ناز
رفتن به کانال در Telegram
فحاش و رکیک بدتر از آخوند، KIR تو فمنیست و نسل ۵۷ و ج.ا و هندسه و فیثاغورس.
نمایش بیشتر1 034
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-77 روز
-1530 روز
آرشیو پست ها
1 034
هروقتی که یه گربه خودش رو به پاهام ميماله ومیچسبه بهم، ميدونم نميتونم با خودم ببرمش خونه و ميدونم پشت سرم جا مي مونه، برمیگردم عقب خیره میشم به چشمهای منتظرش و فاااکینگ بار قلبم میشکنه.
1 034
هنوز قهوه های بین راهیِ مترو هست، لبو و باقالی داغ خیابونی، آب زرشکهایی که هردفعه قول میدیم از ترشیش دیگه نگیریم و باز یادمون میره، سیگارهای دود نشدهای که منتظرن، کتابهای نصفه قیمت زیر پُل، آدامس موزی ها، بلیت پاره پوره سینما آفریقا، صندلیها، فودکورت و پله برقی ها، آسانسورای خراب و بغلهاش،ساندویچ کثیفای حسین کثیف، از بالاشهر تا وِلگردی شبانه کوچه پس کوچههای طوس، دلم برای تکتک شون بیشتر از هرچیزی تنگ شده، فعلاً باید زنده بمونم.
1 034
بیا بشین حداقل یکم بگم، بگم این اواخر یادم نمیاد جای پاکت سیگارامو ، بگم قهوهام تموم کردم، بگم خستهام قد چند تا زندگی خستهام. نه نمیگم، تو که گوش نمیدی، هیشکی گوش نمیده.
1 034
کاش میتونستم بهش بفهمونم شکستگی دست عروکسش پایان زندگی نیست، زندگی چاکباز کن تر از این حرفاس، پاککن اشکاتو بچه!
1 034
دوستداشتم همون نیمهشب که از خواب پریدم بهت زنگ بزنم و برات تعریف کنم ولی خب تو که هیچوقت گوشیتو رو من بَرنمیداری.
1 034
دیشب داشتم خواب یه لولهبازکنی رو میدیدم که هی اصرار داشت تو کمد لباسام سرویس بهداشتی بسازه، من هی میگفتم مرد حسابی این کمد کوچیکه نمیخواد اون بیشتر لَج میکرد، از آخرم رفت تو کمد خوابید و گفت لطف کن درشو ببند، منم یه لگد محکم زدم به کمد و پام شکست، یعنی چی آخه، شما هم در حال مشاهده اپیزود ۱ از سیزن ۳ کسشر هستید.
