fa
Feedback
𝖬𝗎𝗇icel.

𝖬𝗎𝗇icel.

رفتن به کانال در Telegram

𝖬𝗎𝗇𝗂𝖼𝖾𝗅 𝗓𝗈𝗇𝖾 And I'm here:") anything: http://t.me/HidenChat_Bot?start=1221807510

نمایش بیشتر
246
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
ابرها هنوز نمرده‌ن.
ابرها هنوز نمرده‌ن.

Yann-Tiersen-Sur-le-fil-256.mp38.10 MB

دلیل گریه رو مثل نقل نعنایی میریزی تو جیبام، برای ادامه‌ی روز.

photo content

روی شیروونی؛

Lazy Bee - زنبور تنبل - soundcloud-11150681.mp33.55 MB

دایناسورای یخ‌زده دارن بیدار می‌شن از خواب.

نمی‌خوام.

بعد از اون‌ همه روزهای فاجعه امروز بد نگذشت قند عسلم بهم کیک شکلاتی داد و قشنگترین لبخند دنیارو گرفتم مثل جوجه اردک دنبال آفرین خانم گشتم پیش هستی درس خوندم موهام تا ظهر زشت نبود و یک چیزک‌هایی فهمیدم. بوی دختره‌ی قد بلند صورتم رو پر کرد اونقدری برای خورشید خانوم قصه خوندم تا صدام دورگه بشه پتوی آسمانی غارت نشده، داروها فراموش نشدن زخم‌هام با خیال راحت خون ریزی می‌کنن کمتر سرگیجه داشتم و یک هفته‌ی عجیب، از شنبه‌ی پیش تا امروز رو پشت سر گذاشتم چیزهای بد خیلی کمتر بودن. خیلی خیلی کمتر. و کلیپسم هم آخرای شب پیدا شد. بعد از مدت‌ها، روز آرومی بود. شبت بخیر بعد از مدت‌ها، منو فراموش نکن عزیزم.

Repost from Her.
If you want me, make me feel that.

Repost from رِ/به🌱
عزیزِمن، بهت قول میدم توی زندگی بعدی پیدات می کنم.

همین یک خوشه، از انرژی کم و بغض نجاتم داد. از حیاط ممنونم.
همین یک خوشه، از انرژی کم و بغض نجاتم داد. از حیاط ممنونم.

«...در این دیار تنها مردگان جامه‌ای سپید به تن دارند.»

جینکس.

انگار که یکی دیگه توی ذهنم بود و بلند بلند چیزهایی که می‌دیدم رو نوشته‌وار توضیح می‌داد، الان اما یادم نمیاد چه ترتیبی داشت. کاج و سرو، چراغ های ریسه‌ای قرمز، ستاره‌ی چشمک زن و درخت‌های توت، پل‌های هوایی و چنار‌های تموم نشدنی، ابرهایی که گوشه‌هاشون به مرور تغییر شکل می‌دادن، کوچکترین کارهای بابا که به نظرم بزرگترین میان، تصویری که برام به قدری جدید بود که حاضر بودم چندین دقیقه سرم رو روی شیشه‌ی پایین کشیده‌ی ماشین تکیه بدم و آسمون رو نگاه کنم، زمان که شبیه باریکه‌ی آب، نرم بود و شناور رد می‌شد، بوی دود، چراغ کور کننده، ضبط ماشین، سقف برگ‌ها، آخرین کوچه، آخرین پیچ، سپیدار تکیه کرده بر سقف، صندوق پستی همسایه، بوی گیلاس. خونه.

به این شکل که حالا فرد زباله‌گرد، -با لباس مشکی- تا کمر در سطل زباله، دنبال غذا می‌گرده.

Ilorona, dressed in blue.

یک توتورو می‌خواهم که در هنگام خواب بغلم کند.

[Dreaming universe.]