fa
Feedback
soul

soul

رفتن به کانال در Telegram
937
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
اطلاعاتی وجود ندارد7 روز
اطلاعاتی وجود ندارد30 روز
آرشیو پست ها
soul
937
Repost from drunk poet
photo content
+1

soul
937
Repost from drunk poet
کاش بین ابرا زندگی‌میکردم از بین ادما زندگی کردن خیلی بهتره

soul
937
photo content
+1

soul
937
ولی بارون واقعا حالمو خوب میکنه ))

soul
937
photo content

soul
937
ولی تو بهترین دلیلی هستی که زنده موندم.

soul
937
نشیم فور نمیکنم

soul
937
2435شیم فور میکنم.

soul
937
این پیام و این عکس رو فور کنید، دوتا پست فور میکنم دیده بشین.🍓

soul
937
Repost from N/a
photo content

soul
937
فور کن عکس+تکست فور کنم 🍓

soul
937
photo content

soul
937
photo content

soul
937
Repost from نگاه
فور کنید ازتون فور کنم کمی زیاد بشیم

soul
937
Repost from N/a
دیگه خوابم نمیتونه خستگیمو بر طرف کنه

soul
937
Repost from N/a
کاش برا هورنی بودن حقوق میدادن الان اندازه ایلان ماسک پول جمع کرده بودم.

soul
937
دلم میخواد دوتا ساندویچ کالباس و نوشابه و یه پاکت سیگار بزارم تو کیفم آخرِ یه شب بارونی یکی بیاد که نشناسمش بدون مقصد با سرعت زیاد رانندگی کنه منم بشینم صندلی عقب و گوشیمو وصل کنم به ضبط و موزیکامو پلی کنم دوتایی شروع کنیم به زمزمه کردن آهنگ بعد یجا نگهداریمو بریم بالای کوه در حال تماشا کردن نورای ساختمون و ماشینا یه نخ بدم دستش یه نخم خودم روشن کنم و بعد تموم حرفای سرکوب شده بهم،دردایی که ابراز نکردم،حرفایی که به کسی نگفتم بغض هایی که برای حفظ ظاهرم بلعیدم و داستان کل زندگیمو تعریف کنم براش جوری که از شدت حرفام بزنم زیر گریه اونم فقط سکوت کنه و منو تو آغوشش بگیره بعد که آروم شدم ساندویچارو از کیفم در میارم و یکی از آهنگای لانا رو پلی میکنم شروع میکنیم تا صبح فحش دادن به زمین و زمان بعدش از هم دور شیم جوری که هیچوقت همو نبینیم و دلمون برای هم تنگ نشه و هرگز دلش نخواد بدونه من چرا ناراحت بودم و دلم از چی گرفته بود.

soul
937
دلم میخواد دوتا ساندویچ کالباس و نوشابه و یه پاکت سیگار بزارم تو کیفم آخرِ یه شب بارونی یکی بیاد که نشناسمش بدون مقصد با سرعت زیاد رانندگی کنه منم بشینم صندلی عقب و گوشیمو وصل کنم به ضبط و موزیکامو پلی کنم دوتایی شروع کنیم به زمزمه کردن آهنگ بعد یجا نگهداریمو بریم بالای کوه در حال تماشا کردن نورای ساختمون و ماشینا یه نخ بدم دستش یه نخم خودم روشن کنم و بعد تموم حرفای سرکوب شده بهم،دردایی که ابراز نکردم،حرفایی که به کسی نگفتم بغض هایی که برای حفظ ظاهرم بلعیدم و داستان کل زندگیمو تعریف کنم براش جوری که از شدت حرفام بزنم زیر گریه اونم فقط سکوت کنه و منو تو آغوشش بگیره بعد که آروم شدم ساندویچارو از کیفم در میارم و یکی از آهنگای لانا رو پلی میکنم شروع میکنیم تا صبح فحش دادن به زمین و زمان بعدش از هم دور شیم جوری که هیچوقت همو نبینیم و دلمون برای هم تنگ نشه و هرگز دلش نخواد بدونه من چرا ناراحت بودم و دلم از چی گرفته بود.