حسین جمالی پور /تفکر فلسفی
رفتن به کانال در Telegram
📚نویسنده و پژوهشگر فلسفه و روانشناسی اگزیستانسیال/ 📍مشاور فلسفی ارتباط با من جهت رزرو وقت؛ 👉 @Existential_Counselor
نمایش بیشتر4 486
مشترکین
+924 ساعت
-27 روز
-3830 روز
آرشیو پست ها
📕راه طی نشده
"تاملاتی در سیاست، دیانت و اجتماع"
✍️نویسنده: سروش دباغ
✍️ويراستار؛ حسین جمالی پور( صبا)
📚ناشر : بنیاد سهروردی تورنتو_کانادا
🔹️دریافت فایل الکترونیکی کتاب در این کانال
👇
🆔️@philosophy_thinking
چهارسال گذشت؛
کُشتند، اعدام کردند، به خانه ها آمدند و بردند و مهر سکوت بر دهان مردم زدند!
از کردستان تا خراسان، از اهواز تا رشت؛ همه در خیابان بودند! دختران را در خیابان با قمه زدند، تیر در قلب و سر جوانان شلیک کردند، پسر را در آغوش پدر زدند و هر دو را کشتند!
آن یکی معشوقه اش را کشته بودند، ماه ها بعد خودکشی کرد!
آن یکی آتشنشان بود، ایران را به دوش کشید!
یکی دیگر پزشک بود، زخمیان را مداوا کرد و کشته شد!
آن یکی می گفت " سلام به آینده ی خودمون"!
و آن دیگری دست بالا برد و گفت " اگر رفیق مایی، رفیق مردانه ی ما باش"!
هنوز رَد خون در خیابان ها جا مانده!
کوچه ها عزادارند!
صبح ها با خبر اعدام بیدار می شویم و شب ها با خبر صدور حکم اعدام می خوابیم!
بعد از تو همه جا بوی مرگ می آید!
اما ما همچنان می گوییم؛
جز کوی تو رهگذر نیامد ما را....
زنده باد " #زن_زندگی_آزادی "
🖋#حسین_جمالی_پور
جاری باش عزیز،
درجا نمان که ماندن تو را مرداب میکند؛
رود اگر جاری نباشد، سنگهای بسترش سنگقبرش میشوند.
دین و هر باوری میتواند سد شود و پیوند وجودت را با جهان بگسلد؛
باورهایت هویت تو نیستند، جامهایاند که باید مدام
درآوری و از نو بپوشی.
انسان بودن نه در ثباتِ و اصرار در پندارها، که در جاری بودن و شُدنِ مدام تحقق مییابد.
گام بردار، حتی اگر تمام مسیر مه باشد و تاریکی،
تو جریان فردا باش، نه مجسمهای در تماشای دیروز.
شعر بخوان، فلسفه بخوان،
هر آنچه را که خلافِ استوارترین باورهایت است بخوان؛
بشکن آن بتهای دیرینهی ذهن را،
چرا که ایمانِ نیازموده، زنجیری بیش نیست.
از رویارویی با اندیشهی مخالف نهراس،
حقیقتِ زنده از شکافِ بتهای شکسته روان میشود.
خود را در هیچ قالبی منجمد نکن،
که آزاد زیستن، در جسارتِ تخریبِ خود، شکستن بت هایِ کهنه و نوسازیِ مدام است.
🖋 #حسین_جمالی_پور
آنکه زخم های مبارزه برای آزادی را به جان می خرد، با آنکسی که از جمهوری اسلامی دفاع میکند تا بتواند به ایران برگردد، هیچگاه برابر نیستند!
قیمت هر انسانی به مقدارِ هزینه ایست که در راه آزادی می پردازد...
#حسین_جمالی_پور
فرانکنشتاین_سیاسی_ماهیت_جمهوری_اسلامی_و_چگونگی_فروپاشی_آن_حسین_جمالی.pdf3.65 KB
تصوری که ما از خودمان داریم، بزرگترین مانعِ درکِ واقعیت است. هرچقدر فاصله بین آنچه تصور می کنیم که هستیم، با آنچه که واقعا هستیم، بیشتر باشد، درد رنج بیشتری به خود و دیگران وارد می کنیم.
🖋 #حسین_جمالی_پور
🔻 جانهای بیارزش!
سخنان اخیر قائمپناه، معاون رئیسجمهور، پرده از نگاهی تکاندهنده به ارزش انسانها برمیدارد؛ آنجا که اقرار میکند: «اگر میدانستم غنیسازی به شهادت رهبر میانجامد، از آن دست میکشیدیم!»
رویهٔ دیگر این منطق تلخ آن است که اگر خط مشی های پیشگرفته، زیست میلیونها انسان را به ویرانی بکشاند، سفرهها را خالیتر کند و موجی از فقر، خودکشی و تباهی بر جامعه فروریزد، چندان مایهٔ نگرانی نیست. در این پندار، تنها زمانی میتوان از سیاستهای خانمان سوز عقب نشست که جان علی خامنهای در مخاطره باشد. گویی حیات یک شخص بر تمامیتِ رنج، سلامت و مطالباتِ میلیونها شهروند ترجیح دارد.
چه جانهای تابناکی مانند ندا، نیکا، خدانور، کیان و هزاران جوان دیگر که در آرزوی «زندگی و آزادی» به خاک افتادند، بیآنکه خدشهای بر جزماندیشیِ حاکمان وارد شود. اما بیمِ از دست رفتنِ رهبری که خود سالها معمارِ این وضعیت بحرانی بوده، ناگهان اندیشهٔ بازنگری را زنده میسازد!
این ساختارِ عریانِ فاشیسمِ مذهبی است؛ مسلکی که در آن، جانِ آدمی کمارزشترین چیز در پیشگاهِ اقتدار و ایدئولوژی به شمار میرود.
🖋#حسین_جمالی_پور
🔻سقوطِ انسان!
اگر ما سیاست را دانشِ زندگی تعریف کنیم، آن وقت اقرار می کنیم که اکنون ما فقط با سقوطِ سیاست مواجه نیستیم! بلکه حقیقت این است که ما با سقوطِ انسان مواجه ایم!
وقتی دختر و پسران جوان که هیچ آینده ای ندارند به خیابان می آیند تا فریادِ نابودیِ زندگی شان را سر بدهند و تو رویِ آنها اسلحه می کشی، اعدام میکنی و با تجاوز، تهدید و سرکوب آنها را به سکوت وادار میکنی، تنها سیاست سقوط نکرده است، بلکه انسان سقوط کرده است!
من معتقدم، بعد از جنبش زن زندگی آزادی و خصوصا بعد از دی ماه ۱۴۰۴، هرگونه فریادی از درونِ حاکمیت، که مدعی است میخواهد جامعه را نجات بدهد، یا بازیچه است یا بازیگرِ حاکمیت!
روشنفکران و نویسندگانی که مدعی هستند این روزها می نویسند تا ایران را نجات بدهند، اما از اعدام و کشتار هزاران نفر سخن نمی گویند، در حقیقت مُهر تایید می زنند که انسان در جامعه ی ایرانی سقوط کرده است!
🖋 #حسین_جمالی_پور
عزیزِ من، هیچ انسانی با تحقیرِ دیگران به مقام انسانی نرسیده است!
و هیچ انسانی با شکستنِ پایِ دیگران سریع تر ندویده است!
و هیچ انسانی با بستنِ دهانِ دیگران، به آزادی و آزادگی نرسیده است!
از دیوارِ تکبر، غرور و منیت، پایین بیا!
اینجا، این پایین، انسان ها درحال تجربه ی مرگ، رنج و فروپاشی اند!
این پایین، دختری نمی تواند پد بهداشتی بخرد، پدری نمی تواند مرغ بخرد، مادری نمی تواند دارو بخرد، برادری نمی تواند برای خواهرش لباس بخرد!
🖋 #حسین_جمالی_پور
#حسین_جمالی_پور
🔻چه چیز ما را نجات می دهد؟!
"دوستی میگفت چرا مدتی است فعالیتی نداری! حرفی نمی زنی. نکنه تو هم افسرده شدی! به نظرت تو این اوضاع چه کنیم؟! "
عزیزِ من، البته که ما در تاریک ترین شرایطِ ممکن گیر افتاده ایم.
ما همه می دانیم که هیچ کدام از آنهایی که مدعی نجاتِ ما هستند، ما را نجات نخواهند داد! آنها تماشاگرِ رنجِ ما خواهند بود! همانطور که تماشاگرِ مرگِ ما بودند! مدعیانِ سیاست را می گویم!
به خوبی می دانم، که اکثریت ما با افسردگی و خشم دست و پنجه نرم می کنیم!
صبح برمی خیزیم و می گوییم "باز هم این زندگی لعنتی و کثافت شروع شد!"
اخبار را نگاه میکنیم و می بینیم بازهم دو نفر اعدام شدند و بی تردید صدای مان را بلند می کنیم و می گوییم " این مادر به خطاها چقدر بی رحم اند"!
از در و دیوار بوی مرگ می آید، بوی افسردگی، تنهایی، خشم، نفرت ...
اما عزیزِ من در این اوضاع تنها یک چیز ما را نجات می دهد و آن پناه بردن به یکدیگر است!
ما هیچ پناهی جز همدیگر نداریم!
شاید یک رفتارِ تو، یک لبخند تو، یک کلامِ تو از یک خودکشی پیشگیری کند، یا شاید آنکه آستانه ی تحملش تمام شده را در آغوش بگیری و از سکته ی او پیشگیری کنی! شاید نگاهِ تو و بخششِ تو در این اوضاع از یک طلاق و آوار شدن زندگی جلوگیری کند! یا شاید یک لبخند تو پشت چراغ قرمز، از یک تصادف در انتهای خیابان جلوگیری کند!
همین رفتارهای ساده، ممکن است دریچه ای به روی دیگران باز کند!
جز اینها کاری نمی توان کرد!
این رفتارها را دست کم نگیریم!
🖋 #حسین_جمالی_پور
موساد در خیابان!
یک خانم پزشک می گفت بیمارم که دختر جوانیست، به دلیل اینکه پول نداشته پَد بهداشتی بخرد، ۴ ماه قرص مصرف کرده تا مجبور نشود برای پَد بهداشتی هزینه کند! حالا بر اثر مصرف قرص دچار بیماری شده است!
حالا اگر فردا این خانم بیاید در خیابان اعتراض کند، می شود نیروی موساد و به او حکم محاربه خواهند داد و اعدام خواهد شد!
قصه ی همه ی ما ایرانیان همین است!
انتخاب بین مرگ یا زندگی با خون ریزی و مرگ تدریجی!
🖋 #حسین_جمالی_پور
دَرَندگان را دیده ای که به شکار می روند و بعد زخمِ خود را می لیسند؟
آنها پذیرفته اند که هر شکاری، زخمی به دنبال دارد و درمانِ هر زخمی، خودِشان هستند!
آنها برای درمان زخم ها، دست به دعا برنمیدارند و در انتظارِ اجابتِ دعا، زندگی را تلف نمی کنند!
🖋 #حسین_جمالی_پور
آنکه شک دارد اسلحه نمی کِشد!
مهمترین رسالت فیلسوف ایجاد تردید در باورهای انسان است؛ البته که از نگاه اهل مذهب، تردید، ایمان را سست میکند و انسان را دچار اضطراب و تشویق می کند!
اما از نگاه یک متفکر، ایجاد تردید، جهان را از یقینی که زندگی را نابود میکند، نجات خواهد داد!
کسی که مطمئن نباشد و یقین نداشته باشد، اسلحه نمی کِشد، حکم اعدام صادر نمیکند، موی سر دختری را در خیابان نمی کِشد، سینه ی یک جوان را در آغوش پدرش تکه تکه نمی کند!
رسالت فیلسوف، امروز همین است!
ایجاد تردید و درهم شکستنِ ایمانی که مرگ را برای دیگران و زندگی را حق خود می داند!
🖋 #حسین_جمالی_پور
در باب خودکشی!
هفته ی پیش برادرم می گفت که پسر همسایه اش بخاطر اینکه پدر نتوانسته برایش موتور بخرد، در سن ۱۵ سالگی خودکشی کرده است!
یک ماه پیش، دختری که تنها ۳ ماه از ازدواجش گذشته بود، دست به خودکشی زده بود. پدر دختر گفته بود که به دلیل فقر تن به ازدواج دخترش با مردی ۳۸ ساله داده است.
چند شب پیش هم، یکی از دوستانم گفت که دوسال پیش در اوج استیصال و درماندگی، یک شب تصمیم گرفته بود که به زندگی خودش پایان بدهد!
وضعیت و آمار خودکشی در ایران مبهم است! اما میتوان فهمید که علت نبود گزارش دقیق از آمار خودکشی در سال های اخیر، افزایش آن بوده است و حکومت از اطلاع رسانی در باب آن طفره می رود!
از بین رفتنِ امید به آینده تنها دلیل خودکشی نیست! به باور من، انسانِ ایرانی هر روز درحال تجربه ی خودکشی است!
"خود" چیزی نیست، جز همان خواسته ها و آرزوها؛ وقتی ما نمی توانیم حداقل های زندگی را تامین کنیم، بخشی از وجودِ ما می میرد! وقتی من نمی توانم برای فرزندم نیازهای اولیه را تامین کنم، "پدر بودن" در وجود من می میرد! وقتی نمی توانم برای برادرم کمک کنم " برادر بودن" در وجود من می میرد! می شکنم، خُرد می شوم و چیزی در وجودِ من که همان عشق به دیگری است، کشته می شود!
وقتی من نمی توانم انسان بودنِ خود را به واسطه ی "عشق به دیگری " تجربه کنم، من از درون تهی می شوم و درون من قبرستانی از آرزوهای خودم و دیگران می شود!
در چنین وضعی، وجودِ من بوی مرگ می دهد! اینجا من چیزی نیستم مگر موجودی که هر روز مرگ را تجربه می کند!
حال اگر نتوانم از مرگِ زندگیِ خود و دیگران سخن بگویم و فریاد بزنم که " زندگی مرده است"، دیگر جهان معنایی نخواهد داشت!
آنجا من با ظاهری آرام و باطنی مضطرب، خود را به مهمانیِ قرص یا طناب دار دعوت می کنم!
چون دیگر چیزی در این جهان نمانده است که با آن زندگی را زندگی بنامم!
اگرچه کسی از آمار خودکشی سخن نگوید و همه چیز مبهم باشد، اما من بوی مرگ را از خانه ی همسایه ام و از قبرستانِ آرزوهای درونم، استشمام میکنم! و این کافیست که بدانم زندگی دیگر زنده نیست!
🖋 #حسین_جمالی_پور
یک شب فرو ریختم، با تمام باورهایم!
از آن روز تا کنون، سال هاست که دیگر نه قنوت میگیرم،
نه اذان قلبم را می لرزاند...
نه وضو میگیرم و نه در برابر چیزی سجده می کنم!
احساس میکنم از آن روز که فرو ریختم، تا کنون زخم های کمتری بر روانِ دیگران گذاشته ام!
حس میکنم آزاد ترم!
کمتر نقاب می زنم...
بیشتر خود واقعیم هستم...
کمتر حرف نصیحت میکنم...
بیشتر به دردها گوش می دهم...
کمتر به گردن خدا می اندازم...
بیشتر بارِ مسئولیت را بر دوش می کشم...
🖋 #حسین_جمالی_پور
روشنفکرانِ دینی!
در روزگارِ ما تنها کسانی شایسته اند که شنیده شوند، که بیشتر به انسان بیندیشند! نه دین!
انسان موجودی است مدام درحالِ شدن و تغییر؛ کسانی که به دین می اندیشند، نمی توانند بحرانِ انسان را حل کنند! چرا که به ناچار باید با قالب های از پیش تعیین شده انسان را محدود کنند و بخشی از تجربه های انسانی را حذف کنند!
این حذف تجربه های انسانی زمانی رخ می دهد که دین تبدیل به ایدئولوژی می شود!
روشنفکران دینی دقیقا در چنین وضعی است که مانع به رسمیت شناختنِ تنوع اندیشه می شوند و زمینه را برای به حاشیه بردن دموکراسی را فراهم می کنند!
درنتیجه روشنفکران دینی اگرچه برخی از آنها مدعی هستند که سکولار می اندیشند، اما درحقیقت درحال تبدیل دین به ایدئولوژی هستند و از این جهت همیشه مانعِ تحقق دموکراسی در جامعه ی ایرانی بوده اند!
از این جهت است که آنها شایسته ی شنیده شدن نیستند!
🖋 #حسین_جمالی_پور
خودشیفتگی و سیاستِ مرگ!
انسانِ خودشیفته برای فرار از واقعیت، پنداره ای در ذهن خود خلق می کند و مدام از آن دفاع می کند! فرد خودشیفته همیشه از واقعیتی که به او احساس شرم می دهد گریزان است! او اشتباهات خود را نمی پذیرد و هرگونه نقص و خطایی در خود را انکار می کند!
این انکارِ واقعیت، بسیاری اوقات نه برای خودِ او که برای اطرافیانش رنج آور است!
من وقتی از این درچیه به جامعه ی مان نگاه میکنم، اهل سیاست و روشنفکران را در چنین وضعی می بینم! مجموعه ای از خودشیفتگان که پیروانشان نیز به وجودِ آنها خو گرفته اند!
روشنفکران امروز ایران، غالبا با دیدن واقعیتِ تاریک کشور، به جای پذیرفتن مسئولیت، دست به انکارِ آن می زنند و از خود "یک منِ انتزاعی" می سازند تا از پاسخگویی در برابر این همه بحران فرار کنند!
شما را نمی دانم، اما به باور من، غالبِ مدعیانِ اهل قلم و سیاست، از این قماش هستند! به دنبالِ انکارِ واقعیت، فرار از پاسخگویی، گریزان از نقصِ خود، خودشیفته و بی احساس نسبت به درد و رنجی که بر مردم تحمیل کرده اند!
وقتی شخصی مرگ، اعدام، سرکوب، طلاق، بیکاری، بیماری و ناتوانی، مهاجرت، تورم، قتل، دستگیری، فقر و اختلاس و ده ها بحران را می بیند و همچنان از جمهوری اسلامی حمایت میکند، قطعا دچار اختلال روانی است!
🖋 #حسین_جمالی_پور
اعتماد به نفسی که از قدرت و ثروت نشات می گیرد، نتیجه اش شَر و رنج برای انسان هاست و اعتماد به نفسی که از آگاهی و حکمت نشأت میگیرد در پی کاهش همان رنج است!
🖋 #حسین_جمالی_پور
