472
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-17 روز
-630 روز
در حال بارگیری داده...
کانالهای مشابه
ابر برچسبها
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
سپتامبر '26
سپتامبر '26
+1
در 0 کانالها
اوت '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '26
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '26
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '26
+1
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '26
+2
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '25
+4
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '25
+5
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '25
+4
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '25
+6
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مه '25
+6
در 1 کانالها
Get PRO
آوریل '25
+3
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '25
+2
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '25
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '25
+7
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '24
+7
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '24
+11
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '24
+7
در 1 کانالها
Get PRO
سپتامبر '24
+3
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '24
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '24
+5
در 1 کانالها
Get PRO
ژوئن '24
+6
در 1 کانالها
Get PRO
مه '24
+8
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '24
+7
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '24
+29
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '24
+12
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '24
+32
در 1 کانالها
Get PRO
دسامبر '23
+22
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '23
+41
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '23
+6
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '23
+5
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '23
+9
در 0 کانالها
Get PRO
مه '23
+30
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '23
+29
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '23
+3
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '23
+15
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '23
+10
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '22
+15
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '22
+7
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '22
+6
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '22
+5
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '22
+72
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '22
+40
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '22
+20
در 0 کانالها
Get PRO
مه '22
+13
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '22
+75
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '220
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '220
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '220
در 0 کانالها
Get PRO
دسامبر '21
+7
در 0 کانالها
Get PRO
نوامبر '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
اکتبر '21
+4
در 0 کانالها
Get PRO
سپتامبر '21
+2
در 0 کانالها
Get PRO
اوت '21
+3
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئیه '21
+8
در 0 کانالها
Get PRO
ژوئن '21
+86
در 0 کانالها
Get PRO
مه '21
+5
در 0 کانالها
Get PRO
آوریل '21
+6
در 0 کانالها
Get PRO
مارس '21
+62
در 0 کانالها
Get PRO
فوریه '21
+126
در 0 کانالها
Get PRO
ژانویه '21
+416
در 0 کانالها
| تاریخ | رشد مشترکین | اشارات | کانالها | |
| 04 سپتامبر | 0 | |||
| 03 سپتامبر | 0 | |||
| 02 سپتامبر | +1 | |||
| 01 سپتامبر | 0 |
پستهای کانال
رتبه یک خشنترینِ آهنگها میرسه به همین…
حداقل من نشنیدم!
صدای تام آرایا هیچ رحمی نداره، و اونجا که دائم فریاد میزنه خدا از همه ماها متنفره، یکی از نمادینترین شعارهای تاریخ متاله..
البته که این سبک آهنگها و این مدل اشعار مناسب هر کسی نیست!
ولی برای اهلش میتونه حداقل برای لحظاتی تسکیندهنده باشه..
“چشمهامو باز میکنم، میبینم که دنیا رو کثافت برداشته
سعی میکنم نادیدهش بگیرم، ولی دائم پامو روش میذارم
غرق در ترس و سردرگمی
به این توهم خوش اومدی
تو از من متنفری، من از تو
تو جون منو میگیری، من جون تو رو
من از این مکان لعنتی متنفرم
از این آدمهای لعنتی متنفرم
خدا هم از همه ما متنفره
خودتم میدونی این یه واقعیته، اون از این مکان متنفره”
@hmnnrz87
| 2 | Disciple
Slayer
Genre: Thrash Metal
@hmnnrz87 | 56 |
| 3 | یکی از اندرریتدترین کارهای متالیکا رو باهم گوش کنیم؛ آهنگ از شروعش جذابه، ولی به اواسط دقیقه پنجم میرسیم، تازه جادوی اساتید، خصوصا لارس شروع میشه…
این روزها تو وجود خیلیهامون، خشم و نامیدی زیادی هست، و چه پناهی بهتر از موسیقی و متال؟!
عاقای جیمز هتفیلد هم فریاد میزنه، هیچ شانسی نداریم، جز دویدن و شنیدن سولوگیتارهای کرک و بیس کوبنده رابرت…
“در چشم به همزدنی خوشبختی فرار میکنه
یه بار دیگه از میان آوارها و ویرانهها بیرون بخز
از میان خاطرات وحشتناکی که ذهنتو درگیر میکنه
تاریک
ناهموار
سرد
تغییر از این بیراهه، بینهایت سخته
از این ویرانی
از این زندگی منجمد
از این رسوایی و توهمات
با اینحال، هنوز میدویی، در انتظار فردا
ولی ما بدون هیچ رحمی
در تمام طول کابوسهات تعقیبت میکنیم
و شکارت میکنیم
و مطمئن باش که هیچ شانسی نداری…”
@hmnnrz87 | 72 |
| 4 | All Nightmare Long
Metallica
Genre: Thrash/Harvey Metal
@hmnnrz87 | 75 |
| 5 | All Out Life
Slipknot
Genre: Thrash/Groove Metal
@hmnnrz87 | 73 |
| 6 | Silvera
Gojira
Genre: Groove Metal
@hmnnrz87 | 80 |
| 7 | همیشه سعی میکنم بهترین کیفیتها رو اینجا بذارم، ولی این آهنگو نتونستم تو هیچ پلتفرمی پیدا کنم!
فکر کنم نیاز به توضیح اضافه نباشه؛ شاید شروع خوبی باشه برای پایان مسخرهبازی 🤪
و مدتی متالایز بشیم بعد این 🤘🤘 | 94 |
| 8 | K2, The Ultimate High
Hans Zimmer/Pete Haycock
Movie Soundtrack
@hmnnrz87 | 96 |
| 9 | ای چرخ فلک! خرابی از کینهٔ توست
بیدادگری شیوهٔ دیرینهٔ توست
ای خاک! اگر سینهٔ تو بشکافند
بس گوهر قیمتی که در سینهٔ توست
@hmnnrz87 | 94 |
| 10 | Metamorphosis
City Of The Sun
Genre: Post Rock
@hmnnrz87 | 80 |
| 11 | لو مل دو پِی. به زبان فرانسه است. معمولاً ترجمه میشود به "غم غربت". ترجمهی دقیقترش این است: "غمی بیجهت که با تماشای دشت به دل میافتد." ترجمهی دقیقش کار سختی است.»
…
«دختری را میشناختم که خیلی این قطعه را میزد. از همکلاسیهای دبیرستانم بود.»
هایدا گفت «من همیشه این قطعه را دوست داشتهام. ولی زیاد هم معروف نیست. دوستت پیانیست خوبی بود؟»
«گفتناش سخت است. من زیاد از موسیقی سر درنمیآرم. ولی هربار میشنیدم میدیدم قشنگ است. چه طوری بگویم؟ غم ملایمی توش بود، ولی پُرسوزوگداز هم نبود.»
هایدا گفت «پس حتماً دوستت خوب میزدش. این قطعه ظاهراً تکنیک سادهای دارد، ولی درآوردن حساش کار سختی است. اگر درست روی نت بزنی، حوصلهسربَر میشود. کافی است اشتباه بروی و تفسیر غلیظی ازش بکنی، آنوقت خیلی پیشپاافتاده میشود. فرقش توی شکلِ کارکردن با پدال است. روحِ قطعه را عوض میکند.»
…
دردِ قلبش برگشت. دردی شدید نبود، خاطرهی دردی شدید بود. سوکورو از خودش پرسید انتظار داشتی چی؟ ظرف اساساً خالی دوباره خالی شده. گله از کی داری؟ آدمها میآیند سراغت، میفهمند چهقدر خالی است، بعد میگذارند میروند. چیزی که جا میماند یک سوکوروِ خالی، و بلکه خالیتر است، تنهای تنها. جز این است؟
بااینحال، گاهی وقتها یادگاریهای کوچکی هم جا میگذاشتند، مثل هایدا و صفحههای سالهای زیارت. شاید هایدا فراموش نکرده بود و آنها را عمداً در آپارتمان سوکورو جا گذاشته بود. سوکورو این موسیقی را دوست داشت چون او را به هایدا وصل میکرد، و به شیرو. رگی بود که این سه آدمِ پخشوپلا را به هم میرساند. رگی نازک، ولی رگی که هنوز خونِ زندهی سرخ در آن جاری بود. کارِ موسیقی بود، قدرتِ موسیقی بود. هر وقت به آن گوش میداد، بهخصوص به لو مل دو پِی، خاطراتِ زندهی آن دو غرقش میکرد. گاهی حتی میدید انگار درست کنارِ اویند، بیصدا نفس میکشند.
یک جا هر دو از زندگیاش ناپدید شده بودند. ناگهان، بیخبر. نه—کمتر، گذاشته بودند رفته بودند و بیشتر، بهعمد، کنارش گذاشته بودند، تنهایش گذاشته بودند. البته که عمیقاً رنجانده بودندش، و زخمِ این رنجش تا امروز هم باقی بود. ولی در انتهای کار، آیا همان دوتا نبودند—همان شیرو و هایدا—که به معنای واقعیِ کلمه، خودشان زخم خورده یا مجروح شده بودند؟ تازگیها مدتی بود که این دیدگاه در ذهنش نشسته بود.
فکر کرد شاید من راستیراستی هم چیزی نیستم جز آدمی توخالی و بیاهمیت. ولی شاید دقیقاً چون توی من هیچچیزی نبوده، این آدمها، شده حتی برای مدتی کوتاه، جایی را در آن پیدا کرده بودند که بهش احساس تعلق کنند. مثل شبپرهای که دنبال جای امنی برای استراحت به اتاق خالیِ زیرشیروانی پناه میآرد. پرندهها این جای خالیِ کمنور و ساکت را دوست دارند. اگر اینطوری بود، پس شاید او هم بایست خوشحال میبود از اینکه توخالی است.
…
اری بلند شد، رفت پای دستگاه کوچک پخشصوت، از دستهی سیدیها یکی را انتخاب کرد و گذاشت. نوای لو مل دو پِی از بلندگوها بلند شد، ملودی سادهی آغازین، که با یک دست، و نرم نواخته میشد. اری روبهروی سوکورو نشست و تکیه داد. هر دو در سکوت به موسیقی گوش کردند.
شنیدن این موسیقی، اینجا، کنار دریاچهای در فنلاند، جذابیتی متفاوت داشت نسبت به وقتی در آپارتمان خودش در توکیو گوشاش میداد. ولی صرفنظر از اینکه کجا آن را بشنود، صرفنظر از اینکه با سیدی بشنود یا روی صفحه، موسیقی همان چیزی بود که بود—نوایی مطلقاً دلنشین و زیبا. سوکورو یوزو(شیرو) را سر پیانوِ اتاقپذیراییِ خانهاش مجسم کرد که این قطعه را مینواخت—خمشده روی کلیدها، چشمها بسته، لبها اندکی باز، در جستوجوی کلمههایی بیصدا. از خودش جدا بود، به جایی دیگر رفته بود.
…
گذشته سیخِ درازِ تیزی شد به تیزیِ تیغ و یکراست توی قلبش فرو رفت. دردِ بیصدای نقرهایرنگی درونش پخش شد، مُهرههای پشتاش را به ستونی از یخ تبدیل کرد. درد کم نمیشد، نمیخوابید. سوکورو نفساش را حبس کرد، چشمها را از فرط درد، محکم روی هم گذاشت. آلفرد برندل همچنان به پیانونوازیِ روحنوازش ادامه میداد.
و درست همین جا در همین لحظه بود که سوکورو سرانجام توانست همهاش را یکجا بپذیرد. سوکورو تازاکی در عمیقترین نقطهی جانش به درک رسید. درکِ اینکه هیچ قلبی صرفاً به واسطهی هماهنگی، با قلب دیگری وصل نیست؛ زخم است که قلبها را عمیقاً بههم پیوند میدهد. پیوندِ درد با درد، شکنندگی با شکنندگی. تا صدای ضجه بلند نشود، سکوت معنی ندارد و تا خونی ریخته نشود، عفو معنی ندارد و تا از دل ضایعهای بزرگ گذر نکنی، رضا و رضایت بیمعنی است. هماهنگی واقعی در همینها ریشه دارد.
هاروکی موراکامی/سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش
امیرمهدی حقیقت
@hmnnrz87 | 85 |
| 12 | Le Mal Du Pays
Liszt Ferenc
Genre: Classic
@hmnnrz87 | 79 |
| 13 | اجراهای زیادی از این آهنگ هست، و خب انتخاب کردن از بینشون واقعا سخت بود!
به خودم اومدم دیدم بیشتر از ۲ ساعته که تو تاریکی نشستم و دارم به اجراهای مختلف این آهنگ گوش میکنم…
شبیه همون مفهومی که اون کارگردان دیوونه نابغه ساخته؛ جاری شدن قطرههای اشک دم دروازه بهشت…
@hmnnrz87 | 123 |
| 14 | BWV 974-Adagio
Bach
Genre: Classic
@hmnnrz87 | 127 |
| 15 | Concerto In D Minor, BWV 974-Adagio
Bach
Genre: Classic
@hmnnrz87 | 123 |
| 16 | fuck it!
lets do this shit.. 💪🤘 | 156 |
| 17 | Adelante
Sash!
Genre: Trance
@hmnnrz87 | 141 |
| 18 | بیشتر از ۴ سال گذشته
از اون لحظه که رو صندلی خیابون ولیعصر، پایینتر از همت نشسته بودم و انتظار میکشیدم تا دوستم از زنجیرهاش آزاد بشه و با کلی تاخیر برسه
و همون دقایقی که منتظر مونده بودم، نسخه اصلی این آهنگو همینجا گذاشتم
نمیدونم از اون موقع تا حالا من و تو چند بار بهش گوش دادیم
چندهزار بار تو این مسیر دچار فروپاشی شدیم
ولی حداقل برای خودم
هر بار که به عقب نگاه میکنم
متنها رو چندباره میخونم
باز منو تو مسیر قرار میده
و بهم کمک میکنه
تا فارغ از همه این دردهای جسمی که البته بابتشون قدردانم
که دلیلی هستن تا دردهای وجودی یه جایی اون پایینها ساکت بمونن
به قدمها
یا کیلومترهای بعدی برسم
حالا فردا چطور خواهد بود؟!
واقعا نمیدونم!
هیچوقت نتونستم بفهمم!
بخاطر همینه که اون آدم چهار سال پیش که رو نیمکت خیابون ولیعصر نشسته بود
دیگه برام یه غریبهس
حتی شاید غیر قابل تحمل!
و دوباره میشه فریاد زد
“متاسفم برای قسمی که نخواهم خورد
برای سوگندهایی که شکستم
برای نقشی که دیگر بازی نخواهم کرد
برای دیواری که دور خودم میکشم و کشیدم
برای آغوشی که برات باز بود
ولی قبل از اینکه بهش برسی بسته شد
چون هیچوقت بهموقع نرسیدی”
پ.ن. هم اینکه قبلنا دوست داشتم تعداد ممبرها بیشتر بشه، ولی الان نمیخوام!
و چون نمیخوامم پرایوتش کنم، لطفا کانال رو به هر کسی! پیشنهاد ندین و اجازه بدین بیشتر از این بازش نکنم 🤪 و بمونه برای خودمون🤘💙🖤🤘
@hmnnrz87 | 143 |
| 19 | Sorry (Live)
Kensington
Genre: Indie/Alternative Rock
@hmnnrz87 | 224 |
| 20 | چیکار داری میکنی آقای موراکامی؟!! 🤯🤯
هنگام گرگومیش، پرندهها با منقارهایی به تیزیِ تیغ، هجوم میآوردند و بیرحمانه گوشتِ تناش را میکَندند. ولی وقتی تاریکی همهجا را میگرفت، پرندهها پروازکنان دور میشدند و این سرزمین در سکوت، حفرههای تنِ او را با چیزی دیگر، با مادهای ناشناس، پُر میکرد. سوکورو نمیفهمید این ماده چیست. نه میتوانست قبولش کند نه ردش. ماده صرفاً حفرههای تناش را پُر میکرد، تودهای سایهوار و موهوم که انبوهی از تخمهای سایهوار و موهوم میگذاشت. بعد، تاریکی پس میرفت، باز گرگومیش میشد و باز پرندهها را با خود میآورد، که یکبار دیگر تکهتکهی تناش را میکَندند و میبردند.
خودش بود و خودش نبود. سوکورو تازاکی بود و سوکورو تازاکی نبود. وقتی دیگر طاقتِ درد نداشت، خودش را از تناش جدا میکرد و از نزدیک، از نقطهای بیدرد، سوکورو تازاکی را نگاه میکرد که اینچنین زجر میکشید. اگر خیلی تمرکز میکرد، غیرممکن نبود.
حتا همین حالا هم گاهی آن حالوهوا برمیگشت. حالِ ترکِ خودش. حالِ تماشای درد کشیدنش انگار درد خودش نباشد.
هاروکی موراکامی/سوکورو تازاکی بیرنگ و سالهای زیارتش
امیرمهدی حقیقت
@hmnnrz87 | 159 |
