937
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
无数据30 天
帖子存档
937
دلم میخواد دوتا ساندویچ کالباس و نوشابه و یه پاکت سیگار بزارم تو کیفم آخرِ یه شب بارونی یکی بیاد که نشناسمش بدون مقصد با سرعت زیاد رانندگی کنه منم بشینم صندلی عقب و گوشیمو وصل کنم به ضبط و موزیکامو پلی کنم دوتایی شروع کنیم به زمزمه کردن آهنگ بعد یجا نگهداریمو بریم بالای کوه در حال تماشا کردن نورای ساختمون و ماشینا یه نخ بدم دستش یه نخم خودم روشن کنم و بعد تموم حرفای سرکوب شده بهم،دردایی که ابراز نکردم،حرفایی که به کسی نگفتم بغض هایی که برای حفظ ظاهرم بلعیدم و داستان کل زندگیمو تعریف کنم براش جوری که از شدت حرفام بزنم زیر گریه اونم فقط سکوت کنه و منو تو آغوشش بگیره بعد که آروم شدم ساندویچارو از کیفم در میارم و یکی از آهنگای لانا رو پلی میکنم شروع میکنیم تا صبح فحش دادن به زمین و زمان بعدش از هم دور شیم جوری که هیچوقت همو نبینیم و دلمون برای هم تنگ نشه و هرگز دلش نخواد بدونه من چرا ناراحت بودم و دلم از چی گرفته بود.
937
دلم میخواد دوتا ساندویچ کالباس و نوشابه و یه پاکت سیگار بزارم تو کیفم آخرِ یه شب بارونی یکی بیاد که نشناسمش بدون مقصد با سرعت زیاد رانندگی کنه منم بشینم صندلی عقب و گوشیمو وصل کنم به ضبط و موزیکامو پلی کنم دوتایی شروع کنیم به زمزمه کردن آهنگ بعد یجا نگهداریمو بریم بالای کوه در حال تماشا کردن نورای ساختمون و ماشینا یه نخ بدم دستش یه نخم خودم روشن کنم و بعد تموم حرفای سرکوب شده بهم،دردایی که ابراز نکردم،حرفایی که به کسی نگفتم بغض هایی که برای حفظ ظاهرم بلعیدم و داستان کل زندگیمو تعریف کنم براش جوری که از شدت حرفام بزنم زیر گریه اونم فقط سکوت کنه و منو تو آغوشش بگیره بعد که آروم شدم ساندویچارو از کیفم در میارم و یکی از آهنگای لانا رو پلی میکنم شروع میکنیم تا صبح فحش دادن به زمین و زمان بعدش از هم دور شیم جوری که هیچوقت همو نبینیم و دلمون برای هم تنگ نشه و هرگز دلش نخواد بدونه من چرا ناراحت بودم و دلم از چی گرفته بود.
