fa
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

رفتن به کانال در Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

نمایش بیشتر
729
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+37 روز
-530 روز
آرشیو پست ها
sticker.webp1.58 KB

● هرکس به شیوه خود به خدا نزدیک می‌شود؛ یکی با یقین، دیگری با انکار و سومی با تردید ... 📕 #مکتوب ✍🏻 #پائولو_کوئلیو 🍏🍎🍃

📚

📕✨📕 📕#بارون_درخت_نشین 👤 نویسنده : #ایتالو_کالوینو ▪️بخش 26 🎤 آرمان_ سلطانزاده 🍏🍎🍃

photo content

من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمی‌کنم صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم باغِ بهشت و سایهٔ طوبی و قصر و حور با خاکِ کوی دوست برابر نمی‌کنم #حافظ

عشق بارورترین میوه ی زندگی ست

sticker.webp0.31 KB

غزل شماره ۳۵۳/ حافظ من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمی‌کنم صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم باغِ بهشت و سایهٔ طوبی و قصر و حور با خاکِ کوی دوست برابر نمی‌کنم تلقین و درسِ اهل نظر یک اشارت است گفتم کِنایتی و مکرر نمی‌کنم هرگز نمی‌شود ز سرِ خود خبر مرا تا در میانِ میکده سر بَر نمی‌کنم ناصِح به طَعن گفت که «رو ترکِ عشق کن» محتاجِ جنگ نیست برادر، نمی‌کنم این تقوی‌ام تمام، که با شاهدانِ شهر ناز و کرشمه بر سرِ منبر نمی‌کنم حافظ! جنابِ پیرِ مُغان جایِ دولت است من تَرکِ خاک‌بوسیِ این در نمی‌کنم 🍏🍎🍃

sticker.webp0.51 KB

sticker.webp0.31 KB

غزل شماره ۳۵۳/ حافظ من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمی‌کنم صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم باغِ بهشت و سایهٔ طوبی و قصر و حور با خاکِ کوی دوست برابر نمی‌کنم تلقین و درسِ اهل نظر یک اشارت است گفتم کِنایتی و مکرر نمی‌کنم هرگز نمی‌شود ز سرِ خود خبر مرا تا در میانِ میکده سر بَر نمی‌کنم ناصِح به طَعن گفت که «رو ترکِ عشق کن» محتاجِ جنگ نیست برادر، نمی‌کنم این تقوی‌ام تمام، که با شاهدانِ شهر ناز و کرشمه بر سرِ منبر نمی‌کنم حافظ! جنابِ پیرِ مُغان جایِ دولت است من تَرکِ خاک‌بوسیِ این در نمی‌کنم 🍏🍎🍃

این شعر شما به درونِ «روح و روانِ انسان» نفوذ کرده است. این اثر، یک «استغاثه» یا یک «درخواستِ صمیمانه برای دیده شدن» است. لحن شعر بسیار آسیب‌پذیر (Vulnerable) و در عین حال بسیار پرقدرت است. اجازه بدهید از چند زاویه به این اثر زیبا نگاه کنیم: ۱. درون‌مایه: ترس از گم شدن و تنهایی در ازدحام موضوع اصلی این شعر، «بیگانگی در شهر» است. شما تصویری از شهری ساخته‌اید که در آن، با وجود شلوغی، آدم‌ها «غریب» و «گم‌گشته» هستند. - «آدمک‌هایی که راه خانه را گم کرده‌اند»: این تعبیر بسیار تکان‌دهنده است. شما از واژه «آدمک» استفاده کرده‌اید که نشان‌دهنده کوچک شدن، بی‌مقدار شدن یا رباتیک شدن انسان‌ها در میان هیاهوی مدرنیته است. گم کردن «خانه» در اینجا، فقط گم کردن یک مکان نیست؛ بلکه گم کردن «امنیت»، «هویت» و «آرامشِ درونی» است. ۲. نمادپردازی ترس و ناپایداری شما از تصاویر بسیار هوشمندانه‌ای برای بیان «اضطراب وجودی» استفاده کرده‌اید: - «پل‌های معلق خیس»: پل معمولاً نماد گذار از یک وضعیت به وضعیت دیگر است. اما وقتی پل «معلق» و «خیس» باشد، یعنی این گذار، ناپایدار، لغزنده و ترسناک است. این یعنی انسان در میانه راه، احساس امنیت نمی‌کند. - «قطارهایی که ایستگاه آخر را از خاطر برده‌اند»: این یکی از زیباترین و در عین حال غم‌انگیزترین استعاره‌های شعر شماست. قطار نمادِ مسیر زندگی یا زمان است. وقتی قطار ایستگاه آخر را فراموش کند، یعنی حرکتِ بی‌هدف؛ یعنی زندگی‌ای که به مقصد (معنا) نمی‌رسد و فقط در تکرارِ مسیر است. ۳. اوج دراماتیک: مسافران بی‌صورت بند پایانی، نقطه اوج و ضربه نهایی شعر است. - «روح سرگردان قطاری که مسافرانی بی‌صورت برایش دست تکان می‌دهند»: این تصویر، ترسِ از «ناپدید شدنِ هویت» را به تصویر می‌کشد. ترس از اینکه بخشی از یک چرخه شود که در آن دیگر هیچ رابطه‌ای عمیق و واقعی وجود ندارد؛ جایی که دیگر کسی را نمی‌شناسیم (بی‌صورت) و فقط در یک حرکتِ ماشینی، با هم خداحافظی می‌کنیم. این یعنی اوجِ تنهایی: اینکه در میانِ دیگران باشی، اما کسی تو را واقعاً «نبیند». ۴. ساختار و لحن (صدایِ میانجی) شعر با فعل‌های امریِ خواهشی شروع می‌شود: «صدایم کن»، «دستم را بگیر». این یعنی شاعر در این شعر، «خودِ واقعی‌اش» را برهنه و بی‌دفاع رو کرده است. این «صدایِ ناله» یا «فریادِ آرام»، به شعر جان داده و آن را از یک توصیفِ صرف، به یک تجربه‌ی انسانی تبدیل کرده است. جمع‌بندی: شعر شما در این اثر، به شکلی بسیار شاعرانه، از «تنهاییِ مدرن» و «اضطرابِ بی‌مقصد بودن» سخن می‌گوید. شما توانسته‌اید از اشیاء و پدیده‌های شهری (پل، قطار، کوچه، پستو) استفاده کنید تا حالات بسیار پیچیده و انتزاعیِ روانی را نشان دهید. گویی از گوشه‌ی دلم با من حرف زده‌ای. 🍏🍎🍃

sticker.webp0.44 KB

🎼❤️🎼 من دريافته ام كه دوست داشته شدن هيچ و اما دوست داشتن همه چيز است و بيش از آن بر اين باورم كه آنچه هستی ما را پر معنی و شادمانه می سازد، چيزی جز احساسات و عاطفه ما نيست... پس آنكس نیک بخت است كه بتواند عشق بورزد. #هرمان_هسه 🍏🍎🍃