قبلا همراه بودن و می‌شناختین بدین از همگی سپاسگزارم♡

به هر حال از همه ی عزیزانی که از اون ۳ هزار نفر همچنان اینجا باقی موندن و دنبال کردن خیلی ممنونم برام خیلی ارزشمنده

راستش فکر میکنم این بار نرم و موندگارم. شاید چند روز یک بار چیزی بنویسم اما فکر میکنم که خواهم نوشت به شکل مداوم. یکم افسوس اینو دارم که چرا اینجا رو توی اوجش ول کردم نمیدونم چرا ولی دستم ابدا به نوشتن نمی‌رفت برای طولانی مدت الان دوباره ذوقش به قول یکی از دوستان در من متبلور شده

درود بر شما بانو🤍 سپاس که هنوز من و اینجا رو یادت هست معلومه که یادمه. قلمت فراموش شدنی نیست یه مدتی گمت کردم ولی یادم نیست چرا و چطور. به هر حال خوشحالم که دوباره پیدات کردم.

Repost from مـردآبــ»
گل به سر خانوم اومده ولی میاد و می‌ره. نمیدونم مارو یادته یا نه ولی دلمون تنگت بود خانوم خانوماااا

گاهی صدایی در سرم شروع می‌شود. کم است. اندک. مثل یک همهمه‌ی در گوشیِ کوتاه. فکری ساده و معمولی از اتفاقات روز و آدم‌ها‌، از چیزهایی که دیده و ندیده‌ام. از آدم‌ها، آدم‌ها و آدم‌ها. بعد مثل ریسیدن نخ، تارِ نازک افکارم به هم می‌پیچد‌ و می‌پیچد و طنابی می‌شود. طناب گرهی می‌خورد و برای پر کردن خلاء میانش، گردن مرا برمی‌گزیند. پای چوبه‌ی دارش که می‌ایستم، چهارپایه را از زیر پایم نمی‌کشد. مرا به همان شکل رها می‌کند. نفس نفس زنان و در حال درخواست کمکی که صدایش را هیچکس نمی‌شنود. نفسی به زور می‌آید و می‌رود؛ آنقدر که نمیری و زندگی را هم نفهمی. گوش‌هایم پر از فریادی طنین انداز است که تنها بین استخوان‌های جمجمه اکو می‌شود و تارهای صوتی برایش فلج می‌مانند. و تمام چیزی که می‌خواهم بگویم این است که من خسته‌ام. از بلاتکلیفی و انتظار و آدم‌ها و اضطراب و آدم‌ها و آینده و آدم‌ها و افکار و آدم‌ها و آدم‌ها و آدم‌ها. -گل به سر خانوم

زنده‌ام هر چه زدی تیغه به شریان نرسید خیز بردار ببینم‌ خطری هم داری؟ زخم از این تیغ و تبر تا که بخواهی خوردم عشق من اَرّه‌ی تن تیزتری هم داری؟ -علیرضا آذر

Repost from N/a
زنده‌‌ایم. زنده‌ایم! زنده‌ایم؟