fa
Feedback
اشعار عاشقانه و سخنان دلبرانه

اشعار عاشقانه و سخنان دلبرانه

رفتن به کانال در Telegram

همه اشعار من به ز یک تاری مویت ارتباط مدیر @Mystical4_5

نمایش بیشتر
1 937
مشترکین
+424 ساعت
-97 روز
+1230 روز
آرشیو پست ها
خوشا صبحی که به یاد تو بیدار شوم من دشت رویای تو باشم، تو باران من باشی #مشفق_وامق @my271

ساقی بیا که هاتفِ غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت #حافظ
ساقی بیا که هاتفِ غیبم به مژده گفت با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت #حافظ

دردا که ز هجران تو اي جانِ جهان خون شد دلم و دلت نه آگاه از من #مولوی @my271
دردا که ز هجران تو اي جانِ جهان خون شد دلم و دلت نه آگاه از من #مولوی @my271

ز صد رفیق یکی مهربان فتد، هش‌دار که ترک صحبت یاران مهربان نکنی #ملک‌الشعرا_بهار @my271
ز صد رفیق یکی مهربان فتد، هش‌دار که ترک صحبت یاران مهربان نکنی #ملک‌الشعرا_بهار @my271

تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست #مولوی @my271
تو مگو ما را بدان شه بار نیست با کریمان کارها دشوار نیست #مولوی @my271

ندیدم از تو به جز بی‌وفایی‌ات عیبی وگرنه عیب کجا بود روی زیبا را خدا به چشم تو بخشید عالمی از ناز ولی به خوی تو کم داد مهر و
ندیدم از تو به جز بی‌وفایی‌ات عیبی وگرنه عیب کجا بود روی زیبا را خدا به چشم تو بخشید عالمی از ناز ولی به خوی تو کم داد مهر و وفا را تو دل ربوده‌ای و دل نمی‌دهی ورنه چه کس به عیب بگیرد جمال رعنا را #مشفق_وامق @my271

تو هم در آینه حیران حُسنِ خویشتنی زمانه‌ای‌ست که هرکس به خود گرفتار است #آصفی_هروی @my271
تو هم در آینه حیران حُسنِ خویشتنی زمانه‌ای‌ست که هرکس به خود گرفتار است #آصفی_هروی @my271

آن را که وفا نیست دلش ویران باد پیوسته اسیرِ غمِ بی‌درمان باد بی‌مهر نچیند گلِ آسایش را هر فصلِ دلش تشنهٔ باران باد #مشفق_وام
آن را که وفا نیست دلش ویران باد پیوسته اسیرِ غمِ بی‌درمان باد بی‌مهر نچیند گلِ آسایش را هر فصلِ دلش تشنهٔ باران باد #مشفق_وامق @my271

خسته‌ام، خسته‌تر از ابرِ تهی از باران مانده‌ام با دلِ ویران، در شبی بی‌پایان من به پایانِ خودم پیشِ خودم پیر شدم ز جهان خسته
خسته‌ام، خسته‌تر از ابرِ تهی از باران مانده‌ام با دلِ ویران، در شبی بی‌پایان من به پایانِ خودم پیشِ خودم پیر شدم ز جهان خسته و از خویش دلگیر شدم #مشفق_وامق @my271

من از آن روز که در بند توام، آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم #سعدی @my271
من از آن روز که در بند توام، آزادم پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم #سعدی @my271

هیچ مستی ز پیِ رقص نخیزد از جای به نشاطی که دلم از سرِ دنیا برخاست #صائب_تبریزی @my271
هیچ مستی ز پیِ رقص نخیزد از جای به نشاطی که دلم از سرِ دنیا برخاست #صائب_تبریزی @my271

چنان اسیرِ تو هستم که کاش دستی این‌گونه مرا به مهرِ خویش آرام می‌نواخت #مشفق_وامق @my271

دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند #حافظ @my271
دلا بسوز که سوز تو کارها بکند نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند #حافظ @my271

مرا ز هر دو جهان آرزویِ دیگر نیست همین بس که دل در هوایِ رویِ تو باد اگر به آتشِ عشقت تمامِ عمر بسوزم خوشم که خاکسترم زینتِ ا
مرا ز هر دو جهان آرزویِ دیگر نیست همین بس که دل در هوایِ رویِ تو باد اگر به آتشِ عشقت تمامِ عمر بسوزم خوشم که خاکسترم زینتِ ابرویِ تو باد #مشفق_وامق @my271

دارد دلِ ما از تو تمنای نگاهی محروم مگردان دلِ ما را که روا نیست #اهلی_شیرازی @my271
دارد دلِ ما از تو تمنای نگاهی محروم مگردان دلِ ما را که روا نیست #اهلی_شیرازی @my271

جانا به غریبستان، چندین به چه می‌مانی بازآ تو از این غُربت، تا چند پریشانی؟ #مولوی @my271
جانا به غریبستان، چندین به چه می‌مانی بازآ تو از این غُربت، تا چند پریشانی؟ #مولوی @my271

هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما #حافظ @my271

چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا چو گیرد او به کنارم چه خوش بود به خدا چو شیر پنجه نهد بر شکسته آهوی خویش که ای عزیز شکارم چ
چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا چو گیرد او به کنارم چه خوش بود به خدا چو شیر پنجه نهد بر شکسته آهوی خویش که ای عزیز شکارم چه خوش بود به خدا #مولانا @My271

جملهٔ بی‌قراریت از طلب قرار توست طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت #مولوی @my271
جملهٔ بی‌قراریت از طلب قرار توست طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت #مولوی @my271

آه! ای آرامش جاوید! کی آیی به دست؟ آسمان، یک لحظه، حالی دلبخواهم داده بود! ‌ #فریدون_مشیری @my271
آه! ای آرامش جاوید! کی آیی به دست؟ آسمان، یک لحظه، حالی دلبخواهم داده بود! ‌ #فریدون_مشیری @my271