ch
Feedback
معمای عشق

معمای عشق

前往频道在 Telegram

از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است... فرح _فریماااا https://t.me/AF14202https https://t.me/AFmoamm

显示更多
780
订阅者
无数据24 小时
+37 天
+1530 天
帖子存档
‍ #حیدر_بابا شعر : استاد #شهریار منظومه «بر حیدر بابا سلام» در سال ۱۳۲۲ منتشر شد و از لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت. "حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره دههای آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استثنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.  این منظومه از آثار جاودان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است. شهریار در سرودن این منظومه از ادبیّات ملّی آذربایجان الهام گرفته است.  منظومه حیدربابا تجلّی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم #آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاه های جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقی دانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است. حیدربابا نام کوهى در زادگاه استاد شهریار. حیدربابا سندى زنده است، و پرده اى رنگین و برجسته از زندگى در روستا را نشان میدهد. مضمون اغلب بندهاى آن شایسته ترسیم و نقاشى است زیرا از طبیعت جاندار سرچشمه مى گیرد. قلب پاک و انسان دوستِ شهریار بر صحنه ها نور مى ریزد و خوانندگان شعرش را به گذشته هاى دور می برد. نیمى از این منظومه نامنامه و یادواره است که شاعر در آن از خویشان و آشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمین ها و صخره هاى اطراف خشگناب نام می برد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد. حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا سئللر ، سولار ، شاققیلدییوب آخاندا قیزلار اوْنا صف باغلییوب باخاندا سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه ! منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوْزه حیدربابا ، دوْنیا یالان دوْنیادى سلیماننان ، نوحدان قالان دوْنیادى اوغول دوْغان ، درده سالان دوْنیادى هر کیمسَیه هر نه وئریب ، آلیبدى افلاطوننان بیر قورى آد قالیبدى 🍏🍎🍃

4_5769641332079331933.mp39.67 MB

sticker.webp0.26 KB

sticker.webp0.35 KB

🎼❤️🎼 بی قرار تو ام و در دل تنگم گِله هاست آه! بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب دردلم هستی و بین منو تو فاصله هاست آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد؟ «بال» وقتی قفس پَر زدن چلچله هاست بی تو هر لحظه مرا بیم فرو ریختن است مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست باز می پرسمت از مسئله ی دوری و عشق و سکوت تو جواب همه ی مسئله هاست.. ✍#فاضل_نظری 🍏🍎🍃

🕊

‍ #حیدر_بابا شعر : استاد #شهریار منظومه «بر حیدر بابا سلام» در سال ۱۳۲۲ منتشر شد و از لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت. "حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره دههای آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استثنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.  این منظومه از آثار جاودان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است. شهریار در سرودن این منظومه از ادبیّات ملّی آذربایجان الهام گرفته است.  منظومه حیدربابا تجلّی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم #آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاه های جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقی دانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است. حیدربابا نام کوهى در زادگاه استاد شهریار. حیدربابا سندى زنده است، و پرده اى رنگین و برجسته از زندگى در روستا را نشان میدهد. مضمون اغلب بندهاى آن شایسته ترسیم و نقاشى است زیرا از طبیعت جاندار سرچشمه مى گیرد. قلب پاک و انسان دوستِ شهریار بر صحنه ها نور مى ریزد و خوانندگان شعرش را به گذشته هاى دور می برد. نیمى از این منظومه نامنامه و یادواره است که شاعر در آن از خویشان و آشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه ها و زمین ها و صخره هاى اطراف خشگناب نام می برد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى بخشد.  حیدربابا ، ایلدیریملار شاخاندا سئللر ، سولار ، شاققیلدییوب آخاندا قیزلار اوْنا صف باغلییوب باخاندا سلام اولسون شوْکتوْزه ، ائلوْزه ! منیم دا بیر آدیم گلسین دیلوْزه ... حیدربابا ، دوْنیا یالان دوْنیادى سلیماننان ، نوحدان قالان دوْنیادى اوغول دوْغان ، درده سالان دوْنیادى هر کیمسَیه هر نه وئریب ، آلیبدى افلاطوننان بیر قورى آد قالیبدى 🍏🍎🍃

photo content

AnimatedSticker.tgs0.30 KB

sticker.webp0.57 KB

○ به ياد داشته باش: انسان چون بومي سفيد قدم در دنيا مي گذارد خدا هيچ طرح و نگاري در تو ايجاد نمي كند تو از قبل برنامه ريزي نشده اي چيزي بنام سر نوشت وجود ندارد سرنوشت اختراع انسانهاي ترسو و بزدل و كساني است كه نمي خواهند از زندگي شان چيزي پديد آورند آنان همه مسووليتها را به گردن خدا مي اندازند و آنرا سرنوشت، قسمت و هزاران چيز ديگر مي خوانند اما همه اينها اساسا ترفندهايي براي شانه خالي كردن از اين است كه: " من مسوول زندگي خود هستم هرآنچه كه اكنون هستم خودم آفريده ام و هرآنچه قرار است فردا باشم، آنرا امروز مي آفرينم" در مورد ديروز كاري نمي توان انجام داد. نبايد در مورد آن نگران بود. هر آنچه كه بود گذشته. اما امروز هنوز در دسترس است و از امروز است كه تمام فرداها پديد خواهند آمد و اگر تو اندكي هشيار باشي، همه ماجرا دگرگون مي شود. ما كاملا مسوول هر آنچه هستيم، كه هستيم اين نخستين چيزي است كه بايد بپذيريم اين كار در آغاز دردآور است زيرا " خود " احساس مي كند از هم متلاشي مي شود: من مسوول هستم؟ پس همه اين شلوغي و آشفتگي را خودم آفريدم؟ " اين، " خود " ما را آزرده مي كند اما اگر از آن آگاه شويم، اين آگاهي به سرآغازي براي يك زندگي جديد تبديل مي شود. تكانهايي كوچك كافيست تا چهره غمگين را به چهره اي خندان تبديل كند اما هركاري بايد بكنيم بايد همين امروز انجام دهيم،‌ زيرا گذشته ديگر وجود ندارد و آينده هنوز نيامده است آنچه در دسترس ماست امروز است و امروز به تنهايي كافيست. 👤#اﺷﻮ 🍏🍎🍃

sticker.webp0.46 KB

تا نفس را راست کردم ریخت اوراق حواس دست تا بر دست سودم نوبهار از دست رفت #صائب تبریزی

○ تا به فکر خود فتادم روزگار از دست رفت تا شدم از کار واقف، وقت کار از دست رفت قوت سرپنجه مشکل گشای فکر من در ورق گردانی لیل و نهار از دست رفت تا کمر بستم غبار از کاروان بر جا نبود از کمین تا سر برآوردم، شکار از دست رفت داغهای ناامیدی یادگار خود گذاشت خرده عمرم که چون نقد شرار از دست رفت تا نفس را راست کردم ریخت اوراق حواس دست تا بر دست سودم نوبهار از دست رفت پی به عیب خود نبردم تا بصیرت داشتم خویش را نشناختم آیینه دار از دست رفت حاصل عمر پریشان روزگارم چون صدف تا نهادم پا ز دریا بر کنار از دست رفت عشق را گفتم به دست آرم عنان اختیار تا عنان آمد به دستم اختیار از دست رفت عمر باقی مانده را صائب به غفلت مگذران تا به کی گویی که روز و روزگار از دست رفت؟ ✍#صائب_تبریزی 🍏🍎🍃

sticker.webp0.34 KB

«هیچ راهی برای زندگی جز زیستن نیست. بنشین و در انتظار معنا نمان؛ برخیز و معنا را بیافرین.» 📕مائده‌های زمینی (Les Nourritures Terrestres) ✍ آندره ژید 🍏🍎🍃

sticker.webp0.30 KB