جـــان پناھ
رفتن به کانال در Telegram
—— در میانهی جنون و رویا، خطتیره روایت میکند. 𓍢ℭ𝔬𝔫𝔱𝔞𝔠𝔱 𝔴𝔦𝔱𝔥 𝔪𝔢: @myhavensbot𓍯
نمایش بیشتر489
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
489
چند شبه با غرغرهای یه جیرجیرک کوچولو که مهمون حیاطمون شده، خوابم میبره. گوش شنوای این جیرجیرک هستم ولی برای آدمها خستم.
489
Where were you when they looked me in the eye? Ku ishe ti, kur më shikonin mua në sy? Where were you when God was punishing me for you? Ku ishe ti, kur më dënonte zoti për ty? Where were you to tell me I'm wrong? Ku ishe ti, që të më thoje se jam gabim? Where were you when I couldn't feel my body anymore? Ku ishe ti, kur nuk e ndjeja më trupin tim? I wonder: Where was I? Pyes veten: Ku isha unë? where was i Ku isha unë? I wonder: Where was I? Pyes veten: Ku isha unë? When you forgot that I loved you endlessly Kur harrove se të doja pafund Where were you when I hated myself without you? Ku ishe ti, kur unë urreja veten pa ty?
489
Repost from امید در لب مرز
میدونستی خیلی وقتها ما ناهشیار از عمد کارهارو نصفه ول میکنیم چون برامون لذت ناخوادگاه داره! چون ناتموم گذاشتن کارها خودش یه جور مکانیسم روانه!
بهش میگن" لذت ناتمامی" یعنی مغز به جای لذت نهایی تموم شدن کار، از همون وعدهی درونی لذت میبره، چرا؟
وقتی کارو ناتموم بذاری، هیچوقت با احتمال شکست یا نقد روبهرو نمیشی! درواقع یه جور محافظت از عزت نفست میشه!
وقتی یه کاری ناتمام میمونه، تو هنوز میتونی توی ذهنت اون رو "خیلی عالی" تصور کنی! مثلا میگی: اگه اینو ادامه میدادم حتما بهترین میشد! ولی اگه کارو کامل کنی، دیگه خیال پردازی تموم میشه و با واقعیت نتیجه روبهرو میشی، که شاید اونقدر عالی نباشه! پس ذهن آدمها گاهی ناتمامی رو انتخاب میکنه چون امید و خیال عالی بودن زنده میمونه.
مثل کتابی که نصفه مینویسی و همیشه به خودت میگی این میتونست شاهکار بشه! ولی اگه کاملش کنی مجبوری با مقایسه و ایراد گرفتن ازش هم مواجه بشی!
پس ناتمام گذاشتن، هم ما رو از خطر شکست حفظ میکنه، هم به ما توهم اینو میده که اگه میخواستم میتونستم بهترین باشم.
#روانشناسی #ناهشیار
489
همین الان یاد یک ریدری افتادم که همیشه نظرشو به صورت ویسهای چند دقیقهای برام میفرستاد، من هم شبها میرفتم توی پلههای اضطراری آویزون نردهها میشدن به صداش گوش میدادم.
اگر پیاممو میبینی، باز هم برام ویس بفرست.🫵🏻
489
اگر میتونستید داخل یکی از سکانسهای آدونیا به صورت نامرئی حضور داشته باشید(ناظر باشید)، کدوم قسمت بود؟
