𝟏𝟖𝟕𝟎.
رفتن به کانال در Telegram
| 𝘐𝘵 𝘥𝘰𝘦𝘴𝘯'𝘵 𝘵𝘢𝘬𝘦 𝘢 𝘬𝘪𝘭𝘭𝘦𝘳 𝘵𝘰 𝘮𝘶𝘳𝘥𝘦𝘳 𝘐𝘵 𝘰𝘯𝘭𝘺 𝘵𝘢𝘬𝘦𝘴 𝘢 𝘳𝘦𝘢𝘴𝘰𝘯 𝘵𝘰 𝘬𝘪𝘭𝘭. https://telegram.me/BChatBot?start=sc-1205297-W2BHsd2
نمایش بیشتر259
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
هیچ دادهای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
دسامبر '24
دسامبر '24
+6
در 0 کانالها
نوامبر '24
+12
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+14
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '240
در 2 کانالها
Get PRO
اوت '240
در 2 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+7
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+6
در 2 کانالها
Get PRO
مه '24
+2
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+2
در 1 کانالها
Get PRO
مارس '24
+13
در 1 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+32
در 6 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+19
در 3 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+19
در 2 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+227
در 4 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 09 دسامبر | +1 | |||
| 08 دسامبر | +1 | |||
| 07 دسامبر | +1 | |||
| 06 دسامبر | +2 | |||
| 05 دسامبر | 0 | |||
| 04 دسامبر | 0 | |||
| 03 دسامبر | 0 | |||
| 02 دسامبر | 0 | |||
| 01 دسامبر | +1 |
پستهای کانال
| 2 | 𝖬𝗈𝗋𝗉𝗁𝖾𝗎𝗌_𝖬𝗈𝗋𝗉𝗁𝗈𝗌𝗂𝗌.mp3 | 143 |
| 3 | ولی کشف آن فایدهای نداشت؛ واضح بود که مستقل از علامت فضا وجود نداشت و شاید هرگز به وجود نیامده بود. | 139 |
| 4 | در جهان دیگر نه ظرفی وجود داشت و نه مظروفی، تنها غلظت علامت ها بر همه چیز تحمیل شده و روی همه چیز منعقد شده و همهی حجم فضا را اشغال کرده بود؛ تمام فضا داشت نقطه نقطه میشد، شبکه ای از خط و خراش و نقش برجسته و حکاکی؛ روی جهان از همه طرف و طول همهی ابعاد نوشته شده بود. دیگر راهی برای مرجع قرار دادن هیچ نقطه ای نبود؛ کهکشان به چرخش خود ادامه میداد، ولی من دیگر نمیتوانستم تعداد دور ها را بشمارم. هر نقطه ای میتوانست نقطه عزیمت باشد، هر علامتی که همراه بقیه انباشته شده بود میتوانست مال من باشد. | 143 |
| 5 | به یاد آوردم که زندگی در این اتاق انگار در زیر دریا اتفاق میافتد، زمان بی تفاوت از بالای سرم میگذشت، ساعت ها و روزها معنایی نداشتند. | 175 |
| 6 | پیام ویدیو | 450 |
| 7 | بدون متن... | 73 |
| 8 | برای نوشتن برخی مطالب بسیار دیر شده. | 260 |
| 9 | از درون تاریک است، پنجرههای مشرف به میدان؛ در دل تاریک این دوزخ، پنجرهها به آسمان شرارت مشرفند؛ در این فضا، با طغیان احساسات و ارتجاعات به رقصی تلخ از فسانهای غمگین میپردازند، در این برکهی سرخ و سوزان سایههایی از آینده در دامان سوز و جوش داستان پرسه میزنند، به دنبال نوری که گناهان را پاکیزه و قلبها را آرام کند؛ پنجرهها، دروازه ای برای پیوندی ناگزیر با گذشته از بار سنگین خوابهایی که در دل تاریکی رویاهای زندگی فرسوده شدهاند، در این لحظه نوازندهی زندگی تازه ای خواهند شد. | 314 |
| 10 | Мы сказали, что ненавидим людей
Мы хотели быть людьми | 261 |
| 11 | My Song 74.m4a | 221 |
| 12 | بدون متن... | 372 |
| 13 | کمتر از حد انتظار غم را مهمان خود کردم، در عوض فراتر از آنچه که بودم نزد کینهها مفتخر شدم. | 426 |
| 14 | Куфр – это прозвище, данное суеверием здравому смыслу. | 383 |
| 15 | Игорь_Корнелюк_Воланд_Падение_Богини.mp3 | 376 |
| 16 | بدون متن... | 373 |
| 17 | پسماندی از سایهها و همچنین لرزش نوری که تنها با یک قلم به طور معصومانه پای در زمین میگذارد؛ این آثار نه فقط نمادی از تخریب و افول نیستند، بلکه یک اقیانوس عمیق از داستانهایی هستند که هر ذرهی آن شاهدی از جنگ و تضاد بیپایان میان انسان و خویشتن و همچنین انسان و دیگران میباشد. | 67 |
| 18 | آثار رامبراند، در دامنهای از تیرگی و پیچیدگی قرار دارند که تجربهٔ عمیقی از اندوه و ابتلا به آن چه نامعلوم و غیرقابل توصیف است در درون آنها جا گرفته است. | 62 |
| 19 | متشکرم، خسته نباشید. | 57 |
| 20 | "rembrandt, Dutch painter (1606-1669)"
~@Bmansion ♡~ | 54 |
