رعیت ارباب زاده|خزائی|
رفتن به کانال در Telegram
﷽ میتونم”کهکــشانها”رو تو “چشمـات”ببینم. . .🌎🤍 نویسنده:زهراخزائی و A ✨️رعیت ارباب زاده ✴️ ملکه مافیا دارای مجوز چاپ،هرگونه کپی پیگرد قانونی دارد💯 بزرگسال Tabligh: @tabliqat_roman
نمایش بیشتر4 422
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-107 روز
-13630 روز
آرشیو پست ها
دلبـــــر...ارباب❤💦
#پارت47
تمسخرآمیز نیشخند زد
- تو هم؟ ینی تو فراموش کردی؟
خم شد توی صورتم:
- دلربا، تو رو آوردم اینجا که به خودت بیای.. خودت رو بسازی و هر حسی که به هر تحدی
خواستم اعتراض کنم ولی چیزی برای گفتن نداشتم.. گلوش رو صاف کرد و بحث رو عوض کرد:
- چایی میدی یا هنوز میخوای آب غوره بگیری؟
این اعتراف وحشتانگیز بود.. به معنی واقعی فاجعه بود!
با تته پته گفتم:
- خب.. خب بیخیالشون اصلا چرا باید بخوایم خودمونو درگیرشون کنیم؟ تو هم فراموشش کن اصلا، مثل همین چند سال..
تمسخرآمیز نیشخند زد
- تو همممم؟ ینی تو فراموش کردی؟
کلمهی هم رو کشیده گفت و خم شد توی صورتم:
- دلربا، تو رو آوردم اینجا که به خودت بیای.. خودت رو بسازی و هر حسی که به هر خری داشتی رو فراموش کنی..
پس اگه من تنها چاوش توعم، تو هم تنها دلربای منی و حق نداری خودتو درگیر اون تخم حروم کنی..
مبهوت نگاهش کردم که تکرار کرد:
- حق نداری! فهمیدی؟
@n6velx
دلبـــــر...ارباب❤💦
#پارت46
- تو اینا رو میدونستی؟
- آره
- ولی.. ولی
- ولی چی؟ چون تو بهم نگفتی فکر کردی ازت غافل شدم؟
یا ندیدم چرا مچ بند میندازی؟
دستم رو به سرم گرفتم و زل زدم بهش..
برای یه لحظه.. فقط یه لحظه این فکر به سرم زد که چاوش باعث شد یزدان بیخبر و خیلی ناگهانی بره آمریکا..
ولی جرات نکردم این رو ازش بپرسم..
در عوض لبم رو با زبون تر کردم:
- چرا هیچوقت به روم نیاوردی که دارم چیکار میکنم؟
جوری نگاهم کرد که خشک شدم..
فکر میکردم سوالم بیجواب میمونه ولی گفت:
- وقتی فهمیدم که دیر شده بود و کاری از دستم بر نمیومد..
لوپم رو کشید و بیحال گفت:
- تو هم نمیخواد اینجوری نگاهم کنی، کاری نمیکنم که به دردسر بیوفتم..
آروم زمزمه کرد:
- البته امیدوارم..
- بیخیالشون، تو هم فراموشش کن، مثل همین چند سال..
@n6velx
دلبـــــر...ارباب❤💦
#پارت45
بیاختیار لبخند بغض آلودی بهش زدم که درد آلود خندید:
- از اینا نه.. از اینا نمیخوام.. لبخندای خاصت رو میخوام..
سرم رو روی سینهش گذاشتم و با گریه گفتم:
- ببخشید که انقد اذیتت میکنم..
دستهاش پیچکوار دور کمرم قرار گرفتن..
- دیگه هیچوقت این حرفو نزن..
تصمیم گرفتم حرف دلم رو بزنم..
- چاوش منم مثل تو عاشق شدم.. عاشق یه پسری شدم که مثل تو بود، هم قد و هم سن تو بود..
ولی زمین تا آسمون باهات فرق داشت.. اون خیلی عوضی بود..
بوسهای روی موهام زد:
- نمیذارم
منو از خودش جدا کرد و بهم زل زد..
تن صداش وقتی از یزدان حرف زد عادی بود.. ضربان قلبش آروم بود..
ولی واقعا حسش همین بود؟
جرأت کردم و توی چشمهاش نگاه کردم.. نوچ! ناخوانا بود..
و من هنوز هم بابت آروم بودنش متعجب بودم و جلوی تعجبم رو هم نگرفتم:
@n6velx
دلبـــــر...ارباب❤💦
#پارت44
رفتم سمت سینک:
- و من هم هنوز نتونستم
چشمهای قرمزش غمگین بودن..
- دلی؟
ناخودآگاه بغض گلوم رو گرفت موقع گفتن:
- جان؟
- فقط نذار بزنم سیم آخر..
لحنش، حرفش، تموم حسی که توی صداش بود باعث شد با صدا بزنم زیر گریه..
کف دو دستم رو روی صورتم گذاشتم و هق هق کردم که توی بغلش فرو رفتم.. سرم رو بوسید و موهام رو مثل بچگیام نوازش کرد..
توی صداش حسرت بود:
- گریه کن دلی.. گریه کن.. برای دل خودت گریه کن.. برای بیعرضه بودن من که نتونستم درست مواظبت باشم گریه کن.. برای اینکه نمیتونم بفهمم مشکلت چیه گریه کن.. به جای منم گریه کن.. برای دل منم گریه کن..
دستهام رو از روی صورتم برداشت، و در عوض با دستای خودش صورتم رو قاب گرفت..
مهربون گفت:
- ولی بعدش، قشنگترین لبخند عمرت رو بهم بزن.. باید اینکارو کنی..
چون تو دلربا کیارادی.. تو دلربای چاوشی.. باشه؟!
@n6velx
دلبـــــر...ارباب❤💦
#پارت43
تُن صدام، یک دهم صداش هم نبود موقع گفتن:
- چرا موهاتو سشوار نکشیدی؟
مکثی کرد، و وقتی با گامهای بلندی خودش رو بهم رسوند و فکم رو توی دست گرفت فهمیدم فهمیده..
توی چشمهام که مطمئن بودم قرمز شدهن زل زد و غرید:
- گوه نکش به اعصابم دلربا، چته؟
اعصابش رو ریخته بودم بهم.. من اعصاب تنها کسی که وقتی حتی خودم هم خودمو دوس نداشتم و اون دوسم داشت رو بهم ریختم..
متاسفم چاوش.. متاسفم!
- با توعم، چت شده؟ با کی حرف زدی؟ کسی رو دیدی؟ یاد کسی افتادی؟ من کاری کردم یا نکردم؟ د آخه تو چته؟
فکم رو با محکم ول کرد و دست توی موهای خیسش کشید..
- این لب و لوچهی آویزونت داره روانیم میکنه.. میفهمی اینو؟
- ببخشید
توی نگاهش پر از حرف بود..
- ببخشید؟ چیو ببخشم؟ اینکه بهم نمیگی چرا ناراحتی رو ببخشم؟ من دیگه باید به کدوم در بزنم تا تو افسرده نباشی؟
- قرار بود بری تا من با خودم کنار بیام..
@n6velx
Repost from N/a
#کلفتشو محکم داخلم کوبوند و از لذت زیاد جیغ خفیفی کشیدم و به خودم نالیدم🔥🚷
_هیش،برگرد میخام داگی بکنمت‼️
مظلومانه نگاهش کردم و پاهامو دادم هوا لیس آبداری به سینه های گرد و خوش فرمم کشیدم و لب زدم
+توانت همینقدر بود آقا کوچولو؟🥹💧
عصبی سمتم هجوم اورد بدون خیس کردن کیرش خشک واردم کردش و در گوشم پچ زد
_حالا که انقدر میخوایش تضمین نمیکنم فردا بتونی روی پاهات وایسی!
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
#فــول_ســسـکـی♨️
22پاک
Repost from N/a
❛ 𝗙𝗮𝗺𝗶𝗹𝘆 𝗡𝗼𝘃𝗲𝗹𝘀🔞📘 ❜
منبع رمان هاي خاصِ ╯╼ᵉʳᵒᵗⁱᶜ╾╰‼️؛𝐇𝐎𝐑𝐍𝐘 هستی و دنبال داستانک های سـ کسی میگردی⁉️⛔️ اینجا پر از داستانک های س.ک.سی با تمام گرایش ها و فیتیش های 𝐇𝐔𝐓 وجود داره⚠️♨️ ┏ ✘ https://t.me/+sVXC9rheDssyNGY0 ︈︊︍︊︌︋︊︈︊︍︊︌︋︊︈︊︍︊︌︋︊︈︊︍︊︌︋︊︈︊︍︊︌︋┛ ژانر هایی که #خــیست میکنه و شورت لازم میشی🙊👙 تازه لینکِ رمانهای گمشده ی هات با قلم قوی هم میزاره🔗❤️🔥 برای درخواست رمانِ دلخواهت، احتیاجی به 𝐀𝐝𝐝 زدن نداری❗️🎴 ┏ ✘ https://t.me/+sVXC9rheDssyNGY0 ︈︊︍︊︌︋︊︈︊︍︊︌︋︊︈︊︍︊︌︋︊︈︊︍︊︌︋︊︈︊︍︊︌︋┛
برای خوندن و داشتنِ رمانهای فول فاکینگ بمال رو لینک🛍❌22پاک
Repost from N/a
📌مدتیه رمان خوب نمیتونی گیر بیاری⁉️ همش در حینِ خوندن چُرت میزنی⁉️ یه چنل آوردم خفن🔞 بر خلاف همه چنل ها با بنر های دروغی‼️هر شب با رمان های: ❨ فروشی💰❩⭑❨ کمیاب🪜❩ ❨ خارجی با ترجمه های نفسگیر و روان ❩ سوپرایزت میکنه🎁🧲. ❐ : https://t.me/+mMkgUQOXk7VhMTc0 به علاوه ژانر هایی که شاملِ : ❨ #اروتیک♨️ #عاشقانه💯 #مافیایی🩸 #طنز🎈 #گی🧧 #لزبین📮 #بیبیددی☎️ #بیبیمامی🕹 #فانتزی🧯 #ترسناک🪓 و ... ❩ ❐ : https://t.me/+mMkgUQOXk7VhMTc0 تو این چنل خبری از رمان های آبکی نیست. حتی میتونی هر شبانه روز درخواست رمان بدی📕. ❐ : https://t.me/+mMkgUQOXk7VhMTc0
ریکوئست بده تا لینک باطل نشده❌❗️18پاک
Repost from N/a
شلوارشو از پاش در آوردم و #ک*یرشو بین دستام گرفتم💦🫦
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
آب از دهنم سرازیر شد خیلی #بزرگ و خوش فرم بود
با #شیطنت بهش گفتم
-قصد جونمو کردی؟ این بره داخلم پاره میشم🫠🍆
قهقه مردانه و زیبایی روی صورتش نقش گرفت
سرمو فرو برد بین پاهاشو #خمار گفت
+یکساعت وقت داری آبمو بیاری وگرنه میدمت نوچه هام ترتیب سوراخ تنگتو بدن😈‼️
از ترس و #شهوت پاهام شل شدن و افتادم به جون #مردو*نگیش
تا ته #کرد^مش توی #دهنم دیگه نمیتونستن خودمو کنترل کنم که🔞🔥....
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
18پاک
Repost from N/a
تو خواب و بیدار بودم که حس کردم یکی بالا سرم وایساده
چشم باز کردم شاهان رو دیدم که بالا سرم آلتشو دستش گرفته و با لبخند نگاهم میکنه
تا لب به اعتراض باز کردم آلتشو تو دهنم گذاشت و تند تند عقب و جلوش کرد:
_جووونم…بخور واسم….تاحالا آبنبات به این خوشمزگی خورده بودی؟…
با چندش سرمو عقب میکشم و دور دهنمو پاک میکنم:
_حالم بهم خورد…
دوباره به زور آلتشو تو دهنم میکنه و تکون میده:
_نامزدم و تو دکش کردی رفت حالام باید جورشو بکشی…بخور تا بیاد🔞👄💦💦
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
15پاک
Repost from N/a
تو خواب و بیدار بودم که حس کردم یکی بالا سرم وایساده
چشم باز کردم شاهان رو دیدم که بالا سرم آلتشو دستش گرفته و با لبخند نگاهم میکنه
تا لب به اعتراض باز کردم آلتشو تو دهنم گذاشت و تند تند عقب و جلوش کرد:
_جووونم…بخور واسم….تاحالا آبنبات به این خوشمزگی خورده بودی؟…
با چندش سرمو عقب میکشم و دور دهنمو پاک میکنم:
_حالم بهم خورد…
دوباره به زور آلتشو تو دهنم میکنه و تکون میده:
_نامزدم و تو دکش کردی رفت حالام باید جورشو بکشی…بخور تا بیاد🔞👄💦💦
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
https://t.me/+VRklYO4-gJZiZmU8
15پاک
Repost from N/a
از پـــارت گذاری نامنظم و طولانی تو چنلا خسته شدی؟! دوس داری یه کانال باشه که رمانهای پولی رو رایگان بزاره؟! این چنل تنها چنل پی دی افیه که تقریبا ۹۹درصد رمانای هات و صحنه دار رو تو کانالش گزاشته. #ددی #مامی #شوگر_ددی #تجاوز #اروتیک #بزرگسال #خیانتی #ممنوعه #بی_دی_اس_ام #اربابی #لیتل_دد #مافیایی #عاشقانه #هیجانی https://t.me/+sVXC9rheDssyNGY0 15پاکبیکاری رمانای انلاین میخونی⁉️😕 بمال روش با PDF های ممــنوعـش لذت ببر
Repost from N/a
دنبال رمان های صحنه دار میگیردی؟!🔞💋
معدن رمان های جذاب و هات دنبال رمان های زوری و خشن هستی هرچنلی بری مسدود میشه😒👿مثل رمان های😋👇
#غیرتی #ازدواج_زوری #قاتل_خاموش
#شاهرگ #مافیایی #پدربزرگ_هات_من
#توله_وحشی #سرگرد_جذاب_من
و....😳🙈
اینجا کلی رمان های هات و صحنه دار داریم که باید تنهای بخونیش تازه گروه نقد و معرفی رمان هم دارن میتونی اون رمانی که یادت رفته اونجا پیدا کنی
https://t.me/+mMkgUQOXk7VhMTc0
23پاک
Repost from N/a
#پارت_1
خیس و خشن میبوسید و با زبونش توی دهنم ضربه میزد
داغ توی صورتم پچ زد:
- اماده ای توله سگ؟
- امادم زیر تنت جر بخورم، #بمال ....آییی
دستشو روی نقطه ی #حساس بدنم گذاشته بود و اروم میمالید. بی طاقت خودم به دستش فشار دادم.
چنگی به پایین تنم زد که #اوفی کشیدم، گرمم بود دلم میخواست این لباس بیشتر لمس کنم با کاری که کرد...😱🔥👇
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
23پاک
Repost from N/a
شاهان از لمس و بوسیدنم لذت برد...💦دستمو بین پام گذاشتم🔥برعکس کل بدنم این جا فقط داغ بودخیلی داغ با یه حرکت...
https://t.me/+0c9DXkvnO7ZlNTU0
🔞🔥
19پاک
Repost from N/a
از پـــارت گذاری نامنظم و طولانی تو چنلا خسته شدی؟! دوس داری یه کانال باشه که رمانهای پولی رو رایگان بزاره؟! این چنل تنها چنل پی دی افیه که تقریبا ۹۹درصد رمانای هات و صحنه دار رو تو کانالش گزاشته. #ددی #مامی #شوگر_ددی #تجاوز #اروتیک #بزرگسال #خیانتی #ممنوعه #بی_دی_اس_ام #اربابی #لیتل_دد #مافیایی #عاشقانه #هیجانی https://t.me/+sVXC9rheDssyNGY0 19پاکبیکاری رمانای انلاین میخونی⁉️😕 بمال روش با PDF های ممــنوعـش لذت ببر
Repost from N/a
_کـ.ـ*ص صورتیت چقدر خیسه ستایش .. جون میده واسه گــ.*ـاییدن.
با شنیدن حرف رکیکش چشمام گشاد شد که دستش رو روی ک*صم حس کردم..
دستش رو دورانی روی کـ.ـ*صم میکشید که آه غلیظی کشیدم..
انگشتش رو واردم کرد ک گفتم:
_کلـ.ـفتیت رو میخوام سینا..
_اینو یادت نره ستایش .. من سکـ.ـس نمیکنم ، من میـ.ـکنم ! خشنم میک*ـ.ـنمت !
امشب قراره همـ.ـزمان دو تا سوراختو بـ*.ـگام..
با دیدن دیلـ.ـدو توی دستش ، رنگ از رخم پرید که…
https://t.me/+Xz8ISc76bGA0YzY8
https://t.me/+Xz8ISc76bGA0YzY8
#bdsm🔞 #اروتیک
14پاک
Repost from N/a
دنبال رمان های صحنه دار میگیردی؟!🔞💋
معدن رمان های جذاب و هات دنبال رمان های زوری و خشن هستی هرچنلی بری مسدود میشه😒👿مثل رمان های😋👇
#غیرتی #ازدواج_زوری #قاتل_خاموش
#شاهرگ #مافیایی #پدربزرگ_هات_من
#توله_وحشی #سرگرد_جذاب_من
و....😳🙈
اینجا کلی رمان های هات و صحنه دار داریم که باید تنهای بخونیش تازه گروه نقد و معرفی رمان هم دارن میتونی اون رمانی که یادت رفته اونجا پیدا کنی
https://t.me/+sVXC9rheDssyNGY0
14پاک
Repost from N/a
_داگی شو ستایش .. میخوام ک*ص تپلتو از پشت یجوری بگ*ام تا دو روز نتونی راه بری ..
از شدت شهوت و تصور کاری که میخواست باهام کنه سریع داگی شدم و پاهامو از هم باز کردم که ک*ص صورتیم بیوفته بیرون..
با احساس انگشتش روی کلی*توریسم ، آه غلیظی کشیدم که کفت:
_اووففف ، چقدر خیسی ستایش ..
وقتِ کردنت رسیده..
بلافاصله کی*ر کلفتش رو واردم کرد که از شدت کلفـفتیش نفسم رفت ..
تند تند تلمـبه میزد و موهام رو از پشت میکشید که…
https://t.me/+Xz8ISc76bGA0YzY8
https://t.me/+Xz8ISc76bGA0YzY8
#دارای_محدودیت_سنی 🔞
23پاک
Repost from N/a
یه چنل پیدا کردم پراز رمان های متنوع و صحنه دار🔞🙈😱دوس داری یه کانال داشته باشی که رمانهای پولی رو رایگان بزاره؟! بیا اینجا چنلشو تازه پیدا کردم کلی رمان های آنلاین که pdf شدن داره ، تازه صحنه دار بزرگسال میزاره اروتیک ،زوری تازه یواشکی وی ای پی رمان ها رو هم داره #من_و_تو #عروس_خون_بس #دختر_فراری #گناه_من #هیجانی #ازدواج_زوری #مافیایی #هیجانی #غیرتی#خشن_#زورگویی_
