fa
Feedback
📛 شعر ممنوعه ⛔️

📛 شعر ممنوعه ⛔️

رفتن به کانال در Telegram

ارتباط با ما» ارسال اشعار @mr_Mantern

نمایش بیشتر
1 844
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
-230 روز
آرشیو پست ها
سیاست از اول قهرمان نمایی بود برای فریب بهترین گزینه علی دایی بود همیشه در حال دست بوسی بود رای اعتماد بخشی از قواعد بازی بود
  سیاست از اول قهرمان نمایی بود برای فریب بهترین گزینه علی دایی بود   همیشه در حال دست بوسی بود    رای اعتماد بخشی از قواعد بازی بود پول و قدرت ملاک علی دایی بود عاشق، اهل بیت و مداحی بود با زنجانی طراح دزدی بود عزیز دردانه روحانی بود معشوقه پسر خمینی بود بخشی از سیاست خاتمی بود این کدام بخش از وطن پرستی بود خائنی که در لباس مردمی پنهان بود ملت ساده دل، و نادان بود علی دایی با شیخ هم پیمان بود فرشته ای، که همیشه در میدان بود چهره اش، زیبا ولی، خود شیطان بود ظاهر سازی بخشی از باور وایمان بود این سیاست کـثیف ستمکاران بود دروغ و فریب دین و آیین پیامبران بود آدم و حوا نشاید پدر و مادر انسان بود #علی_آتشبت

عشق از دودی عینکم همه‌جا را پر از سرفه می‌بینم دلم گرفته‌است و این ربطی به شرجی ندارد سیگارم را خاموش می‌کنم و جای خالی‌ات را با یکی دیگر از جاهای خالی‌ات پر می‌کنم نبودنت را هم دوست دارم و زندان بهانه‌ای‌ست برای شکلی جدید از خواستنت. #جمشید_عزیزی

سوزاک، ز تو برآمد ای راکاره کفتار رَمَد، از تنِ لختت، پاره از پیش و پس و دهان چو یک دالانی آنگونه که کیرِ اژدها نی چاره #تورج
سوزاک، ز تو برآمد ای راکاره کفتار رَمَد، از تنِ لختت، پاره از پیش و پس و دهان چو یک دالانی آنگونه که کیرِ اژدها نی چاره #تورج_آریامنش

ای محتسب شهر مکن در بندم کز عشق وطن ترس ز دل افکندم تا چند کنی ظلم به حکم قرآن هشدار که داریوش را فرزندم از خاک وطن مرا تن و نامش جان یک ریگِ وطن را ندهم بر قرآن ما را نه مسلمان و نصارا حجت زرتشت نبی بما دهد پند از جان واعظ تو مخوان به گوش ما زان سحرت بگذشت دگر زمان عیش و عشرت رو جای دگر بساط دینت بگشای هرچند که پس زند تو را هم قبرت چوپان دروغگو چو آمد به زمین بر تخت کیانیِ وطن کرد کمین چون مهد تمدن جهان ایران است از رشک به خاک و خون کشانید چنین امروز به لطف ایزدی بیداریم با لشکر ظالمین در پیکاریم بیهوده مکن بنا دگر مسجد را کز نام و نشان تازیان بیزاریم از مذهب بیگانه وطن بر باد است زان روکه به شهوت و به خون بنیاد است برچین دگر بنای ظلمت ز وطن بنیانگرش ز بیخ و بن شیاد است اوهام بهشت و دوزخت را مفروش کِی زمزمه اهرمنی گشت سروش در مکتبتان بجز هوس نیست خدا تاچند کشی چنین خرافات به دوش ای تازی پابرهنه ی دختر کش ای آنکه بُدی به شیر اشتر دلخوش ای آنکه کنیز و برده داری فخرت از مکتب خود سخن مگو هیچ خمُش ما شیوه زندگی به دنیا دادیم ما کشتی صلح را به دریا دادیم روزی که پیِ ملخ به صحرا بودی منشور بشر را به ثریا دادیم چهارده قرن به ظلمت سپری شد دوران از پیام آور وحشت ز کلام شیطان شده هنگامه طلعت ز پس این ظلمات رَوَد این واعظ مفتی و رسد شاه جهان #صادق_مبارکی

طنز میگوید ولی حرفهایش، طنز نیست مسخره کردن تاریخ که احسنت نیست پول مفت میگیرند درک وفهم نیست همچین کاسه لیس های هم کم نیست طنز پرداز اهل دود ودم نیست قیافه ها شبیه آدمیزاد نیست      اینجا گویا عقل و منطق حاکم نیست دوست با دشمن اینجا مشخص، نیست گرگ هم اینقد بد ذات وبی رحم نیست اصل و ریشه و اعتبار یک رنگ نیست   رودخونه بدون ماهی هم قشنگ نیست زیبایی کف رودخونه مگر به سنگ نیست   بیگانه با تاریخ خود واقعا ننگ نیست مادری برای فرزند خود دلتنگ نیست   تاریخ ما مگر سرتاسر از جنگ نیست پس این قانون عرب پرستی، چیست #علی_آتشبت

مـبـعـث و قـربـان ؛ نَبُـود عیـد مـن کـشتـن حـیــوان ؛ نَـبُـود عـیـد مـن کـیسـت ؟ کنـد درک فـقیـران شهـر سـفــرهٔ بـی نـان ؛ نـبـود عـیـد مــن زیر سرش سنگ ترک خورد و خفت آه یــتـیــمـان ؛ نــبـــود عــیــد مـن کولبـر کُـرد خواسـت بـخنـدد کـمـی نــالــهٔ مــردان ؛ نــبــود عـیــد مــن وای کـه فـرزنـد وطـن کـشتـه شــد مــادر گــریــان ؛ نـبــود عــیـد مــن مــعـتـرضـنـد آب نــدارنــد چـــرا ؟ قحطـی سـیسـتان ؛ نبـود عیـد مـن زحـمــت او شـام شـب حـاکـمـسـت مـحـنـت دهـقـان ؛ نبـود عـیـد مــن مـنـبـع نــفـتـیم و مــعـادن بــسـا !! فـقــر فــراوان ؛ نــبـــود عـیـد مــن قتل و تـجاوز گـره خـورد بر مخش حــیـلـهٔ ایـمـان ؛ نـبــود عـیــد مــن داخـل تـقـویـم ؛ بنـویسـم چـنـیـن : سـوگ در ایــران ؛ نـبـود عـیــد مـن بـزم من و جشـن تو نـوروز ماسـت عـیـد مــسلمـان ؛ نـبــود عـیـد مــن #بزم‌سوگ #یزدان_ماماهانی

«هم‌میهن بیدار» #تورج_آریامنش

دشمن درون خانه و ما خواب هستیم افسوس همچون رعیت و ارباب هستیم هرچند این کاشانه خود دریای عشق است با این لجن ها ساکن مرداب هستیم دریا وفور نعمت است اما من و تو چشم انتظار طعمه قلّاب هستیم او قاتل اندیشه و عشق است و هان ما از فرط نادانی ورا( وی،را) بی تاب هستیم ما مستحق سروری بودیم و افسوس بیراهه رفته گوشه محراب هستیم خود ماه های در خسوف جهل و اینک دلخوش به نور کرمک شب تاب هستیم سرمایه مان را بهر اعدا خرج کردند وقتی که خود محتاج نان و آب هستیم آنقدر بیگانه ز خود گشتیم کاینک در خویش همچون عنصری نایاب هستیم از بس بلا آورده اند ایشان سر ما کز زندگانی مان همه سیراب هستیم دیگر امید و آرزو در ما نماندست چشم انتظار مرگ خود در خواب هستیم #یوسف_منزوی

پروتئین چیست ؟ ساختار و اجزای پروتئین https://youtube.com/watch?v=v6MLkrB2qiM&si=-jAEEM9yyeh8J7j7

کوروش کبیر یعنی حقوق، بشر ایرانی برای حسین میزند به سر خمینی مارا برده به عهد قجر محتویات ذهنی سکس، و کمر عبادت چهل ساله پوچ
کوروش کبیر یعنی حقوق، بشر ایرانی برای حسین میزند به سر خمینی مارا برده به عهد قجر محتویات ذهنی سکس، و کمر عبادت چهل ساله پوچ وبی اثر به امید کلاغ های خوش خبر بهشت و جهنم شده انگیزه بشر انسان امروزی شده برده شیخ شهر عقل وخرد به اندازه گاو وخر فهم وبینش نباشد حاصل ثمر دعا و مناجات شب تا سحر خرافات شده را شکوفایی بشر انسان در جهل خویش، مفتخر اعتقاد و باوری که شده قاتل بشر ترکیب نژادی بافت اجتماعی زنگ خطر ایرانی از هویت تاریخی خود بی خبر یک گدای غربتی  شده حاکم کشور پیر وخرفت بیمار جنسی، متجاوزگر    ایرانی که بود فرهنگ مهد بشر تاریخ و گذشته و آینده رو به عقبگرد #علی_آتشبت #جاویدشاه

همان شیخی که چوپان گله بود خودش راهنما گرگ ها برای حمله بود پاداش، و حواله گوسفندان به آینده بود بهشتی از آب و علف و سرسبزی،
همان شیخی که چوپان گله بود خودش راهنما گرگ ها برای حمله بود پاداش، و حواله گوسفندان به آینده بود بهشتی از آب و علف و سرسبزی، آماده بود گوسفند زاییده بود حالا نوبت بره بود ظریف و زیبا اما ساختار شکننده بود محصول فکر شیخ لجباز و یک دنده بود کمی ساختار و تفکرش، آزار دهند بود بره از نسل امام حسین مذهبی زاده بود مادر او را پرورش داده بود دل داده بود مذهبش، جهل و جنون عاشق و دیوانه بود عقل و منطق، نبود ذهن از درون بتخانه بود دین و مذهب اسلام برایش، جاودانه بود همیشه زیر امر شیخ در مکتب خانه بود   شکم گنده کرده بود کاه و یونجه زیاد خورده بود گوسفند مادر او را به عقد  شیخ در آورده بود #علی_آتشبت

سیاست کلان تابردگی انسان فقر و گرسنگی نبود وجدان جهنمی ساختند برای کودکان شکم ها گرسنه کدام دین و ایمان التماس،برای نان کشتن
سیاست کلان تابردگی انسان فقر و گرسنگی نبود وجدان جهنمی ساختند برای کودکان شکم ها گرسنه کدام دین و ایمان التماس،برای نان کشتن آرزوهای انسان سیاست انسان را تبدیل میکند به حیوان خشم و خشونت حاکم میشود بر، جهان فقر مادی فقرذهنی عامل نابودی، انسان این بود دین و آیین و رسم پیامبران جنگ بر سرقدرت بود و ثروت و زنان #علی_آتشبت

به نام یزدان پاک مائیم و هزار زخم کهنه غرقاب ولی کویر و تشنه مائیم که در عزا نشستیم وز بار غم وطن شکستیم دیریست وطن اسیر خصم است خونین و غمین و پر ز زخم است این درد ولی ز دشمنان نیست از جور و جفای ظالمان نیست ما درد ز هم وطن کشیدیم این زهر ز جان و تن چشیدیم بستند به سینه مهر دشمن آتش کشد این به سینه من دشمن منشش بجز جفا نیست هم رحم و مروت صفا نیست پس نیست عجب اگر ز دشمن آتش برسد به جانِ خرمن فرزند اگر به چشم ناپاک کو دامن مادرش کند چاک این درد همان وطن فروشیست بر ناله هم وطن خموشیست ای تف به تو گردشِ زمانه لعنت به تو چرخ ظالمانه از کینه ی تو سبب ندانم آن چیست تورا طلب ندانم دشمن ز چه رو بر این دیاری در جهد چرا توئی به خاری بر ملت من چه سِحر خواندی کز اصل و اصالتش فکندی ما غافله ی وطن پرستیم وز بوی دیار کهنه مستیم دوزخ اگر این دیار گردد وز خیل بلا غبار گردد فردوس جهان همین غبار است گهواره و هم مرا مزار است ای چرخ فلک چنین نمانی مقلوب ز قدرت زمانی بنگر که جوانه ها دمیده است هم قامت دشمنان خمیده است خورشید وطن شود فروزان دریای وطن شود خروشان ویرانه شود بنای ظلمت آباد شود وطن ز همت بیش از تن و جان دارمش دوست حقّا  کفنم  ز پرچم  اوست 👤 #میهن_پرست

حاجی جلیقه ضد گلوله به تن داری تو که گفته بودی آرامش وامنیت داری حاجی تو که به شهادت افتخار داری راستی چرا این همه بادیگارد د
حاجی جلیقه ضد گلوله به تن داری تو که گفته بودی آرامش وامنیت داری حاجی تو که به شهادت افتخار داری راستی چرا این همه بادیگارد داری چرا ترس، و اظطراب و وحشت داری نگو که قصد فرار به روسیه را داری حاجی به بهشت و جهنم اعتقاد داری دروغ به این قشنگی را خودت باور داری خدا را میخواهی کجای داستان بگذاری شاید با خدا هم زدو بند شخصی داری بگو ناقلا نکنه پیش خدا هم پارتی داری حتما امام زمان را در زندان گروگان داری فکرنکن دوست و هواخواه فراوان داری لحظه سقوط هزاران دشمن در کمین داری مثل موشی چموش، قصد بازی، داری تو سقوطی تلخ تر از هیتلر نازی داری #علی_آتشبت

سلول چیست و انواع و عملکرد سلول / با ما همراه باشید تا دنیای شگفت‌انگیز... https://youtube.com/watch?v=XQ4pRnhwm0U&si=F0MALa5mxVDm4mSg

می چکد از ابرها باران خون می وزد از بادها ساز جنون جنگل و دریا و دشت و آبشار خاطرات تلخ نان و جوی خون مکتب جهل و دروس انتحار جانشین درس های ذوالفنون یاوه های پشمکی با آب و تاب گشته برتر از شفا و ارغنون مدح قاتل از برای جاه و مال شاعران سفله و شعر زبون عشق زیر چکمه دژخیم یا زیر نعلین با سیاقی واژگون بهمن آمد شهر را آوار برد بهر درمان بود اما سرنگون چون ملک از ماه نازل شد ولی از پس آیینه دیو آمد برون کاش کل زندگی افسانه بود یا بشر اینسان نمی گردید دون #یوسف_منزوی

#پیشکش_فردوسی_بزرگ دلار باور ندارم غربت امروز بابا را خیانت های روزافزون اشباح یهودا را عدویش گر به دار آویخت روز فتنه عیسی را تو را پورانت آوردند این دار و چلیپا را ز هر سو گر بیفتی پشت بام و کوچه یکسان است چرا وارونه می بینند قانون های دنیا را حسین بهجت ار چندی بگشته شهریار اینجا تو هم دیروز شه بودی و هم امروز و فردا را اگر جانا نمی بودی وطن دربند تازی بود فراموشم نخواهد شد من مجنون تو لیلا را تو را این قدرنشناسان به باد سخره بگرفتند چو کوری کو نمی داند تفاوت لعل و خارا را شکایت بر که بنویسم حدیث دل کجا گویم چگونه ظلم می دارند تو و خیام و سینا را سخن در پرده می گویم چو جان را محترم دانم که رحمی نیست آن کس را که نشناسد اهورا را من این نوروز زیبا را به نامت می زنم سکه که دنیا ارج بگذارند همه "فردوسی" ما را #یوسف_منزوی

تو که ایرانی و تازی پرستی تو که مهر عرب بر سینه بستی تو که بر سفره ایران نشستی نمک خوردی نمکدان را شکستی بدان این شیوه نامردم
تو که ایرانی و تازی پرستی تو که مهر عرب بر سینه بستی تو که بر سفره ایران نشستی نمک خوردی نمکدان را شکستی بدان این شیوه نامردمان است که بی عزت ترین اندر جهان است 👤 #میهن_پرست

تاریکی شهر #تورج_آریامنش