مجلهٔ عسل طعم تلخ دارد.
رفتن به کانال در Telegram
فرانچسکا، من واقعا فکر میکنم تو وجود داری و تمام این داستانها اتفاق افتاده. http://t.me/HidenChat_Bot?start=1281765614
نمایش بیشتر714
مشترکین
+224 ساعت
+57 روز
-130 روز
آرشیو پست ها
Repost from uzumaki.
این چندوقته، حس و حال عجیبی دارم. نمیتونم درکش کنم، نمیدونم چیه که درکش کنم، خستهام کرده و بیحوصله.
Don't feel bad for me
I want you to know
Deep in the cell of my heart
I really want to go
There is another world
There is a better world
Well, there must be
I've seen this happen in other people's lives
And now it's happening in mine
And what a terrible mess I've made of my life
Oh, what a mess I've made of my life
دانشگاه برای واقعی تمام انرژیم رو میگیره و در نهایت هم من رو با خستگی و سردرد شدید تنها میذاره
-لیست نمایشنامهها تا دی ماه:
باغ وحش شیشهای| گربه روی شیروانی داغ| اتوبوسی به نام هوس| خانه عروسک| جن زدگان| دشمن مردم| مرغابی وحشی| بانوی دریا| وقتی ما مردگان سر برداریم| هدا گابلر| اشباح| اهمیت جدی بودن| مرغ دریای| سه خواهر| دایی وانیا| چه کسی از ویرجینیا وولف میترسد؟| دکتر فاستوس| ادیپ شهریار| پرومتئوس در بند| دوازده مرد خشمگین| خدای کشتار| مرگ یزدگرد| سگ کشی| پلکان| بالاخره این زندگی مال کیه؟| ننه دلاور و فرزندان او| اپرای سه پولی| در انبوه شهرها| تسخیر شدگان| شاه لیر
به شما هم پیشنهاد میکنم در طول روز این جمله رو "آرام باش هیچ چیز ارزش این همه دلهره را ندارد، ما رفتهایم و الان سال ۱۴۹۶است" به خودتون یادآوری کنید.
