fa
Feedback

فریب کلاهبرداران را نخورید! تل‌متریو این کانال‌ها را شناسایی و برچسب‌گذاری می‌کند 👉 برای مشاهده برچسب، اشتراک تهیه کنید

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺

رفتن به کانال در Telegram

در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f

نمایش بیشتر
1 358
مشترکین
-124 ساعت
-77 روز
-2130 روز
آرشیو پست ها
‌ ‌ ‌‌‌ ‌ نمیدونم اعتقاداتت چقدر و چطوریه ولی اگه فکر کردی میشه برا خودت تو این ایام یه سری هم به حضرت زهرا بزن. امیدوارم به چیزی که میخوای برسی دختر:)

طبق ناشناسایی که تا الان گرفتم راستش فکر نمی‌کردم آدمایی باشن که انقدر اینجارو دوست داشته باشند ، این یه هایلایت بزرگ میشه تو مغزم ازین به بعد : ناشناسایی هستن که تو و سینگولاریتی رو دوست دارن

‌ ‌ ‌‌‌ ‌ دوست داریم مراقب خودت باش♡

https://telegram.me/BChatBot?start=sc-780881-HJmdX46 تا پایان فردا به حرف هاتون گوش میدم. اگه حرفی برای بدرقه هست پاسخگوام.

اینجارو دوست دارم! اینجا بخشی از وجودمه ، اینجا خونه‌ایِ که هیچوقت حس نکردم داشته باشم ، اینجا دوستیِ که هیچوقت نداشتمش ، تکیه گاهی که هیچوقت حسش نکردم ، اینجا یه اتاق فراره ، فراری از واقعیات ، دردها ، خشم ها ، اگر که یک سال ، یک سال و نیمه که همراه من و سینگولاریتی هستی میدونی که چقدر اینجا برام با ارزشه ، هم خودش هم اعضایی که از وقتی اینجا ده نفر بودن با من بودن تا حالا ولی چه‌کنم که قلبم شکسته ای همنشین ، چه کنم که دیگه هم آوردن و تحمل این زندگی خیلی برام سخت شده ، این بارِ دل شکستگی خیلی روی شونه هام سنگینی می‌کنه و می‌خوام فعلا از همه جا برم . سر به آغوش سرد تنهایی بذارم و فکر کنم قوایی داشته باشم برای حرکت ، حقیقت اینه که حالِ صاحب این خونه خیلی بده و باید یک مدت این خونه رو بدون صاحب خونش تحمل کنید ، سپاس که همیشه همراه بودین ، به امید روز فریاد آزادی ، روز رهایی.

من همیشه رابطه‌م با خودم خیلی پیچیده بوده ، عاشق خودم بودم و از خودم متنفر‌ بودم ، صمیمی ترین کَسِ خودم بودم و غریبه ترین کَس ، بهترین خودم بودم و بدترین ، رفیق خودم بودم و دشمن ، حالا به این منی که ساخته شده نگاه میکنم.منی پر از تناقض ، پر از کمال‌ و نقص. حالا لبه پرتگاهم و نمی‌خوام که بپرم. به خودم نگاه میکنم ، من چی‌ام؟! همون سازی که هیچوقت نواخته‌نشد،اون کتابی که خاک خودم و خونده نشد،گیاهی که جوونه زد ولی رشد نکرد،پر ازخواستن ها و نتوانستن ها ، نشدن‌ها،شکلی دیگر با ظاهری متفاوت و زندگی در تجسم و خیالی تلخ تر از زهر ، حالا بر ، لبه بلندی ایستادم و کوتاهم ، من چی‌ام؟ کودکی که هرگز زاده نشد،هراسی که هرگز به رهایی نرسید ، خشمی که هرگز فریاد نشد،آنقدر همه چیز در دلش ماند تا که حالا ، هویتش را گم کرد ، حالا من با من غریبه،است ، پر از تناقض ، پر از غریبگی ، همیشه حس میشد که خود را میشناسم، اما حالا میبینم اینهمه تاریکی رو ، و نه!نوری اینجا نیست!فعلا نیست، تاریکه! مطلقا تاریکه. نیاز دارم به یک انقلاب درونی و رهایی از بند این هراس ها قبل اون باید دوباره بشناسم این غریبه‌ی توی آیینه رو.

حالم! مثل نهالی که با تبر افتاده باشن به جونش.

" گویی که این خزان همه شب‌هایش طولانی بود "

" گویی که این خزان همه شب‌هایش طولانی بود "

" گویی که این خزان همه شب‌هایش طولانی بود "

انسانهایی با مغزهای تو خالی و قلب‌های ماشینی.

حقیقتا دارم فکر میکنم روش

اینو تو چنلتون فوروارد کنین و توی همین سبک یچیزی رو توصیف کنین منم سعی میکنم تا جایی که توانش بود بِکشمشون🌆
+1
اینو تو چنلتون فوروارد کنین و توی همین سبک یچیزی رو توصیف کنین منم سعی میکنم تا جایی که توانش بود بِکشمشون🌆

هر آینه ، هر آینه با شما بگویم : دانه‌ی گندمِ کاشته شده در زمین اگر نمیرد تنها ماند ، اگر بمیرد ثمرات بسیاری به بار آرد. ( انجیل یوحنا)

و ما در انتهای دالانی تاریک به دنیا آمدیم با خشمی خفته زاده شدیم و بندنافمان را با تعصب بریدند ، هیچکدام به فکرشان نرسید که روزی روشنایی تفکراتمان می‌تابد به تاریکی آن دالان تار، راه را پیدا می‌کنیم و همه را از آن تاریکی که بر تفکراتشان حکم فرما شده بود ، رهایی می بخشیدیم.

من فرزند زنی به نام حوا ، این مرز های نزار چیست!

SUMMER STRIKE

آ ۲۸ ذ ۲۹ ر ۳۰

به امید شهری خیالی آبی زلال تر سروی بلندتر نوری روشن تر خاکی پر بار تر رنگی زیباتر فرشی پر نقش دلی پرنور تر که بگیرد من ، تو ، او ، ما ، شما را در بَر.