𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
رفتن به کانال در Telegram
در جستجوی خویش Playlist Daily : @calffee Movies Daily : @FAINALYSISS https://t.me/BiChatBot?start=sc-ac573e501f
نمایش بیشتر1 360
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-27 روز
-1930 روز
آرشیو پست ها
1 359
سلام قشنگ ترین صاحب خونه
من از سال پیش که اومدم تو چنلت با یه دنیای جدیدی آشنا شدم و با اینکه ندیدمت کاملا عزیز و قابل احترامی برام ، از همون یک سال پیش تو تقویمم تولدت رو علامت زدم که یادم نره آدمی که با تک تک نوشته هاش بهم زندگی بخشیدو همیین دیگه
تولدت رو از اعماق قلبم تبریک میگم و امیدوارم بهترینا برای تو و سینگولاریتی اتفاق بیوفته مرسی که به دنیا آمدی😍😘💋❤
1 359
تقریباً دوسال از این متنی که نوشتم میگذره
و حالا من همونم آمیختهای از سیاهی و سپیدی
نور و تاریکی که خود را یافته است.
1 359
Repost from 𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
همیشه وجود بیگانه ای را در درونش احساس میکرد. همیشه بخشی از وجودش آکنده از آن بود که شرارت عظیمی را وقف این جهان کند.
بیگانه هرروز رأس ساعت بی خوابی برمیخاست و نگاهی به او می انداخت نیشخندی مرموز میزد و شروع میکرد رقصی سر دادن، رقصی که نه آسمانی بود و نه زمینی، رقصی که اسمش را گذاشته بود رهایی از خویشتن.
بیگانه همان بُعد خاموشی بود
بیگانه به خویشتن نگاهی میانداخت
دستانش را میگرفت و به خود نزدیکش میکرد و با بوسه ای طولانی به استقبالش میرفت.
چیزی در درون خویشتن تغییر کرده بود.
شعلهی آتشی سیاه رنگ در وجودش روشن گشته بود و او دیگر خودش را به خاطر نمیآورد، فقط یک چیز یادش مانده بود، طعم بوسه ای شیرین آمیخته با غرور و شرارت بوسه ای ترسناک و دوست داشتنی.
از خواب پرید.
دریافت چیزی در درونش عوض شده.
دریافت که دو بُعدِ بیگانه اش به هم رسیده اند، حال نه آسمانی بود نه زمینی، بلکه چیزی بود حاصل از آمیختگیِ سیاهی و سپیدی،
نور و تاریکی.
درآخر خودش را یافته بود.
- @IDsingularity
1 359
Repost from 𝘚𝘪𝘯𝘨𝘶𝘭𝘢𝘳𝘪𝘵𝘺
همیشه وجود بیگانه ای را در درونش احساس میکرد. همیشه بخشی از وجودش آکنده از آن بود که شرارت عظیمی را وقف این جهان کند.
بیگانه هرروز رأس ساعت بی خوابی برمیخاست و نگاهی به او می انداخت نیشخندی مرموز میزد و شروع میکرد رقصی سر دادن، رقصی که نه آسمانی بود و نه زمینی، رقصی که اسمش را گذاشته بود رهایی از خویشتن.
بیگانه همان بُعد خاموشی بود
بیگانه به خویشتن نگاهی میانداخت
دستانش را میگرفت و به خود نزدیکش میکرد و با بوسه ای طولانی به استقبالش میرفت.
چیزی در درون خویشتن تغییر کرده بود.
شعلهی آتشی سیاه رنگ در وجودش روشن گشته بود و او دیگر خودش را به خاطر نمیآورد، فقط یک چیز یادش مانده بود، طعم بوسه ای شیرین آمیخته با غرور و شرارت بوسه ای ترسناک و دوست داشتنی.
از خواب پرید.
دریافت چیزی در درونش عوض شده.
دریافت که دو بُعدِ بیگانه اش به هم رسیده اند، حال نه آسمانی بود نه زمینی، بلکه چیزی بود حاصل از آمیختگیِ سیاهی و سپیدی،
نور و تاریکی.
درآخر خودش را یافته بود.
- @IDsingularity
1 359
های بر تو
والا من شیش ساله آرمی ام ولی کلا یک سالی هست کلا کیپاپ زیاد گوش نمیدم ولی از کارای بلک پینک هم خوشم میومد یادمه و دِرُز اما کلا سولوییستاشون رو خیلی کارهای برجسته تری دارن
مثل
Taeyeon - Gemini - DPR IAN - WOOSUNG -IU - ROY KIM - Janet sush - LEE HI
فعلا همینا در خاطرمن
1 359
شاید توهم مثل من هرسال خیابونا رو به دنبال یک چیز میگردی ، شاید توهم مثل من سالهای ساله که رفتی و اون رو یک روز جا گذاشتی ، تولدت مبارک باشه که امروز بارونه ، تولدت مبارک باشه که آغوش
های ما گرمه.
1 359
ترفند محبت آمیز طبیعت
هرسال یک سال به مرگ نزدیک تر میشود ، پیرشدن شبیه به خسته شدن است ، خستگی که با هیچ مقداری از خواب جبران نمیشود هرسال اوضاع بدتر از قبل میشود ، مثلاً عکس بد امروز میشود عکس خوب سال بعد ، هیچ تفاوتی در میان نیست ، هرآنچه برای دیگری اتفاق افتاده برای اوهم اتفاق خواهد افتاد ، هیچ گریزی نیست ، این چرخه ادامه دارد تا تو را به چیزی به نام مرگ نزدیک کند ، کمکم زیبایی جای خود را به کهنگی میدهد ، همه چیز خیلی آرام اتفاق میوفتد این طرفند محبت آمیز طبیعت است.
1 359
و چه کسی میداند جز خود او ، که تنها پناهگاهش
تنها نقطه امنش در این کره خاکی وقت و بیوقت یک میز و کتابهایی اند که تکهای جداناشدنی از روحش اند.
