𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
رفتن به کانال در Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
نمایش بیشتر1 363
مشترکین
-124 ساعت
-37 روز
-2230 روز
آرشیو پست ها
1 363
When you come to my heart, you make thousands of butterflies fly, you are like the caress of the wind that blows on my face.
1 363
اجازه دادم اتفاق بیافتد.
در گذشته خیلی سعی میکردم که در مقابل بروز اتفاقات ناخوشایند مقاومت کنم. گاهی موفق میشدم.
اما بعد، یک خستگی مفرط به من غلبه کرد.
یک چیزی شبیه به روحی حاضر در جسمی مرده. مثل روحی ام که جسم در حال پوسیدنش را ترک نکرده. و میبینم که بدنم سرد و کبود است؛ گوشتم از درون درحال فروپاشیدن است و حشرات پوستم را میشکافند و احشائم را میخورند. اما کاری هم از دستم برنمی آید. یا شاید مایل به انجام هیچ کاری نیستم...
میبینم که اتفاق میافتد، اما خسته تر از آنم که جلویش را بگیرم. پس اجازه دادم اتفاق بیافتد.
اجازه دادم اطرافیانم از من متنفر شوند.
درباره ام فکر های بد کنند و آدمِ بدِ داستان شان بشوم. که وقتی جایی کنار کسی نشستند، از فرط ظلم هایی که در حقشان شده حرفی داشته باشند که بزنند.
باید هم همینطور باشد. هرچه باشد سال ها وقت صرف کرده ایم که از آن صمیمیت ها به این بی تفاوتی برسیم...
مطمئن نیستم آن موقع ها که انرژی اش را داشتم، تلاشم واقعا موثر واقع میشد یا نه...
به هرحال فعلا از این حال خوشم می آید.
دراز میکشم و اجازه میدهم ثانیه ها زندگی ام را ذره ذره بخورند و مثل کرم ها در جنازه ام بلولَند.
میگذارم اتفاق بیافتد.
حواله ام به چراغ نفتی!
۴ مرداد ۱۴۰۲
1 363
آره سریالی بود که قسمتای اولش خیلی خوش ساخت تر بود ولی درکل برای دوازده قسمت مناسب بود.
1 363
درود، بلی تقریبا سعی میکنم هرشب آهنگ های مورد پسندم رو براتون بذارم(یک اجتماع شبانه)
1 363
چه میشود اگر اینطور نباشد،اگر قرار نباشد طوری که ما رویا پردازی کرده بودیم پیش رود!اگر کسی که اشتباه کرده است ما باشیم!حال دیگر راه بازگشتی نیست،صداها بلند خواهند شد و علامت های سوال فرو خواهند ریخت و زیر پای خاطراتمان خرد میشوند،همانطور که ایستادهایم و نگاه میکنیم در گوشه و کنار جهانی که باقی مانده است رویدیوارها رویاهایمان را نقاشی میکنیم که همگان درپناهگاه های ریزش پنهان شدهایم درحالی که باغ های عدن در بالای سرمان میسوزند،چه میشود اگر اینطور نباشد،اگر قرار نباشد طوریکه ما رویا پردازی کرده بودیم پیش رود!اگر کسیاشتباه کرده باشد با کسانی که بهشان تبدیل شدهایم چه باید کرد!
هیچ چرخشی برای بازگشت وجود ندارد،شاید وقت آن رسیده باشد که حرف هایمان را با صدایی بلند فریاد زنیم .
1 363
آدم دوست داره که دیگه چیزی براش مهم نباشه، دوست داره بتونه نسبت به همهچیز و همهکس بی
تفاوت باشه،به هیچ چیز فکر نکنه و اگه ذهنش رفت
سمتش یا حرفی ازش شد با بیتفاوتی پاش رو بندازه روی پاش،سرشو تکون بده و بگه عیبی نداره.
آدم به بیتفاوتی نیاز داره،که بتونه در اون صورت از
خودش محافظت کنه،چون که فکر میکنه هرچیزی که براش مهم بشه میتونه بهش آسیب بزنه،پس سادهترین واکنش بعد هر لطمه هر ترس انکاره، چیزی نشد،چیزی نبود،مهم نیست مدام با خودش تکرار میکنه با این امید که شاید روزی همه چیز عوض شد،بهتر شد تا دیگه ته دلش رخت نشورن،
که حس رها شدگی و حقارت نکنه،تا شاید واقعا مهم
نباشه.شاید مهم باشه که بفهمیم چیزهای مهمی بودن چون ما بهشون توجه کردیم،یا چون مهم بوده توجهمون رو به خودش جلب کرده!شایدم همه چیز به اولویتها برمیگرده به میل و توجه خودخواهانه.
تو این مسیر هیچ توقفی نیست به این نیش ترمزهای گاه و بیگاه هم توجه نکن،ولی بهت قول میدم حالت عوض میشه،این قطار تا ایستگاه آخر
هیچ توقفی نداره.
