fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

گاه‌نوشته‌ها

گاه‌نوشته‌ها

رفتن به کانال در Telegram

تداعی‌هایی لحظه‌ای که در روزمره برای هر کدام از ما بارها پیش می‌آید. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینجا چیزی کپی نیست (مگر اینکه به صراحت گفته شده باشه). ‌ | ‌محمدرضا زمانی‌ ‌| وبلاگ:‌ mrzamani.com

نمایش بیشتر
590
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
+17 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز

در حال بارگذاری داده‌ها

ابر برچسب‌ها
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
اکتبر '26
اکتبر '26
+259
در 1 کانال‌ها
سپتامبر '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '260
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '260
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '250
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مارس '250
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '250
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '240
در 2 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '240
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '240
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '230
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+14
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+8
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+3
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+10
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+19
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+6
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+9
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+122
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+11
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+5
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+13
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+255
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
25 اکتبر0
24 اکتبر0
23 اکتبر0
22 اکتبر+1
21 اکتبر0
20 اکتبر+4
19 اکتبر0
18 اکتبر0
17 اکتبر0
16 اکتبر0
15 اکتبر0
14 اکتبر+1
13 اکتبر+2
12 اکتبر0
11 اکتبر0
10 اکتبر+1
پست‌های کانال
تصمیم‌ها و برنامه‌ها The world moves into the future as a result of decisions, not as a result of plans. Plans are significan
تصمیم‌ها و برنامه‌ها
The world moves into the future as a result of decisions, not as a result of plans. Plans are significant only insofar as they affect decisions. - Kenneth E. Boulding (+)
تصویر از: جمله‌های روزانه متمم - ۱۱۲ ‌ ‌

2
ادامه 👆 البته به نظرم جواب رو میشه در دو حالت نوشت. یه جواب مختصرتر و مستقیم‌تر، اینه که: زاویه نگاه من به تعطیل شدن دوره‌های Sean، زمان تصمیم ایشون بود. و به نظرم یکی از مضرترین ضرب‌المثل‌های فارسی در این باره اینه که «ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه‌ست». وقتی به عنوان فکر می‌کردم، ضرب‌المثل در ذهنم بود و باعث شد اون عنوان رو برای نوشته بذارم. اما جواب طولانی‌تر رو توی کوتیشن باکس پایین می‌ذارم. چون حس می‌کنم طولانی شده، اگه حس کردید حسابی بیکار هستید و دوست داشتید، بخونید. چندان منسجم هم نیست و تکرار هم داره که به بزرگی خودتون ببخشید. ببین. سوال جالبی پرسیدی. چون اتفاقا این نکته به نظرم مهم بود. حس کردم به بهانه جواب دادن به تو، چیزهایی که در ذهن داشتم موقع نوشتن پست رو، طولانی‌تر بنویسم و شرح بدم. اینطوری شاید بهتر بتونم منتقل کنم که چرا اون عنوان گذاشته شده. بذار از عقب‌تر شروع کنم. از اینجا که به نظرم یه واقعیت تصمیم‌گیری اینه که ما معمولا بررسی تصمیم‌های خودمون رو به فجیع‌ترین و بیهوده‌ترین شکل ممکن انجام می‌دیم! چون یا داریم به خودمون سرکوفت می‌زنیم. یا زیادی مغروریم از اینکه خروجی خوب شده. یا یه عامل غیرمهم حاشیه‌ای رو آوردیم وسط تصمیم به اندازه موثرترین عامل داریم وزن می‌دیم. و چیزهای شبیه این. البته طبیعیه اینطور باشه. چون سخت‌مونه از نظر احساسی خودمون رو از تصمیم جدا کنیم. سخته آروم بنشینیم یه گوشه و ببینیم واقعا کیفیت تصمیم‌گیری‌مون چطور بوده. ما با پوست و گوش و استخوان، درگیر تبعات انتخاب‌هامون هستیم و این باعث می‌شه منطقی فکر کردن، راحت نباشه. اما هنوز یه فرصت خوب برای بهتر شدن مهارت تصمیم‌گیری‌مون وجود داره: تصمیم‌های دیگران! حالا یه اتفاق افتاده. اونم اینکه Sean Allen اومده می‌گه تصمیم گرفته یه بخش از کسب‌وکارش رو خاموش کنه. و این می‌تونه یه فرصت یادگیری برای تصمیم‌گیری باشه. تا ببینیم «اگه من بودم چیکار می‌کردم؟» من نه همه کامنت‌ها، ولی تعدادی رو خوندم. ( اینجا). یه سری گفتن چرا درآمدت صفر شده. یه سری گفتن چرا ویدیوها رو نمی‌ذاری یوتیوب. یه سری گفتن کاش ناراحت نباشی و رها کنی. خلاصه هر کسی یه چیزی گفته، و مهم‌تر اینکه: ریپلای‌ها هم توسط خود نویسنده توییت جواب داده شده. که باعث میشه ما شرایط زمینه‌ای تصمیم رو هم حدودا داشته باشیم، که برای تحلیلش خیلی ارزشمنده. حالا، بعد از همه این مقدمه‌ها، برگردم به چیزی که در پاسخ کوتاه نوشتم: یکی از زاویه‌های داستان کسب‌وکار Sean برای ما که موضوع تصمیم‌گیری برامون جالبه، بحث زمان تصمیمه. خود ایشون آدم شناخته‌شده‌ای هست. کارهای متعددی هم داره که یکی از اون کارها، فروختن دوره آموزشی بوده. حالا که این بخش دوره فروختن یه مدت ضررده بوده، این اشکال جدی براش ایجاد نمی‌کرده. یعنی بذار اینطوری بگم: چون جاهای دیگه اوضاع خوب بوده، غلط بودن ادامه‌ی فرآیند ضررده دوره فروشی، به چشم نمی‌اومده. چرا می‌گم دیر تصمیم گرفتنش اشتباه بوده؟ مشخصا به خاطر اینکه کسانی که در حوزه‌های نزدیک به تکنولوژی کار می‌کنن، از مدت‌ها قبل براشون بدیهی بوده که دیگه دنیای نرم‌افزار قرار نیست به دوران قبل هوش مصنوعی برگرده (بگذریم از برنامه‌نویس‌هایی که می‌گن کاش حباب ai زودتر بترکه که حوصله‌مون سر رفته، و این نظر واقعی‌شونه. طبیعتا اینا رو باید بذاریم کنار، چون حرف‌شون نه تنها واقع‌بینانه نیست، که کاملا پرته.). حالا، حرف من اینه که: ما که Sean نیستیم. شرایط و منابع اون رو هم نداریم. به اقتصاد کلانی هم که اون تکیه زده، تکیه نزدیم. شاید این اشتباه دیر تصمیم گرفتن، برای امثال ایشون هزینه غیرقابل جبران ایجاد نکنه. ولی برای ما، این مدل هزینه‌های ایجاد شده از دیر تصمیم گرفتن، می‌تونه بسیار مهم باشه. شرایط در جایی که ما زندگی می‌کنیم،‌ به سرعت زیادی در حال تغییره. دیگه همه در جریان هستیم. برای ما واقعا مهمه که ماهی رو نمیشه همیشه از آب گرفت. اینکه ماهی ممکنه زنده نباشه که هیچی، ممکنه خود آب هم یه وقتی دیگه وجود نداشته باشه برای ماهیگیری. حالا از جنبه‌های مختلف. فکر کنم چیزهایی که در ذهنم بود رو نوشتم. البته می‌دونم که پراکنده شد. ولی امیدوارم تا حدی تونسته باشم بگم که چرا به نظرم برای ما، توجه به «زمان تصمیم‌گیری» یه عامل کاملا حیاتیه.
74
3
پاسخ به دایرکت: چرا ماهی‌گیری از آب تازه؟ بعد از گذاشتن پست «ماهی‌گیری از آب تازه»، یکی از بچه‌ها پیام داد و سوالی پرسید. حس
پاسخ به دایرکت: چرا ماهی‌گیری از آب تازه؟ بعد از گذاشتن پست «ماهی‌گیری از آب تازه»، یکی از بچه‌ها پیام داد و سوالی پرسید. حس کردم یه سری حرف به ذهنم می‌رسه و ازش اجازه گرفتم که بجای جواب مستقیم، در کانال بنویسم. ادامه 👇
71
4
کتابخونی من در هفته قبل...
91
5
- ایستگاه هفته هجدهم - امیدوارم در هفته‌ای که گذشت حداقلی از حوصله رو تونسته باشید جمع کنید که کتاب بخونید. برای من که اینطور بوده که سعی کردم کتاب کانمن رو جوری جلو برم که در چند روز آینده تموم بشه. البته همچنان کیفیت رو بر کمیت ترجیح دادم و گاهی روی یه صفحه که فکر کردم ارزشش رو داره، دو سه برابر معمول وقت گذاشتم. به هر حال فکر می‌کنم تا یک هفته دیگه تموم بشه. برای شما هفته قبل چطور بود؟ بیاید جمع‌بندی این هفته رو هم مثل هفته قبل، کمی گسترده‌تر از صرفا کتاب کانمن، و روی زمینه کتاب‌های غیرداستانی داشته باشیم:
91
6
اگه از انتخابم پشیمان بشم چی؟ یا همون «ترس از پشیمانی در آینده». حتما تجربه‌ش کردید. واقعیه و احتمالا برای همه پیش میاد. راه‌حل قطعی هم به نظرم نداشته باشه. یک راه فرار ازش، برای اینکه ریسک کم بشه، اینه که آدم به گزینه‌های default بچسبه. گزینه‌هایی که همه میگن خوبه. گزینه‌هایی که «معلومه که اینطوریه». و مثل یه قطار توی ریل، به مسیر از پیش تعیین شده ادامه بده. یا شاید وجود این ترس رو بپذیره. حسش بکنه و باهاش کنار بیاد. ممکنه این جمله‌های کانمن تو صفحه آخر فصل ۳۲ بهتون ایده‌هایی برای فکر کردن و پذیرش بهتر اون بده. اگه حوصله داشتید، متن خود کتاب رو از روی عکس بالا بخونید. یا ترجمه زیر از ChatGPT رو. آیا معقول است اجازه بدهید پیش‌بینیِ پشیمانی بر انتخاب‌هایتان اثر بگذارد؟ مستعدِ پشیمانی بودن، درست مانند مستعدِ حمله‌های غش بودن، واقعیتی در زندگی است که باید خود را با آن سازگار کرد. اگر سرمایه‌گذارید، به‌اندازهٔ کافی ثروتمندید و در باطن روحیه‌ای محتاط دارید، شاید بتوانید از عهدهٔ هزینهٔ این امتیاز برآیید: سبد سرمایه‌گذاری‌تان را چنان بچینید که پشیمانیِ مورد انتظارتان را به حداقل برساند، حتی اگر ثروتتان را به بیشترین میزان ممکن افزایش ندهد. همچنین می‌توانید از پیش تمهیداتی بیندیشید که شما را در برابر پشیمانی مصون‌تر کنند. شاید سودمندترین کار این باشد که پیش از تصمیم‌گیری، احتمال پشیمان‌شدن را برای خود روشن و صریح مطرح کنید. اگر وقتی اوضاع بد پیش می‌رود، بتوانید به یاد بیاورید که پیش از تصمیم‌گرفتن، احتمال پشیمانی را با دقت در نظر گرفته بودید، به‌احتمال زیاد پشیمانی کمتری احساس خواهید کرد. همچنین باید بدانید که پشیمانی و سوگیریِ پس‌نگری، همراه هم از راه می‌رسند؛ بنابراین هر کاری که بتوانید برای پیشگیری از این سوگیری انجام دهید، احتمالاً مفید خواهد بود. روش شخصی من برای پرهیز از سوگیریِ پس‌نگری این است که هنگام گرفتن تصمیمی با پیامدهای بلندمدت، یا بسیار دقیق و همه‌جانبه بررسی کنم، یا کاملاً سهل‌گیرانه تصمیم بگیرم. سوگیریِ پس‌نگری زمانی شدیدتر می‌شود که فقط کمی فکر کرده باشید؛ درست به‌اندازه‌ای که بعدها به خودتان بگویید: «چیزی نمانده بود انتخاب بهتری بکنم.»  .
114
7
اگه از انتخابم پشیمان بشم چی؟ کتاب thinking, fast and slow - صفحه 401
اگه از انتخابم پشیمان بشم چی؟ کتاب thinking, fast and slow - صفحه 401
116
8
ماهی‌گیری از آبِ تازه این حرف که آقای Sean Allen گفته، حرف جدیدی نیست. ایشون که دوره‌های پولی نسبتا معروفی در زمینه برنامه‌نو
ماهی‌گیری از آبِ تازه این حرف که آقای Sean Allen گفته، حرف جدیدی نیست. ایشون که دوره‌های پولی نسبتا معروفی در زمینه برنامه‌نویسی iOS داشته، حالا می‌گه تصمیم گرفته که کل پروسه دوره‌های خودش رو تعطیل کنه، چون فروش اون‌ها تقریبا صفر شده و از پس هزینه‌های خودش برنمیاد. (حتما می‌دونید که ما در اینترنت، مثل همه جا، ناهار رایگان نداریم. و وقتی چیزی رو رایگان دانلود می‌کنیم، قبلا یک میزبان هزینه‌های مربوط به ذخیره‌سازی و دانلود فایل رو پرداخت کرده). اما حرف مهمی که میگه اینه که این افت فروش، ۱.۵ سال بوده که بسیار محسوس بوده. سوالی که به ذهن می‌رسه اینه که: پس چرا انقدر طول کشیده که تصمیم نهایی رو بگیره؟ این نکته رو مکس بیزرمن هم در کتاب Judgment in Managerial Decision Making میگه. حدس می‌زنم خیلی از ما هم تجربه‌های مشابهی با این مضمون داریم. جاهایی که اطلاعات‌مون کامل بوده. بررسی‌ها انجام شده بوده. شرایط رو می‌دونستیم. و حالا لازم بوده که تصمیم بگیریم، ولی دیر تصمیم گرفتیم - گاهی هم خیلی دیر.
877
9
هفته قبل برای من، از نظر کتاب‌خوانی:
226
10
- ایستگاه هفته هفدهم - یه هفته دیگه هم گذشت. البته در واقع دیروز گذشته بود، ولی خب، کمی حس و حال نوشتن نبود، و دوست نداشتم بدون انرژی بنویسم. خلاصه ببخشید. کارها و شرایط همچنان آشفته‌ست، ولی کمی مرتب‌تر شده و تونستم دو سه فصلی کتاب بخونم. برای شما چطور بود؟ فرصت شد که برای توسعه مهارت‌ها وقت بذارید؟ برای کتاب تفکر سریع و کند چطور؟ بیاید یه جمع‌بندی کوچیک داشته باشیم، تا بریم سراغ یه هفته تازه:
213
11
وقتی من می‌خواستم در سال ۹۶ مسیر جدیدی رو برم، هیچی از مارکتینگ در فضای عملیاتی بلد نبودم. رشته دانشگاهی‌ام برق بود. کتاب‌هایی مربوط به کسب‌وکار خونده بودم، و البته در متمم، ولی کار عملیاتی جدی، تقریبا صفر. وقتی شروع کردم، در سطح کارآموز بودم. رفتم جایی و گفتم اینها رو بلدم، و شروع کردم. خوب یادم هست که حقوقی که می‌گرفتم، یک میلیون و ششصد هزار تومان بود و سکه در آن زمان، یک میلیون و دویست هزار تومان. یعنی آن زمان یک کارآموز هر ماه به اندازه ۱.۳۳ برابر یک سکه طلا، کار می‌کرد و قدرت خرید داشت. وقتی حرف از «انتخاب» میشه، این چیزیه که فکر کردن بهش منو بسیار آزار میده. اینکه محمدرضای امروز، چه پیشرفتی در زمینه‌ای که دوست داره می‌تونه بکنه؟ آیا اصلا possibility ای برای آزمون و خطا داره؟
243
12
روزهایی که انتخاب سخت شده همین که این یه کارت نوشته روی بسته پیتزاست، گویای خیلی حرف‌هاست.
روزهایی که انتخاب سخت شده همین که این یه کارت نوشته روی بسته پیتزاست، گویای خیلی حرف‌هاست.
189
13
بیمه، برای بیمه من از این تکه از کتاب یه مثال خوب تو ذهنم دارم. (در این بخش از فصل rare events کانمن داره میگه ذهن ما چطور نم
بیمه، برای بیمه من از این تکه از کتاب یه مثال خوب تو ذهنم دارم. (در این بخش از فصل rare events کانمن داره میگه ذهن ما چطور نمی‌تونه «وزن احتمالی» چیزهای «شفاف و احساسی» رو در تصمیم‌گیری‌ش درست محاسبه کنه.) بعد جنگ دوم بود و بیمه بدنه ماشین نیاز به تمدید داشت. منم که بعد چند تجربه ناخوشایند از سرویس‌های آنلاین، عادت دارم حضوری کارها رو جلو ببرم، به یه دفتر رفتم. فروشنده بیمه این نکته رو خیلی قشنگ بکار می‌برد. با توجه به شرایط، هر نوع بیمه که می‌شد برای جنگ فروخت رو، بصورت کاملا تصویری توضیح می‌داد. مثلا می‌گفت: «خونه فلان جا رو دیدید. با خاک یکسان شده. حالا خودش رو می‌گید یه چیزی. همسایه‌ها هم آسیب دیدن. ای کاااش اونا حداقل بیمه داشتن. که بیمه خسارت می‌داد بهشون.» یا برای بیمه بدنه می‌گفت: آیتم خسارت از جنگ رو اضافه بکنم براتون؟ - کاربرش چیه؟ + مثلا اگه چیزی بخوره به ماشین‌تون! گفتم: اگه قراره موشک صاف بیاد بخوره توی ماشین، قبلش یا به خونه خورده و ماشین تو پارکینگ بوده، یا تو خیابون بوده و خودمم داخلش بودم. در هر دو صورت، پول ماشین دیگه به دردم نمی‌خوره. مرسی. این آیتم لازم نیست. 😁 (عکس از صفحه ۳۷۵)
237
14
من کتاب «تفکر سریع و کند» رو ...
232
15
- ایستگاه هفته شانزدهم - یک هفته دیگه هم از برنامه کتابخوانی «تفکر سریع و کند» سپری شد. این هفته کمی برای من بهتر بود. البته سرشلوغی‌ام چندان تغییری نکرده بود. اما تونستم مقداری زمان آزاد کنم و کتاب هم بخونم. هرچند، هنوز سرعتم زیاد نیست و تا انتهای کتاب چندین فصل فاصله دارم. برای شما چطور بود؟ بیاید هفته قبل رو جمع‌بندی کنیم.
237
16
ماشین‌ها، و مسابقه حل مسئله‌های ریاضی امروز صبح یکی از دوستانم تصویر توییتی رو برام فرستاد درباره حل تعدادی از مسئله‌های حل‌نشده ریاضی توسط یک مدل داخلی شرکت OpenAI. خبر جالبی است و سروصدای زیادی هم به پا کرده. اما سوالی که بعد از واکنش اولیه خبر به ذهن می‌رسه اینه که چنین اتفاقی، خصوصا وقتی مشابه آن قبلا هم پیش آمده، چه دیتای جدیدی را به دنیا اضافه می‌کند؟ وقتی از کمی عقب‌تر نگاه می‌کنیم، هوش مصنوعی قابلیت‌هایی دارد. ضعف‌هایی هم دارد. قابلیت‌هایش به تدریج بهتر می‌شود و ضعف‌های آن، تا حدی کمتر می‌تواند بشود. یا کنترل بشود. اما این پیشرفت تا ابد نیست و به یک سقف خواهد رسید. همانطور که پیشرفت آدم‌ها را هم سقفی محدود می‌کند که ویژگی‌های‌شان آن را درست کرده. برای هوش مصنوعی هم، این محدودیت‌ها به معماری مدل‌ها و محدودیت ساختارهای فعلی‌شان برمی‌گردد. البته اشاره به نقاط ضعف مدل‌های زبانی نباید باعث بشه که قدرت اون رو دست کم بگیریم. در این هم شکی نیست که هر کسی باید سعی کند تا جای ممکن از این قدرت برای بهتر شدن کار خودش و از دست ندادن مربوط بودن خودش نسبت به دنیا (حفظ relevance خودش) استفاده کند. اما حل یک مسئله ریاضی دیگر، بیشتر بحث مقداری قدرت محسباتی است و هدف آن هم، بیشتر از ریاضی، پیش‌برد کمپین تبلیغاتی شرکت‌هایی است که برای جذب بیشتر و بیشتر منابع مالی، عطش سیری ناپذیری دارند. من فکر می‌کنم اتفاقی از جنس پیشبرد یک مسئله محاسباتی، هر چقدر هم پیچیده، یک نقطه عطف در مسیر هوش مصنوعی یا جایی برای بازاندیشی رابطه ما با آن نباشد.
253
17
دنیای بیشتر سفارشی‌سازی‌شده چند روز پیش یوتیوب از یه فیچر رونمایی کرد که به چنل‌ها امکان این رو خواهد داد که روی خود ویدیوها A/B تست* انجام بدند (قبلا میشد روی تامنیل یا عکس کاور تست کرد، ولی خود محتوای ویدیو نبود.) تعدادی از کسایی که چنل دارند و معروف هستن (به خودشون creator میگن) سورپرایز شدن. مثلا یکی‌شون می‌گفت: «حالا اگه کسی کامنت بذاره بگه تو ثانیه ۱۵ فلان چیز رو گفتی، من و بقیه دنبال‌کننده‌ها از کجا بفهمیم که کدوم نسخه رو می‌گه و چیه منظورش؟» و چیزهایی شبیه این. البته حدس می‌زنم دلیل چنین سوال‌هایی اینه که نمی‌دونند چنین تستی اساسا برای این نیست که عملکرد دو تا ویدیوی کاملا متفاوت رو بسنجه. ویدیوهایی که ثانیه ۱۵ شون قراره حرف متفاوتی رو بزنه، توی A/B تست سنجیده نمیشه. اما از این حاشیه و موارد مشابه که بگذریم، یه مورد هم گفته شد که به نظرم جالب‌تر بود. اینکه نمی‌دونم آیا خواهم توانست حجم دیتایی که داره تولید می‌شه رو درک بکنم یا نه. البته این ظاهرا یه سواله. ولی کسی که اون رو می‌پرسه جواب پیش‌فرضش اینه که: نه. نمی‌تونم. اما به نظر می‌رسه که وارد یه دنیایی شدیم که سوال «می‌تونم؟» واقعا درباره این نیست که «شخص من» می‌تونه یا نه. منظورش اینه که آیا «من + AI» می‌تونیم؟ و برای بخش زیادی از سوال‌ها (و البته نه همه‌شون)، جواب دومی داره به تدریج مثبت میشه. * درباره ایده A/B تست، اگه اون رو نمی‌شناسید، یه توضیح بسیار جمع‌وجور: این تست در طراحی صفحات سایت‌ها و جاهای مشابه بسیار معروفه. برای فهمیدن تفاوت عملکرد دو نسخه از یک چیز (ورژن A و B) انجام میشه. ولی راهش اینه که دو صفحه کاملا متفاوت به A/B تست داده نمیشه و صرفا پارامترهایی رو عوض می‌کنند که بتونند نتیجه بگیرند ازش. مثلا، برای سوال اینکه دکمه «اضافه به سبد خرید» در سایت به رنگ سبز بهترین بازدهی رو داره یا نه، رنگ قرمز رو هم به عنوان ورژن B اضافه می‌کنند تا ببینند بعد از یک مدت، آدمها بیشتر روی رنگ سبز کلیک کردند یا قرمز. در ویدیو هم، احتمالا اینطور جلو خواهد رفت که یک ویدیو با اسکریپت مشخص رو دو مدل ادیت کنند. مثلا در یکی از جلوه‌های ویژه بیشتری استفاده کنند و ببینند اینطوری ‌‌آدم‌ها بیشتر دوست دارند ویدیو رو تا آخر ببینند؟ و بعد بتونند ازش نتیجه بگیرند چطور میشه محتوا رو تغییر داد تا مخاطب ویدیو رو رها نکنه.
239
18
کتاب تفکر سریع و کند رو ...
250
19
- ایستگاه هفته پانزدهم - تاخیر یک روزه داریم در جمع‌بندی هفته قبل. کمی سرشلوغی باعثش شده، که چیز عجیبی نیست در این روزها. به قول دوستی، از حالت فشرده به خیلی فشرده رفتم :) ولی اشکالی نداره، و بیاید ادامه بدیم. برای شما چطور بود هفته قبل؟
274
20
چیزی که آدمای الگو رو از بقیه متمایز میکنه، صرفا دیتاهاشون و فکرهاشون نیست، بلکه مهم تر از اون، مدل فکر کردنشونه. ویژگی ها و مدل های فکر کردن آدم های موفق / ناموفق باهم خیلی خیلی اشتراک داره، حتی دیتای ثابت توی مدل تفکر و دیدگاه دو نفر باهم، منجر به دوتا مسیر زندگی متفاوت میشه. درواقع توی دنیایی که هوشواره ها میتونن میلیون ها بار سریع تر و دقیق تر و حتی مطلع تر از تو باشن، دیگه صرفا اطلاعات اولیه ای که داری نمیتونه برگ برنده ات باشه و مدلی که به هر مسئله اپروچ میکنی خیلی خیلی تاثیر گذار میشه.
303